صفحه ها
دسته
دامنه‌هاي‌سايت
دوستان
سايت‌هاي برتر
برخي از نوشته ها
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 618741
تعداد نوشته ها : 510
تعداد نظرات : 479
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

در تاريخ ايران چهر‌ه ها و نام‌هاي زيادي در عرصه‌هاي ديني و سياسي و فرهنگي و علمي وجود دارند كه با وجود اينكه نامشان در تاريخ ثبت شده، اما به علت عدم ازدواج، نسلشان منقطع و هيچ فرزند و نشانه‌اي از آنها به يادگار باقي نمانده است.

اين بار به سراغ برخي از اين چهره‌ها رفتيم و آنها را براي شما معرفي مي‌كنيم:


 
سيد جمال الدين اسدآبادي همداني

سيد جمال الدين اسدآبادي همداني از بزرگترين مصلحان و بيدارگران در جهان اسلام است كه بعد از گذشت نزديك به ۱۱۵ سال از شهادت مظلومانه اش در گوشه زندان جور حكومت عثماني، نامش زنده است و افكارش جاويد.
 
اين مجاهد بزرگ در طول زندگي اش شاگردان بسياري پروش داد ولي به دليل عدم تشكيل خانواده و ازدواج نكردن، فرزند و يادگاري برجاي نگذاشت . شهيد مرتضي مطهري در مورد سيد جمال الدين اسدآبادي چنين عنوان مي‌كند: سيد جمال هر كار ممكن را براي درمان درد‌هاي جامعه انجام داد. مانند مسافرت ها، تماس ها، سخنراني ها، نشر كتاب ومجلات، تشكيل حزب و جمعيت و حتي ورود و خدمت در ارتش بهره جست. در عمر 60 ساله خود(1314-1254 ه. ق )ازدواج نكرد و تشكيل عائله نداد زيرا با وضع غير ثابتي كه داشت و هر زماني در كشوري به سر مي‌برد و گاهي در تحصن يا تبعيد يا تحت نظر بود، نمي توانست مسئوليت تشكيل خانواده را برعهده بگيرد.
 
 
 
سيد ابوالقاسم انجوي شيرازي
 
سيدابوالقاسم انجوي شيرازي پژوهشگر و نويسنده معاصر در سال 1300 ش. در شيراز به دنيا آمد. تحصيلات مقدماتي خود را در مدارس علميه تهران و مشهد آغاز كرد، سپس به تهران رفت و در دبيرستان دارايي تحصيلات خود را پي گرفت. او تا مقطع ليسانس ادامه تحصيل داد، سپس در سال 1329 به سوييس رفت و تحصيلات خود را در رشته علوم سياسي و اجتماعي در ژنو تكميل نمود. بعد از شهريور 1320 و سقوط رضا شاه، استاد انجوي به فعاليت هاي سياسي روي آورد و از حدود سال 1322 نيز فعاليت هاي مطبوعاتي خود را آغاز كرد. استاد انجوي شيرازي از چهل سالگي به كار گردآوري اسناد و حفظ و نگهداري روايات و ميراث فرهنگي مردم پرداخت. . استاد انجوي شيرازي در شهريور 1372، در تهران درگذشت و در گورستان ابن بابويه به خاك سپرده شد. وي هرگز ازدواج نكرد اما دوستان زيادي داشت. وي از آخرين دوستان صادق هدايت بود.
 
 
 

ميرزا ابوالحسن جلوه

حكيم الهي ميرزا ابوالحسن جلوه يكي از دانشوران جهان تشيع است كه در عصر قاجار چون ستاره‌اي فروزان در آسمان حكمت درخشيد و با تلاشي ارزشمند و كوششي وافر مشعل حكمت را در اين عصر روشن نگاهداشت . حكيم جلوه از لحاظ نسب به سلسله‌اي از سادات طباطبا انتساب دارد كه از طريق پدر به امام حسن مجتبي عليه السلام و از طريق مادر به حضرت امام حسين عليه السلام مي‌رسد و يكي از اجداد او سيد بهاءالدين حيدر است كه در قرن هفتم در زواره مي‌زيست و زماني كه قوم وحشي مغول به اين شهر يورش آوردند اين سيد وارسته چون شير شجاع رهبري دفاع مردم اين شهر در مقابل مهاجمان را عهده دار گرديد و سرانجام به دست خونخواران مغول به شهادت رسيد و در خانه اش دفن گرديد و مرقدش اكنون زيارتگاه مردم مي‌باشد. وي نيز همسري اختيار نكرد.
 
 
 
 
 
فرخي يزدي

محمد فرخي يزدي شاعر مبارز معاصر در سال ۱۲۶۷ شمسي مصادف با ۱۳۰۶ه. ق در يزد چشم به جهان گشود و علوم مقدماتي را در آن شهر فرا گرفت. فرخي از همان كودكي رنج وسختي را حس كرد واز نزديك سختي و رنج اطرافيان خود را ديد و بر اثر اين رنجها بود كه روحيه انقلابي در وي پديدار گرديد و چون ذوق سرشاري به شعر داشت افكار انقلابي خود را به نظم كشيد. فرخي در اوايل پيدايش مشروطيت و تشكيل حزب دموكرات ايران از دموكرات خواهان يزد گرديد و در نتيجه سرودن اشعار انقلابي حاكم يزد دستور داد دهان او را با نخ و سوزن بدوزند و اين نمونه‌اي از جناينكاريهاي دوران استبداد بود. او به اتهام توهين به خانواده سلطنتي دستگير شد و به زندان افتاد و سر انجام در ۲۵ مهرماه سال ۱۳۱۸ شمسي به دستور رضاشاه در زندان شهرباني به وسيله آمپول هوا كشته شد كه از مدفنش نيز اطلاع دقيقي در دست نيست. فرخي نير متاهل نبود و بدون فرزند از دنيا رفت.
 
 
 
 
 
 
 
جهانگير خان قشقايي

جهانگيرخان قشقايى در سال 1243 ه‍. ق. در خانواده‏اى تحصيل كرده به دنيا آمد. . او، فرزند محمد علي خان ايلخاني از بزرگ زادگان ايل قشقايي است. وي فقيه، فيلسوف و شاعر شيعي، و پدرش از خان‌هاي تيره ي دره شوري ايل قشقايي بود. تا چهل سالگي چون ديگر خان ها، اوقات خود را تفريح و تفرج و شكار گذرانيد. (باستاني پاريزي، ص 410) روزي گذرش به مدرسه ي چهارباغ افتاد و در ملاقات با درويشي، شوق تحصيل در دلش شعله كشيد. او در علوم عقلي به جايي رسيد كه عالمان وقت به شاگردي اش مباهات مي‌كردند. وي متخصص در علوم فلسفه، فقه، و اخلاق بود، و شعر نيز مي‌سراييد. شاگردان او، فاضل توني، سيد حسن مشكان طبسي، شيخ اسدالله ايزد گشسب، فرصت الدوله شيرازي، ضياءالدين دري، حاج آقا رحيم ارباب و جلال الدين همايي بودند. جهانگير خان در اثر بيماري در اصفهان در گذشت و در تكيه ي ترك به خاك سپرده شد. آثار كه از او به جاي مانده، شرحي بر نهج البلاغه است. وي نيز ازدواج نكرد و همسري نداشت . آيت اللَّه جهانگيرخان در 85 سالگى، رمضان سال 1328 ه‍. ق. در اصفهان فوت كرد.
 
 
 
شيخ مرتضي طالقاني

شيخ عارف و زاهد مرتضي طالقاني در سال 1274 هجري قمري در قريه ديزان طالقان به دنيا آمد .
مرحوم علامه جعفري نزدشيخ مرتضي طالقاني مقداري درس معارف خوانده بودند و همچنين بخشي از فلسفه و عرفان را از ايشان آموخته بودند؛ در واقع استاد مسلّم علامه در عرفان عملي شيخ مرتضي طالقاني بوده است و از گفته‌هاي علامه جعفري (ره) استفاده مي‌شود، تاثير ايشان از شيخ مرتضي طالقانيقابل وصف نيست و هر وقت علامه از ايشان ياد مي‌كردند اشك از چشمانشان جاري ميشد.
يكي از ويژگي‌هاي اين استاد، اين بود كه تا آخرين لحظات عمر، تنها زيست و ازدواج نكرد؛ گرچه او داراي فرزند جسمي نبود، اما شاگردان فراواني در مكتب او پرورش يافتند كه هر كدام از آنان به منزله فرزندان روحاني او هستند. اين فقيه و عارف بزرگ، 89 سالگي ديده از جهان فرو بست و در جوار قرب معبود آرام گرفت. او، زندگاني با سعادت گذراند و با سعادت از جهان رخت بربست.
به احتمال قوي مرجع عصر آيت الله العظمي آقا سيد ابوالحسن اصفهاني بر جنازه اش نماز گزارد و در ايوان سوم از حجرات جنوب غربي صحن شريف علوي به خاك سپرده شد.
 
 
حكيم هيدجي

مرحوم شيخ محمد حكيم هيدجي در زنجان زاده شدو شاگردان بسياري در محضر وي به تحصسل غلوم ديني پرداختند . وي از علماي تهران بود كه تا آخر عمر حجره‌اي در مدرسه منيريه متصل به قبر امامزاده سيدناصرالدين داشت، زمان ارتحال اين عالم جامع در معقول و منقول را آخر ماه ربيع الاول سال ۱۳۴۹ه. ق مطابق تابستان ۱۳۱۴ه. ش نوشته‌اند.، شهيد مرتضي مطهري سال فوتش را ۱۳۳۹ه. ق ( ۱۳۱۴ه. ش) مي‏داند، جنازه‌اش را بر حسب وصيت او به قم حمل نمودند و بعد از اقامه نماز ميت توسط آية اللّه حاج شيخ عبدالكريم حائري يزدي در قبرستان بابلان واقع در شمال شرقي بارگاه حضرت معصومه دفن نمودند و بر مرقدش گنبدي نيز ساخته‌اند . وي ازدواج نكرده بود.
حكيم هيدجي از دوران طفوليت ذوق شعري داشت و در نوجواني به سرودن اشعار فارسي و تركي پرداخت.
 
 
 
سهراب سپهري

سهراب سپهري شاعر و نقاش نام آشناي معاصر در 15 مهر ماه 1307 در شهر كاشان به دنيا آمد. سپهري در سال 1357 به بيماري سرطان خون مبتلا شد و در سال 1358 براي درمان به انگلستان رفت، اما بيماري بسيار پيشرفت كرده بود و سرانجام در اول ارديبهشت ماه 1359، سهراب سپهري به ابديت پيوست. وي در طول زندگي ۵۲ساله خود همسري اختيار نكرد.
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
آخوند كاشي

عارف متأله ملا محمد كاشاني معروف به آخوند كاشي، در سال 1249 هـ . ق به دنيا آمد . بزرگترين استادش علامه نامدار، حكيم آقا محمد رضا قمشه‌اي بوده است . يكي ديگر از استادان وي، محدث متبحر، ميرزا حسين نوري بود . مرحوم آخوند كاشاني داراي حالات معنوي و عرفاني بسيار عجيبي بوده و حكايات نقل شده از ايشان عموماً به حد تواتر رسيده است . وي معاصر و يا ر صميمي حكيم جهانگير خان قشقايي بوده و ارتباط قلبي خاصي با يكديگر داشته و گويا هم بحث نيز بوده‌اند . بسيار ي از علما و مراجع بزرگ در زمره شاگردان مرحوم آخوند بوده و از خرمن علم و عرفان او توشه گرفته‌اند كه از جمله آنها مي‌توان به مرحوم حاج آقا رحيم ارباب، آيت الله بروجردي، آقا سيد حسن قوچاني مشهور به آقا نجفي و شهيد سيد حسن مدرس اشاره كرد .
حالات عجيبه و حكايات عجيبه از او نقل شده و عموماً به حد تواتر رسيده، مدت 84 سال تقريباً عمر نموده و در اين مدت مجرد زيسته تا سرانجام در روز شنبه 20 شعبان المعظم سال 1333 وفات يافته در تخت فولاد در جنب « لسان الارض » مدفون گرديد . عبارت لوح قبر آن بزرگوار چنين است : « فقير الحق اضعف خلق الله آخوند ملا محمد كاشاني » . مجرد زيستن آخوند كاشي و دوستش حكيم جهانگير خان قشقايي اگر به علت نقص فني بوده ايرادي وارد نيست، ولي اگر با اختيار ازدواج نكرده‌اند، كاري نه تنها در خور ستايش نمي‌باشد، كه قابل ايراد هم هست، به خصوص از كساني چون اينان از علماي دين و پيشوايان مسلمين.
 
 
حكيم عباس دارابي
 
 
ميرزا عباس شريف دارابي (زاده 1300 يا 1301 ق): او حكيم، فيلسوف، عارف و فرزند ميرزا بابا بود. تحصيلات مقدماتي را در داراب نزد محمد نصير آغاز كرد و براي تكميل تحصيلات به شيراز رفت. پس از ناموفق بودن سفرش به عاليات عاليات براي تحصيل فقه و اصول و شرعيات (در راه گرفتار راهزنان شد) به شيراز بازگشت، و براي كسب علوم معقول به سبزوار نزد فيلسوف گرانقدرحاج ملا هادي سبزواري رفت و پس از اتمام دوره ي فراگيري اش به شيراز بازگشت و به تدريس علوم معقول و حكمت اسلامي پرداخت و در عرفان، از محضر عارف آن زمان ميرزا ابوالقاسم سكوت كسب فيض كرد. معروف ترين شاگردانش عبارتند از: ملا عبدالله زرقاني، ميرزا محمد صادق سرو ستاني، شيخ محمد كاظم فيروزآبادي، سيد آقا فيروزآبادي، ملا احمد دارابي، شيخ محمود - پيشنماز مسجد گنج شيراز - فرصت (شاعر)، سيد علي كازروني، شيخ احمد شيرازي و سيد صدرا كوه پايه اي. حكيم دارابي ازدواج نكرد تا اين كه حدود 75 سالگي در شيراز از دنيا رفت و در حافظيه به خاك سپرده شد.
 
 
علي اكبر دهخدا

علي اكبر دهخدا از خبره ترين و فعال ترين استادان ادبيات فارسي در روزگار معاصر است كه بزرگترين خدمت به زبان فارسي در اين دوران را انجام داده. لغت نامه بزرگ دهخدا كه در بيش از پنجاه جلد به چاپ رسيده است و شامل همه لغات زبان فارسي با معناي دقيق و اشعار و اطلاعاتي درباره آنهاست و كتاب امثال و حكم كه شامل همه ضرب المثل‌ها و احاديث و حكمت‌ها در زبان فارسي است خود به تنهايي نشان دهنده دانش و شخصيت علمي استاد دهخدا هستند. دهخدا به غير از زبان فارسي به زبانهاي عربي و فرانسوي هم تسلط داشته و فرهنگ فرانسوي به فارسي او نيز هم اكنون در دست چاپ مي‌باشد.
دهخدا علاوه بر اين كه دانشمند و محقق بزرگي بود مبارز جدي و كوشايي نيز در انقلاب مشروطه محسوب مي‌شد. او مبارزه را نيز از راه نوشتن ادامه مي‌داد و مطالب خود عليه رژيم مستبد قاجار را در روزنامه صور اسرافيل كه از روزنامه‌هاي پرفروش و مطرح آن زمان بود چاپ مي‌كرد.
علي اكبر دهخدا در حدود سال 1297 هـ. ق (1257 خورشيدي) در تهران متولد شد. اصليت او قزويني بود.
 
 
 
سيدجلال الدين آشتياني

علامه سيد جلال الدين آشتياني مفسر و فيلسوف و پرچمدار حكمت صدرايي در دوران معاصر و شارح بزرگ مكتب فلسفه اشراق و عرفان اصيل اسلامي، بي گمان يكي از شخصيت هاي استثنايي تاريخ و فرهنگ معاصر ايران زمين بود. نكته اي كه درباره وي مورد اتفاق همگان است، اين است كه: علامه آشتياني، انساني متعالي و فيلسوفي والامقام در حد ملاصدراي زمان بود
سيد جلال الدين ميرى آشتيانى در سال ۱۳۰۴ خورشيدى در قصبه آشتيان از توابع سلطان آباد اراك در خانواده اى كاملاً متدين و مذهبى، چشم به جهان گشود. سيد جلال الدين آشتياني، پس از گذراندن بيماري طولاني و بر اثر كهولت سن در سن هشتاد سالگي در سوم فروردين ماه 1384 هجري شمسي دار فاني را وداع گفت. وي از بازماندگان حكمت صدرايي در ايران محسوب مي‌شد كه آثار منحصر به فردي را خلق كرده بود. وي سالها در خدمت امام خميني شاگردي نموده و از دوستان صميمي مرحوم سيد مصطفي خميني بوده است . غلامه آشتياني نيز همسر و فرزند نداشت و تا ژايان عمر مجرد باقي ماند.
 
 
 
 
 

ميرزاده عشقي

ميرزاده عشقي شاعر و روزنامه نگار معاصر نامش « سيد محمد رضا » فرزند « حاج سيد ابوالقاسم كردستاني » ودر تاريخ دوازدهم جمادي الآخر سال 1312 هجري وقمري مطابق 1272 خورشيدي وسال 1893 ميلادي در شهر همدان متولد شده است و در ۱۲ تير ۱۳۰۳ به دست عوامل رضاخان كشته شد .

عشقي اخلاقا آدمي خوش مشرب، نيكو خصال وبه ماديات بي اعتنا بود، زن وفرزندي نداشت، با كمكهاي پدري، خانواده، ياران و آزاديخواهان وبالاخره از در آمد نمايش‌هاي خود گذران مي‌كرد.
در آخرين كابينه نخست وزيري « مرحوم حسن پيرنيا، مشيرالدوله » از طرف وزارت كشور به رياست شهرداري اصفهان انتخاب گرديد ولي نپذيرفت.
 
 
 
 
كلنل محمدتقي خان پسيان

كلنل محمدتقي خان پسيان ازنظاميان دوره قاجار و از مبارزان عليه استعمار در تاريخ معاصر است . محمد تقي پسيان نه تنها صاحب قلم و داراي قريحه هنري و ذوق ادبي بود بلكه نخستين هوانورد ايراني است كه در كشور آلمان ۳۳ بار به هوانوردي پرداخته و مي‌خواست اين هنر را در ايران به جوانان آموزش دهد. وي در سال ۱۲۷۰در تبريز متولد و در سال ۱۳۰۰ در قوچان كشته شد و قر وي در آرامگاه نادرشاه در مشهد قرار دارد .
بايد اذعان كرد اگرچه كلنل ازدواج نكرد ولي به روايت اسناد روابط فعالي با خانمهاي خارجي داشت. يكي از شواهد در مورد زمانيست كه در آلمان زندگي مي‌كرد با يك زن آلماني بنام كناير آشنا شد واو را بعنوان استاد موسيقي خود معرفي مي‌كند و حتي تازمان قيام وحكومت خراسان نامه‌هايي بين او و خانم كناير ردوبدل مي‌شود.
 
 
 
 
صادق هدايت

اين نويسنده پوچگرا و نام آشناي ايراني نيز هرگز ازدواج نكرد و درنهايت در سال ۱۳۳۱ دست به خودكشي زد . البته وي در دوران جواني با دختري دوست بود به نام ترز . ترز همدم صميمي هدايت در رنس، در زمان تحصيل هدايت در پاريس بوده است. پدر او در جنگ بين الملل اول در جبهة «مارينو» كشته شده بود و مادرش آرزو داشت دخترش با مرد دلخواه خود ازدواج كند و خوشبخت شود. صادق عاشق ترز بود ولي ترز خيانت كرد به خاطر همين صادق براي خودكشي خودش را در رودخانه‌اي كه از زير برج ايفل رد ميشه‌انداخت . يعني اولين خودكشي صادق عشقي بوده . از انجايي كه هدايت آدم فوق حساس و احساسي بوده نگاه بدي به جنس زن پيدا ميكند كه در داستان « زني كه مردش را گم كرد » كاملا مشهود است، داستان را با جمله ي از كتاب فوق زيباي ( اين چنين گفت زرتشت ) «نيچه» با مضمون * به سراغ زنها كه ميروي تازيانه را فراموش مكن * شروع ميكند. شايد يكي از دلايلي كه هدايت تا آخر عمرش مجرد ماند و هيچوقت ازدواج نكرد همين نگاه باشد.

 

دسته ها : تاریخی
سیم 4 1390 17:20

 

از جمله قاتلان و مسببان واقعه كربلا كه بوسيله مختار مجازات شدند

فرد جنايت كيفر
شمر فرمانده پياده سوار لشگر يزيد و سر حسين را از تن جداكرد گردنش را زدند و بر بدنش اسب تاختند
خولي او سرحسين را بر نيزه زد و گوشه‌واره از گوش زنان كند كشته او را در آتش انداخت و خاكسترش را بر باد داد
ابن زياد حاكم كوفه در جنگ موصل كشته شدوجسدش را به آتش كشيدند
عمر بن سعد فرمانده سپاه يزيد و شوهرخواهر مختار مختار كفش خود را پوشيد و صورت عمر سعد را زير كفش خود قرار داد سپس دستور داد سر عمر سعد را ببرند
شرجيل بن ذي الكلاع از پشت سر سيلي به حسين زده بود او را به آتش سوزاندند
حصين بن نمير از فرماندهان گروه ‏تيرانداز به سپاه حسين در نزديكي موصل كشته شد
نافع بن مالك كسي‌كه آب را بر حسين بست  
عمرو بن حجاج فرمانده جناح راست لشگر عمر بن‌سعد پس از فرار از دست مختاردر بياباني از شدت تشنگي، مرد.
بشر بن خوط قاتل جعفر بن عقيل گردنش را زدند و جسدش را در آتش سوزاندند.
بحدل بن سليم انگشت حسين را براي انگشترش بريد هر دو دست و پايش را قطع كردند و آنقدر در خون خود غلطيد تا مرد..
زيد بن ورقاء با شمشير، دست راست ‏عباس بن علي را از كار انداخت او را كه رمقي در بدنش بود، زنده در آتش سوزاندند
حكيم بن طفيل پس از قطع دست راست عباس، دست چپ عباس را از كار انداخت آنقدر بر بدن آن تيز زدند تا مانند خارپشت شد و به هلاكت رسيد
سنان بن انس كسي‌كه نيزه بر پشت حسين زد دست و پايش را بريدند و هنوز جان داشت كه او را در ديگ روغن جوشان افكندند
عبدالله بن اُسَيد كسي‌كه خيمه‌ها را آتش زد  
مالك بن نسير با شمشير بر سر حسين زد دست و پاي او را بريدندو به خود پيچيد تا مرد
اسحاق بن حيوه پيراهن حسين را به سرقت برد و پوشيد  
حارث بن نوفل كسي‌كه تازيانه به زينب زد  
مرة بن منقذ قاتل علي اكبر اول دو دست او را بريدند، بعد زبانش را از دهانش بيرون كشيدندو بعد تنش را در آتش سوزاندند
حرمله قاتل علي اصغر دست و پاى او را بريدند، سپس او را بآتش سوزاندند
اخنس بن مرثد از جمله ۱۰نفري كه بر بدن حسين اسب تاختند با اسب هاي تازه نعل، بر بدنشان تاختند
اسحاق بن حيوه از جمله ۱۰نفري كه بر بدن حسين اسب تاختند با اسب هاي تازه نعل، بر بدنشان تاختند
صالح بن وهب از جمله ۱۰نفري كه بر بدن حسين اسب تاختند با اسب هاي تازه نعل، بر بدنشان تاختند
هاني بن ثبيت حضرمي از جمله ۱۰نفري كه بر بدن حسين اسب تاختند با اسب هاي تازه نعل، بر بدنشان تاختند

 

سی یکم 2 1390 17:5


10-  بنجامین فرانکلین

 بنجامین فرانکلین
اولین کنگره قاره ای از بنجامین فرانکلین (1790- 1706) ، به نام یک ریسک یا خطر امنیتی نام برده است و بین روزهای 5 تا 26 اکتبر سال 1774 لازم دانسته برای رفت و آمد در فیلادلفیا با 3 بادیگارد رزمی ‌مسلح بدون برانگیختن هیچ گونه شکی همراه شد. البته انتظار نمی‌رود این افراد شهروندان دیگر را از دست فرانکین محافظت کنند. از آنها انتظار می‌رود که اسرار کنگره را افشاگری‌ها‌ی فرانکلین و فاش شدن برای عموم دور کنند. کنگره در نهایت در طول ماه‌ها‌ی آخر قبل از جنگ داخلی آمریکا سازش کرد، و حضور بریتانیا در کلونی‌ها‌یی که آشکار، وسیع و کاملا تحمل ناپذیر بودند عادی بود. هرکس از هر دو گروه این را می‌دانست.
فرانکلین علاقه داشت به بارهای متعددی در فیلادلفیا رفت و آمد کند، و وقتی که او مشروب می‌خورد در شرایط خاص دوست نداشت با هیچ کسی حرف بزند. بادیگارش بعدها شهادت داد که او بعد از خوردن 10 آبجوی قوی کاملا سرکش و پرسر صدا می‌شد.


9- فقط یک قدیسه نبود
 فرانسیس آسیسی
قدیسه فرانسیس از آسیسی (1181 تا 1266) قادیسه حامی ‌ایتالیا و حامی‌ حقوق حیوانات بود. او به خوبی برای پرندگان موعظه و سخنرانی می‌کرد. همه نوع افسانه اسرارآمیز در مورد او وجود دارد مثل اینکه: او از 4 زخم استیگما (ناشی از به صلیب کشیدن) رنج می‌برد (تنها حضرت عیسی 5 زخم در بدن داشت). او در روزهای جوانی‌اش در هیئت یک راهب مسافرت می‌کرد تا بتواند سلطان الکامل عرب را متقاعد کند که اگر او اعتقاد به حمایت خدا دارد باید خودش را در آتش بیندازد. او یک بار شهر «گوبیو» در ایتالیا را از شر گرگی نجات داد که به مردم و گاوهایشان حمله می‌کرد. روش او برای این کار این بود که گرگ را به شهر آورد و آن حیوان را غسل تعمید داد! و جالب این بود که گرگ دیگر حتی یک مرتبه هم مزاحم مردم شهر نشد.
افسانه‌ها‌ی زیادی نیز در مورد بستر مرگ او وجود دارد. گفته شده فرانسیس قبل از مرگ از الاغش به خاطر اینکه بار زندگی او را به دوش می‌کشیده تشکر کرده و الاغ هم بعد از شنیدن تشکر او گریه کرده!! سنت فرانسیس تنها یک قدیسه زنده نبود- او مردی متواضع و فروتن بود. او به کشیش شدن و گذراندن تمام عمرش در نقش یک راهب رضایت نداد، چراکه خودش را شایسته این مقام نمی‌دانست. حالا چه کسی می‌تواند حدس بزند که غذای مورد علاقه قدیس فرانسیس چه بود؟ او پای مرغ سرخ شده را خیلی دوست داشت! غذای دیگر مورد علاقه اش غوزک پای خوک بود!


8- جنگ بین تلسا و ادیسون
 تلسا
احتمالا شما هم در مورد نفرت این دو نفر نسبت به یکدیگر زیاد شنیده اید. گفته شده که تنها دلیل اینکه هیچ کدام از این دو نفر جایزه نوبل فیزیک را نبردند این بود که آنها هر چیزی را تحت سلطه قدرتهای قابل توجه خود می‌خواستند تا بتوانند طرف مقابل را خراب کنند. بالاخره وقتی تلسا جریان متناوبی را برای قصد منحصر به فردش از جریان مستقیم روبه بالای ادیسون کشف کرد، این جنگ و دعوا شدت یافت.
DC واقعا بدون کارآرایی بوده و نیاز به کابلی با پهنای بیشتر از دور مچ انسان دارد تا بتواند انرژی کافی برای یکی از ساختمانهای منهتن را فراهم کند. بنابراین تعداد زیادی از این کابل‌ها‌ را در ساختمان‌ها‌ی منهتن انبار کردند و تمامشان به سیستم مرکزی رشته‌ها‌ی منبع انرژی متصل شدند.
تلسا فکر کرد که این منظره زشت وحشتناکی را ایجاد خواهد کرد. او به اتاق هتلش رفت، محاسبات ریاضی انجام داد، طراحی‌ها‌ را مرتب کرد و بالاخره جریان  الکتریسیته
AC را اختراع کرد. رشته سیم‌ها‌یی که امروز ما در وسایل خانگی مان استفاده می‌کنیم دقیقا با همان پهنایی هستند که او در اولین آزمایشات خود استفاده کرد.
ACخیلی سریع پیش می‌رود، و تقریبا ادیسون را ورشکسته کرد. کسی که با شخصیتی منزوی و فوق‌العاده افسرده و بی عاطفه مبارزه می‌کرد. او از روی عمد و در ملا عام از الکتریسیته AC برای کشتن یک فیل استفاده کرد. او فیل را از باغ وحش برونکس آورده بود، او فیل را با گاری از پارک عمومی‌ خارج کرده و خبرنگاران را برای گزارش خبر فراخواند. تا ثابت کند اختراع تلسا چقدر می‌تواند خطرناک باشد. تنها یکی از آن کابل‌ها‌ی عظیم برای چیره شدن به فیل کافی بود.
انتقام او موثر واقع نشد، اما عجیب اینکه دلیلش این بود که برای فیلم همان موقع اتفاق خطرناکی نیفتاد، و البته این یکی از علاقه و خصویات اخلاقی او بود که برای انتقام گرفتن از آدم‌ها‌ حیوانات را زجر می‌داد، امری که اغلب اوقات در آن ناموفق بود.


7- مردی که گربه‌ها‌ را دوست نداشت
 برامس
یوهانس برامس (1997- 1833)، آهنگساز و پیانیست برجسته آلمانی، از گربه‌ها‌ بیزار بود. یکی از محبوب‌ترین سرگرمی‌های او این بود که کنار پنجره اتاقش می‌نشست، پنجره را باز می‌گذاشت و با تیر و کمانی که خودش ساخته بود به گربه‌ها‌ی ولگردی که در خیابان می‌گشتند تیر می‌زد! او به مرور مهارت خیلی زیادی در این کار کسب کرد!


6- سختی‌ها‌ی تدریس
 ارسطو
من با شما شرط می‌بندم که نمی‌توانید نام کسی که این جملات را نوشته حدس بزنید، "نظم و انظباطی که قرار است من به اکثر دانش آموزان بیاموزم رقت انگیز است. آنها اغلب می‌گوید که تکالیفشان را فراموش می‌کنند، به راستی آنها در هنگام انجام دادن تکالیف گیج می‌شوند. آنها نمی‌خواهند چیزی یاد بگیرند،‌ من هم نمی‌توانم این میل را به آنها تزریق کنم. ملت ما محکوم به فناست" جواب: ارسطو (384 تا 322 قبل از میلاد). من فکر می‌کنم که تاریخ هرگز تکرار نمی‌شود.


5- رئیس جمهوری که نمی‌شد سربه سرش گذاشت
 اندرو جکسون
در اینجا یک نقل قول از فیلم «اره ماهی» می‌آوریم: «توماس جفرسون یکبار در محوطه چمن کاخ سفید به مردی شلیک کرد» این گفته نباید حقیقت داشته باشد. شما باور دارید که ‌ها‌لیوود هم حرف راست می‌زند؟!

البته حقیقت چیز دیگری است، رئیس جمهوری که واقعا اینگونه بود اندرو جکسون نام داشت. شاید شما فکر کنید که مردم تا حدی او را می‌شناسند که بهش بد و بیراه بگویند! او در زمان ریاست جمهوری‌اش بین 7 تا 8 دوئل داشت که در دوره‌ها‌ی قبل از او امری رایج بود و چندین اسلحه هم در صندوقش نگهداری می‌کرد.

او از یک مورد ترور جان سالم به در برد، عامل ترور فردی دیوانه به نام ریچارد لاورنس بود که سعی داشت با دو اسلحه به او شلیک کند، که هیچ کدام از اسحله‌ها‌ عمل نکرده و سپس دیوید کراکت او را خلع سلاح کرد، البته قبل از آن لاورنس بالاخره توانست با عصایش به جکسون ضربه بزند.

واقعه مربوط به محوطه فضای سبز باغ سفید زمانی اتفاق افتاد که خبرنگار یک روزنامه ناشناس در حالیکه در بیرون از ایوان کاخ سفید ایستاده بود به بانوی اول که در حال راه رفتن در ایوان بود فحش داد. این جور موارد معمولا یکی از رایج ترین اتفاقات برای جنگ تن به تن یا دوئل در آن زمان بود، اما به عنوان یک رئیس جمهور جکسون این کار را لازم ندانست. او تفنگی را بیورن آورده و به خبرنگار شلیک کرد و خبرنگار از سمت ایوان به سمت فضای سبز پرتاب شد و درگذشت.


4- مرد رنسانس
 باتیستا آلبرتی
لئون باتیستا آلبرتی (1472-1405) را شاید امروزه با عنوان آغازگر رنسانس نشناسند، اما در زمان خودش او را «مرد رنسانس» می‌دانستند. او یک نقاش، مجسمه ساز، معمار، مترجم (بخصوص زبان لاتین) نویسنده، رمزنگار و بالاخره کسی بود که اولین کتاب گرامر رسمی‌ایتالیایی را نوشت.

باوجود این امروزه او در نظر مردم عوام به عنوان یک قهرمان شهرت دارد، به خاطر کارهای برجسته‌اش که آنها حتی اگر هم مجبور هم بودند نمی‌توانستند اجرا کنند.


3- آهنگسازی که جنبه شوخی نداشت!
 باخ
یوهان سباستین باخ (1750- 1685) او اغلب در دعواهای خیابانی مردم را می‌کشت. سال 1705 وقتی که باخ 20 ساله بود و تازه به عنوان نوازنده ارگ در کلیسایی در کوتن آلمان مشغول به کار شده بود، برای به دست آوردن درآمد بیشتر به تردیس خصوصی هم می‌پرداخت.

یک بار یک باسونیست بی استعداد مخصوصا او را استخدام کرد، و بعد از کمی ‌درس دادن باخ بالاخره تسلیم شد و واقعیت وحشت انگیزی را به او گفت، "واقعیت آن چیزی است که وقتی آن را می‌نوازید مثل بز ماده صدا می‌کند"  باسونیست کمی‌دلخور شد و به باخ قول داد که هیچ وقت از گفتن این حرف پشیمان نمی‌شود و سپس او ترک کرد.

بعدازظهر یک روز، باخ در حالیکه کلیسا را به قصد رفتن به خانه ترک می‌کرد در پیاده رو تنگ یک خیابان با باسونیست و دو تا از دوستانش روبرو شده و آنها با او احوالپرسی کردند. باسونیست سپس جمله‌ای با این مفهوم گفت: "حالا چه کسی بز ماده است؟" و بعد سه نفری به باخ خیره شدند.

باخ به آرامی‌ شمشیری را از غلاف درآورده و گفت: «کی دوست داره اولین نفر باشه؟»

دوستان باسونیست لحظه ای مکث کرده، منتها می‌ دانستند که گناهکارند و به سرعت متوجه اشتباهشان شده و دعوا را واگذار کرده و رفتند. باسونیست که همان جا ایستاده بود زخم چندانی برنداشت، اما لباسهایش پاره شد. باسونیست دیگر هرگز مزاحم باخ نشد! (این داستان روایت‌ها‌ی مختلفی دارد، یک نظریه جالب می‌گوید، باخ نمی‌توانسته یک شمشیر در غلاف را با خودش حمل کند مگراینکه کسی در آن محل به او شمشیر داده باشد؛ بنابراین این فرضیه که یک خنجر بزرگ بیرون کشیده باشد منطقی تر است.


2- مرد پاکدامن 84 ساله


نیوتن

واقعیت جالبی در مورد اسحاق نیوتن (1727ـ1643): او با هیچ زنی رابطه جنسی برقرار نکرد. از مطالعه اسناد کمی ‌که از زندگی او باقی مانده مشخص شده او در زندگی به غیر از مادرش حتی رابطه عاطفی و معمولی نیز با هیچ دختر و زنی نداشته و تنها دوستی اش یک دوستی ساده کودکانه در سن 8 سالگی با یکی از دخترهای فامیل بوده!

او فردی پروتستان و از نظر مذهبی بسیار متعصب بود و به همین دلیل داشتن رابطه جنسی قبل از ازدواج را گناه و نادرست می‌دانست. و از آنجایی که بدلیل پرداختن به مباحث ریاضی، اعمال مذهبی و درگیری‌ها‌ی فراوان ذهنی وقتش همیشه پر بود زمانی برای ازدواج کردن باقی نمی‌ماند و نمی‌توانست زنی را در زندگی‌اش شریک کند.


1-  مخترعی با اخلاق بد که کار کردن با او بسیار سخت بود
 لئوناردو داوینچی
لئوناردو داوینچی (1519-1452)
sniper rifle (اسلحه ای دقیق با امکانات تلسکوپی) را اختراع کرد. این اختراع واقعا بی‌مصرف بود، چراکه از همان موقع هیچ وقت این اسلحه پر و مورد استفاده قرار نگرفت. اما برای داوینچی درک این حقیقت که تمام اسلحه‌ها‌ی گرم آن روز درست و دقیق نبودند بسیار سخت بود.
از همان زمان که اسلحه هیچ وقت پر نشد می‌شد فهمید که این اسم واقعا بی مسمی‌است. اما داوینچی نادرستی و عدم دقت در تمام اسلحه‌ها‌ی گرم آن زمان را متوجه شده بود. لوله اسلحه خیلی دقیق نبود، اما خود اسلحه مشکلی نداشت. احتمال دارد مکانیسم تیراندازی
wheel-lock را نیز او اختراع کرده باشد.
Ludovico Sforza دوک میلان، داوینچی را برای اختراع کردن «دستگاه‌ها‌ی جنگی» استخدام کرد، اما در عوض داوینچی طرح چند دستگاه را برای او کشید با تکیه بر یک توپ چوبی که قسمت اصلی تشکیل دهنده یک تانک بود. او همچنین تصویر یک ارابه جنگی را کشید که در دو طرف چرخ‌ها‌یش خارهای وحشتناکی تعبیه شده بود. و یک طراحی شناخته شده از تفنگ فتیله ای که بر یک تلسکوپ سوار شده نیز وجود دارد.
آن تلسکوپ نقش عدسی نور شکن را داشته و چندان قوی نبوده، و فقط آنها را در مشاهدات زمینی مجهز می‌ساخت. داوینچی برای اینکه از دقیق بودن ساخته‌اش مطمئن بشود یکی از دو گلوله ای که در تفنگ فیتیله ای بود را شلیک کرد. طبق اسنادی که از دوک به دست آمده مشخص شده داوینچی برای اینکه دقیق بودن نشانه گیری اش را هم ثابت کند به سربازانی که 1000 متر دورتر سنگر گرفته بودند شلیک کرد. البته در مورد این گفته استدلال‌ها‌ی دیگری نیز هست که نشان از جعلی بودن آن دارد. با این حال صحت آن صددرصد اثبات نشده است.
بد نیست بدانید یکی دیگر از اختراعات جالب داوینچی قیچی بوده است، او برای تسهیل در برش پارچه دو عدد چاقو را به هم بست تا با کمک آن پارچه اش را برش بزند!
 
دسته ها : داستان - تاریخی
سوم 1 1389 18:21

با توجه به تهدید های مرزی موجود علیه تمامیت ارضی ایران بد نیست به این نکته اشاره کنیم که سرزمین کنونی ایران، تنها سی درصد از ناحیه‌ای وسیع است که در تاریخ با نام‌های «ایران‌زمین»،«ایران‌بزرگ » یا «ایرانشهر» و در ‏جغرافیا با نام «فلات ایران» شناخته می شود. ترفند ها و دسیسه های بیگانگان و سستی پادشاهان بی کفایت گذشته بخش های زیادی ازاین سرزمین کهن را در طول فاصله کوتاه 196 ساله از ایران بزرگ جدا نمود که مروری بر چگونگی هر یک از این جدایی ها به رغم تلخی بسیار برای میهن گرایان ایرانی جهت الزام جدیت و حساسیت ما دست کم برای حفظ سرزمین های باقیمانده موجود بسیار آموزنده خواهد بود...

  

گستره سرزمین‌های جدا شده از ایران در قراردادهای ترکمانچای،گلستان،آخال،پاریس و... به قرار زیر است:

  

سرزمین های جدا شده قفقاز بر اساس قرارداد های گلستان و ترکمانچای با روسیه(1813 و 1828 م.)

 

آران و شروان: ۸۶۶۰۰ کیلومتر مربع؛

 

ارمنستان: ۲۹۸۰۰ ک .م؛

 

گرجستان: ۶۹۷۰۰ ک.م؛

 

داغستان: ۵۰۳۰۰ ک.م؛

 

اوستیای شمالی: ۸۰۰۰ ک.م؛

 

چچن: ۱۵۷۰۰ ک .م؛

 

اینگوش: ۳۶۰۰ ;ک.م

 

جمع ‏کل: ۲63700 کیلومتر مربع

 

سرزمین‌های جداشده ایران شرقی براساس پیمان پاریس و پیمان منطقه ای مستشاران انگلیسی

  

هرات وافغانستان: ۶۲۵۲۲۵ ک.م؛

 

بخش‌هایی از بلوچستان و مکران: 3۵۰۰۰۰ ک.م؛

 

جمع کل: ۹۷۵۲۲۵ کیلومتر مربع

  

سرزمین‌های جداشده ‏ورارود(ماوراءالنهر) بر اساس پیمان آخال با روسیه(1881 م.)

  

ترکمنستان: ۴۸۸۱۰۰ ک.م؛

 

ازبکستان: ۴۴۷۱۰۰ ک.م؛

 

تاجیکستان: ۱۴۱۳۰۰ ک.م؛

 

بخش‌های ضمیمه شده ‏به قزاقستان: ۱۰۰۰۰۰ک.م؛

 

بخش‌های ضمیمه شده به قرقیزستان: ۵۰۰۰۰ ک.م؛

 

جمع کل: 1226500 کیلومترمربع

  

سرزمین های جداشده جنوب خلیج فارس بر اساس پیمان منطقه ای مستشاران انگلیس

  

امارات:83600ک.م:

 

بحرین:694 ک.م:

 

قطر:11493ک.م:

 

عمان:309500ک.م:

 

جمع کل: 405287کیلومتر مربع

  

مساحت سرزمین‌های جدا شده از ایران درونی به همراه دو سوم کردستانات (که در دوره صفویه به اشغال عثمانی در آمد و بعد ها در بین سه کشور ترکیه،عراق و سوریه تقسیم شد) به مساحت تقریبی 200000ک.م. و نیز عراق به مساحت 438317 ک.م. در جمع حدود 5/3میلیون کیلومتر مربع بالغ می شود که این مقدار تجزیه یک کشور در کل تاریخ ایران و دنیا بی سابقه است.

دسته ها : تاریخی
بیست و چهارم 11 1388 19:2

25 شهریور 1320ش رضاشاه پهلوی به کناره‌گیری از سلطنت وادار شد و به جای او فرزندش محمدرضا پهلوی بر تخت سلطنت جلوس نمود. سپس رضاشاه مجبور به ترک تهران و عزیمت به سوی اصفهان شد، وی پس از آن از طریق یزد و کرمان وارد بندر عباس شد و روز پنجم مهرماه با کشتی محقر پستی به نام " بندرا" به اتفاق خانواده، عده‌ای خدمه و منشی مخصوص خود، علی ایزدی خاک ایران را ترک کرد. روز دهم مهر ماه به ساحل بمبئی نزدیک شد ولی به دستور دولت انگلستان به جای توقف در بمبئی با کشتی دیگری به نام " برمه " عازم موریس شد، پس از ده روز دریاپیمایی کشتی در بندر " لویی " لنگر انداخت، سپس رضاخان به اتفاق همراهان با چندین دستگاه اتومبیل به محلی که برای آنان درنظر گرفته شده بود به " مُکا " انتقال یافت . آب و هوای گرم و شرجی موریس روز به روز رضاخان را ناراحت و بیمارتر می‌کرد، رضاخان درخواست سفر به امریکای جنوبی و سپس به کانادا را نمود ولی انگلیسیها از خیال فرستادن او به کانادا منصرف شده و تنها موافقت کردند به آفریقای جنوبی و بندر دوربان یا ژوهانسبورگ سفر کند.

 

پس از مدتی اقامت در دوربان عازم ژوهانسبورگ شدند. رضاخان پادشاه مستعفی، در ژوهانسبورگ آخرین ماههای زندگی خود را با اندوه و تلخکامی سپری کرد و با بیماری قلبی که عارض او شده بود بالاخره در 4 مرداد ماه 1323 درگذشت. تصمیم گرفته شد جنازه وی مومیایی شود و به جای ایران به مصر انتقال یابد. بدین ترتیب جنازه وی مدتی در خاک مصر به صورت امانت نگهداری شد و در اردیبهشت 1329 به تهران انتقال یافت و در مقبره‌ای که در جوار حضرت عبدالعظیم شهرری احداث گردیده بود دفن شد.

دسته ها : تاریخی
هجدهم 11 1388 18:6

ماندانا

 

ماندان یا ماندانا در لغت به معنی شاه بوی عنبر سیاه، دختر آژی دهاک آخرین پادشاه ماد که همسر کمبوجیه پدر کوروش شد و از این وصلت کوروش متولد گردید. او در تربیت و نیز انتقال قدرت به کوروش سهم بسیار موثری داشت. ماندان اولین مدرسه جمعی که در آن برگزیدگانی از پسران بودند بنیان مینهد که خود شخصا به دانش آموزان این مدرسه درس حقوق وقانون را می آموخت و به کوروش می آموخت که باید پایه و اساس ظلم و بیدادی را ویران نماید و در هر حال یار و همیار زیردستان باشد. در این مدرسه فنون سوارکاری و تیراندازی و نبرد نیز آموزش داده میشد.

  

شیــــرین

 

شاهزاده ارمنی و برادر زاده و جانشین مهین بانو فرمانروای ارمنستان و زنی خردمند که همسر وفادار خسروپرویز بود. در آن زمان ارمنستان یکی از شهرهای کوچک ایران و شاه ارمنستان زیر نظر شاهنشاه ایران بود. خسروپرویز و شیرین حماسه ای از خود ساختند که همیشه در تاریخ ماندگار ماند. شیرین از خسرو چهار فرزند به نام های نستور، شهریار، فرود و مردانشه بدنیا آورد که هر چهار فرزند وی در زندان کشته شدند.

داستان عشق او و خسرو پرویز و دلدادگی او و فرهاد در ادبیات ایران مشهور است. پس از این که خسرو پرویز بدست دست افسری جوان به نام مهرهرمز (که پدرش مرزبان نیم روز آ«بابل و عراقآ» بوده و دو سال پیش از این واقعه، به دست خسروپرویز مجازات شده بود) کشته می‌شود، به پسرش شیرویه نداد و به او گفت که من به عنوان ملکه ایران باید بهترین مراسم سوگواری را برای پدرت خسرو پرویز بجا آورم در حالی که زیباترین لباس و آرایش را داشت با متانت به همراه موبدان و بزرگان به تشیع جنازه خسرو پرویز پرداخت. پس از انجام مراسم از حاضران خواست که او را برای آخرین وداع با جنازه همسرش تنها بگذارند در آن هنگام با خنجری در کنار جسد همسرش، خود را کشت.

  

دغدویـــه

 

دغدویه یا دوغدو مادر زرتشت است که اصلا از شهر ری بوده است. وی در آنجا با کوی ها و کرپن ها که مردم را گمراه می کردند و از آنها مرتب فدیه و قربانی می خواستند و دین را وسیله ای برای رسیدن به امیال و خواستهای ناروای خود کرده بودند به مبارزه پرداخت. پدر و مادرش چون جان او را در خطر دیدند او را نزد یکی از نزدیکان خود به آذربایجان فرستادند او در آنجا با پوروشسب ازدواج کرد و ثمره این پیوند همایون، زرتشت پیامبر بزرگ ایرانیان است.

  

کاساندان - کاساندانه

 

کاساندان تنها همسر کوروش بزرگ، شهبانوی ایران (ملکه جهان) دختر فرناسپه از شاهدختان و دختر فرناسپه هخامنشی از دودمانی بود که از نجبای پارس محسوب می شدند و پدر واجدادش در چند نسل شاه پارسیان بودند. کاساندان ملکه ۲۸ کشور آسیائی بوده و همواره در کنار همسرش کوروش بزرگ پادشاهی میکرده و پس از او نخستین فرد قدرتمند و سیاستمدار دربار هخامنشیان بشمار می آمده است. او ۵ فرزند با نام های کمبوجیه، بردیا، آتوسا، رکسانه و ارتیستونه داشت. هر یک از فرزندان کاساندان و کوروش بزرگ به نحوی در تاریخ هخامنشیان دارای نقش تعیین کننده بوده اند و از نشانه ها چنین بر می اید که آنها از تربیتی خاص برخوردار بودند. به نقل از هرودوت: کاساندان در ۶ نوامبر ۵۳۹ پیش از میلاد فوت کرد و هنگام مرگ وی در بابل ۶ روز همه به سوگواری همگانی فراخوان شدند. کاساندان قبل از کورش درگذشت و بعد از او کورش در اندوهی فراوان ماند و برای همیشه و به احترام همسرش تنهایی را برگزید. مقبره شهبانو کاساندانه در پاسارگاد، در کنار آرامگاه کوروش بزرگ میباشد.

  

آتوســا

 

آتوسا در لغت به معنای خوش اندام است. همچنین به معنای قدرت و توانمندی نیز میباشد.

آتوسـا (۵۵۰ تا ۴۷۵ پیش از میلاد مسیح) شهبانوهای ایران یکی از برجسته‌ترین زنان در تاریخ ایران قدیم است. وی دختر کورش کبیر و کاساندان، خواهر کمبوجیه، و همسر دو پادشاه هخامنشی، کمبوجیه و داریوش یکم، و مادر خشایار شاه بود. آتوسـا بانویی زیبا بود وهم شاعر و هم ادیب بود و به نوجوانان پارسی درس ادبیات پارسی میداد. به خاطر خرد و اندیشه نیکویش داریوش با ایشان در مسائل مملکتی و سرنوشت ساز مشورت میکرد و نیز به ایشان اعتماد کامل داشت. اگر داریوش به منطقه ای لشگر میکشید شورای سلطنت برای اداره امور کشور تشکیل میشد و رئیس و مافوق همه در راس شورای سلطنت شهربانو آتوسا بود.هرودوت در مورد زندگی سیاسی وی می‌گوید: آتوسا از قدرت فوق‌العاده‌ای برخوردار بود و علاقمند بود که در میدان کارزار نیز شوهرش را همراهی کند. وی همواره یاور فکری داریوش بزرگ بوده و چندین نبرد بزرگ را شخصا فرماندهی کرده و یا با نقشه های جنگی او انجام گرفته است. از زمان مرگ او هیچ اطلاعی در دست نیست. تنها می‌دانیم تا زمانی که خشایار از جنگ یونان بر میگردد زنده بوده‌است. احتمالا آرامگاه او در کنار آرامگاه داریوش کبیر در نقش رستم می‌باشد.

  

یوتاب

 

یوتاب در لغت به معنی درخشنده و بیمانند است. از یوتاب به عنوان یکی از سردارن زن ایرانی نام برده اند..یوتاب خواهر آریوبرزن سردار نامدار ارتش شاهنشاهی داریوش سوم بوده است وی در نبرد با اسکندر گجستک همراه آریو برزن فرماندهی بخشی از ارتش را بر عهده داشته است . او در کوههای بختیاری راه را بر اسکندر بست ولی یک ایرانی خائن راه را به اسکندر نشان داد و او از مسیر دیگری به ایران هجوم آورد.از یوتاب به عنوان شاه آتروپاتان ( آذربایجان ) در سالهای 20 قبل از میلاد تا 20 پس از میلاد نیز یاد شده است.آریو برزن و یوتاب در راه وطن کشته شدند و نامی جاویدان از خود بر جای گذاشتند

دسته ها : تاریخی
شانزدهم 11 1388 13:40
   

1- اهرام ثلاثه مصر

  شاید بتوان گفت اولین و هوشمندانه ترین راه ها و اتاق های مخفی را مصریان باستان طراحی کرده اند. اهرام ثلاثه مصر، پر از راه هایی است که در صورت خوش شانس بودن، به هیچ جایی ختم نمی شوند و در سایر موارد به اتاق هایی که در آنها تله هایی کارگذاته شده است میرسند. مصریان باستان این کار را برای محافظت از جسد مومیایی شده فرعون و وسایلی که با آن، مومیایی را دفن می کرده اند، از شر دزدان انجام میداده اند. ولی یکی از تفتاوت هایی که این نوع اتاق ها با دیگر اتاق های مخفی دارد، این نکته است که مصریان باستان، این اتاق ها را برای این نمی ساخته اند که دوباره به آن رجوع کنند؛ به عبارت دیگر آنها این اتاق ها را برای همیشه مخفی می کرده اند و راز این اتاق همراه با سازنده آن دفن می شد …

۲ - گودال کشیشان

  

در انگلستان، هنگام حکومت الیزابت اول، انجام مراسم مذهبی کاتولیک ها، مجازات های بسیار سنگینی داشت. در این زمان، گروهی از کشیشان، برای انجام این اعمال مذهبی، دست به ساخت اتاق های زیرزمینی ای کردند که بعد ها به priest holes معروف شد. این محل بسیار ساده و مناسب برای عبادات یک کشیش کاتولیک طراحی شده بود و راه هایی برای فرار کشیش در مواقع خطر و هجوم پیش بینی شده بود. کشیش ها در این محل مطالعات و تحقیقاتشان را هم انجام می دادند که گاهی این مطالعات به هفته ها کشیده می شد و کشیشان مجبور بودند گرسنگی و کمبود هوا را در طول این مدت تحمل کنند.

 

۳ - راه های مخفی King Charles II

  حتی در زمان های قبل از آزار و اذیت کاتولیک ها در انگلیس، ساخت اتاق ها و راه های مخفی برای مخفی کردن یا مخفی شدن از شر افراد مهاجم، انجام می شده است. درزمان شاه چارلزدوم و در طی جنگ های داخلی انگلستان، تعداد زیادی از این اتاق ها و راه ها ساخته شد که حتی امروزه هم بسیاری از آنها ناشناخته است و گهگاه به صورت اتفاقی در خانه های باستانی انگلیس یافت می شود. 

۴ - Murder Castle

  

شاید مخوف ترین اتاق ها و راه های مخفی، مربوط به اولین قاتل سریالی آمریکا، H.H. Holmes باشد. در اواخر سال ۱۸۰۰، یک ساختمان عظیم در شیکاگو بنا کرد ه پول ساخت آن را از کلاهبرداری ای که از شرکت بیمه کرده بود و همجنین از قتل های گاه و بیگاهش به دست آورده بودد. طبقه آخر این ساختمان ۳ طبقه، مملو از عناصر عجیب معماری است. راه پله های مخفی، در هایی که تنها از بیرون باز می شدند، و در های مخفی ای که در اتاق ها وجود داشت و Holmes میتوانست از آنها وارد اتاق قربانیان خود شود. تا مدت ها، Holmes به کسی اجازه شروع ساخت این بنا را نمی داد، زیرا قصد داشت تا فقط خودش از اسرار این خانه مطلع باشد. بسیاری عقیده دارند Holmes، تا وقتی که راز خانه اش بر ملا شود، صدها نفر را در این خانه به قتل رسانده. جسد قربانیان به اتاقی مخفی برده میشده که در آن با استفاده از یک کوره، بقایای قربانی از بین می رفته، بدون اینکه اطرافین متوجه دود ناشی از این احتراق شوند. این خانه در سال ۱۸۹۵ سوزانده شد و هم اکنون به جای آن ساختمان پست قرار دارد.

 

5 - قدغن شدن الکل و …، آمریکا

  

در زمان ممنوعیت استفاده از الکل در اوایل قرن بیستم در آمریکا، تمامی کاباره ها ( و به طبع آن، قمارخانه ها و فاحشه خانه ها ) به زیر زمین انتقال پیدا کرد! این مکان ها که در سرتاسر آمریکا به وجود آمده بود، خود الکل را برای مشتریانش تهیه نمی کرد، بلکه تنها به عنوان محلی بود که مشتریان در آن جا به نوشیدن می پرداختند و بعد از آن به سراغ کار های دیگری می رفتند … بعضی از طرح هایی که برای این گونه محل ها داده شده بسیار خلاقانه و هوشمندانه بوده، به طوری که بسیاری از این کاباره ها و قمارخانه ها و فاحشه خانه ها، به طور خیلی واضح در محله های تجاری قرار دارند، بدون آنکه کسی اندکی شک به آنها ببرد. ورودی آنها از دیوار های ساده و خالی، به همراه راه پله هایی بسیار ساده و بتنی و یا صندوق چه هایی خالی و به ظاهر بدون استفاده تشکیل میشده.

 

۶ -اتاق های مخفی دوران هولوکاست

  

اتاق های مخفی زیادی در دوران هولوکاست، توسط افرادی شجاع ساخته شد که توانست جان افراد بیشماری را در آن دوران نجات بدهد. یکی از این خانواده های شجاع که دست به این کار زد، خانواده ten Boom family، در هلند بود. این خانواده در هلند، صاحب یک مغازه ساعت فروشی بود و در بالای این مغازه، اتاق های مسکونی آنها وجود داشت. وقتی که کوچکترین عضو این خانواده چهار نفره، Corrie ten Boom، درگیر منازعات آن زمان در سال ۱۹۴۰ شد، معماری برای آن یک اتاق مخفی در آن خانه درست کرد که تا چهار سال بعد، که خانه مورد هجوم نیروهای پلیس قرار گرفت، نه تنها جان او، که جان صدها یهودی تحت تعقیب را نجات داد. این خانه اکنون تبدیل به موزه شده است.

 

۷ -اتاق های مخفی قلعه coltids، جنگ جهانی دوم

  

برای کسانی که زندانی می شوند، فکر کردن اصلا کار سخت و پیچیده ای نیست، زیرا شما به اندازه کافی وقت برای این کار دارید. این تفکرات گاهی اوقات باعث به وجود آمدن شاهکار هایی می شود که نمونه ای از آن را در معماری هم می توان دید! راه ها و نقشه هایی که توسط زندانیان برای فرار از زندان طرح می شود. در زمان جنگ جهانی دوم، صد ها نقشه فرار توسط سربازان فرانسوی و انگلیسی زندانی در قلعه coltids در آلمان کشیده شد. آنها برای مخفی ماندن نقشه های خود، تنها با استفاده از ستون های چوبی و گل،اتاق های مخفی ای در آن قلعه درست کردند که بدون دانستن محل آنها، یافتنشان در قلعه تقریبا” غیر ممکن بود. در یکی از این اتاق ها، یک هواپیمای بی موتور، با زحمت زیادی سر هم شده بود و در اتاقی دیگر، یک ایستگاه رادیویی برای ارتباط با بیرون برپا شده بود. ولی در نهایت، قبل از اینکه زندانیان بتوانند با آن هواپیمای بی موتور از آن قلعه فرار کنند، جنگ پایان یافته بود …

 

8 -یتیم خانه، نرماندی

 

در اوایل سال ۲۰۰۸، در سواحل نرماندی، در داخل یک یتیم خانه قدیمی، اتاق های زیادی در طبقه هم کف ساختمان پیدا شد که در طی سال های ۱۹۶۰ تا اواخر ۱۹۸۰، برای شکنجه و احتمالا” تنبیه کودکان به کار میرفته است. گود برداری هایی که منجر به کشف این اتاق ها شد، بسیاری از این اتاق که در بسیاری از آنها اجساد کودکان و نوجوانان قرار داشت را خراب کرد.

دسته ها : شگفتی ها - تاریخی
بیست و هشتم 10 1388 18:10
      ـ آیا میدانید: اولین سیستم استخدام دولتی به صورت لشگری و کشوری به مدت ۴۰ سال خدمت و سپس بازنشستگی و گرفتن مستمری دائم را کورش کبیر در ایران پایه گذاری کرد.  

ـ آیا میدانید : کمبوجبه فرزند کورش بدلیل کشته شدن ۱۲ ایرانی در مصر و اینکه فرعون مصر به جای عذر خواهی از ایرانیان به دشنام دادن و تمسخر پرداخته بود ، با ۲۵۰ هزار سرباز ایرانی در روز ۴۲ از آغاز بهار ۵۲۵ قبل از میلاد به مصر حمله کرد و کل مصر را تصرف کرد و بدلیل آمدن قحطی در مصر مقداری بسیار زیادی غله وارد مصر کرد . اکنون در مصر یک نقاشی دیواری وجود دارد که کمبوجیه را در حال احترام به خدایان مصر نشان میدهد. او به هیچ وجه دین ایران را به آنان تحمیل نکرد و بی احترامی به آنان ننمود.

 

ـ آیا میدانید : داریوش کبیر با شور و مشورت تمام بزرگان ایالتهای ایران که در پاسارگاد جمع شده بودند به پادشاهی برگزیده شد و در بهار ۵۲۰ قبل از میلاد تاج شاهنشاهی ایران رابر سر نهاد و برای همین مناسبت ۲ نوع سکه طرح دار با نام داریک ( طلا ) و سیکو ( نقره) را در اختیار مردم قرار داد که بعدها رایج ترین پولهای جهان شد

 

ـ آیا میدانید : داریوش کبیر طرح تعلمیات عمومی و سوادآموزی را اجباری و به صورت کاملا رایگان بنیان گذاشت که به موجب آن همه مردم می بایست خواندن و نوشتن بدانند که به همین مناسبت خط آرامی یا فنیقی را جایگزین خط میخی کرد که بعدها خط پهلوی نام گرفت .

 

ـ آیا میدانید : داریوش در پایئز و زمستان ۵۱۸ - ۵۱۹ قبل از میلاد نقشه ساخت پرسپولیس را طراحی کرد و با الهام گرفتن از اهرام مصر نقشه آن را با کمک چندین تن از معماران مصری بروی کاغد آورد

 

ـ آیا میدانید : داریوش بعد از تصرف بابل ۲۵ هزار یهودی برده را که در آن شهر بر زیر یوق بردگی شاه بابل بودند آزاد کرد

 

ـ آیا میدانید : داریوش در سال دهم پادشاهی خود شاهراه بزرگ کورش را به اتمام رساند و جاده سراسری آسیا را احداث کرد که از خراسان به مغرب چین میرفت که بعدها جاده ابریشم نام گرفت

 

ـ آیا میدانید : اولین بار پرسپولیس به دستور داریوش کبیر به صورت ماکت ساخته شد تا از بزرگترین کاخ آسیا شبیه سازی شده باشد که فقط ماکت کاخ پرسپولیس ۳ سال طول کشید و کل ساخت کاخ ۸۰ سال به طول انجامید

 

ـ آیا میدانید : داریوش برای ساخت کاخ پرسپولیس که نمایشگاه هنر آسیا بوده ۲۵ هزار کارگر به صورت ۱۰ ساعت در تابستان و ۸ ساعت در زمستان به کار گماشته بود و به هر استادکار هر ۵ روز یکبار یک سکه طلا ( داریک ) می داده و به هر خانواده از کارگران به غیر از مزد آنها روزانه ۲۵۰ گرم گوشت همراه با روغن - کره - عسل و پنیر میداده است و هر ۱۰ روز یکبار استراحت داشتند

 

ـ آیا میدانید : داریوش در هر سال برای ساخت کاخ به کارگران بیش از نیم میلیون طلا مزد می داده است که به گفته مورخان گران ترین کاخ دنیا محسوب میشده . این در حالی است که در همان زمان در مصر کارگران به بیگاری مشغول بوده اند بدون پرداخت مزد که با شلاق نیز همراه بوده است

 

ـ آیا میدانید : تقویم کنونی ( ماه ۳۰ روز ) به دستور داریوش پایه گذاری شد و او هیاتی را برای اصلاح تقویم ایران به ریاست دانشمند بابلی "دنی تون" بسیج کرده بود . بر طبق تقویم جدید داریوش روز اول و پانزدهم ماه تعطیل بوده و در طول سال دارای ۵ عید مذهبی و ۳۱ روز تعطیلی رسمی که یکی از آنها نوروز و دیگری سوگ سیاوش بوده است

 

ـ آیا میدانید : داریوش پادگان و نظام وظیفه را در ایران پایه گزاری کرد و به مناسبت آن تمام جوانان چه فرزند شاه و چه فرزند وزیر باید به خدمت بروند و تعلیمات نظامی ببینند تا بتوانند از سرزمین پارس دفاع کنند

 

ـ آیا میدانید : داریوش برای اولین بار در ایران وزارت راه - وزارت آب - سازمان املاک -سازمان اطلاعات - سازمان پست و تلگراف ( چاپارخانه ) را بنیان نهاد

 

ـ آیا میدانید : اولین راه شوسه و زیر سازی شده در جهان توسط داریوش ساخته شد

 

ـ آیا میدانید : داریوش برای جلوگیری از قحطی آب در هندوستان که جزوی از امپراطوری ایران بوده سدی عظیم بروی رود سند بنا نهاد

 

ـ آیا میدانید : فیثاغورث که بدلایل مذهبی از کشور خود گریخته بود و به ایران پناه آورده بود توسط داریوش کبیر دارای یک زندگی خوب همراه با مستمری دائم شد

 

ـ آیا میدانید : در طول سلطنت داریوش کبیر ۲۴۲ حکمران بر علیه او شورش کرده بودند و او پادشاهی بوده که با ۲۴۲ مورد شورش مقابله کرد و همه را بر جای خود نشاند و عدالت را در سرتاسر ایران بسط داد . او در سال آخر پادشاهی به اندازه ۱۰ میلیون لیره انگلستان ذخیره مالی در خزانه دولتی بر جای گذاشت

 

ـ آیا میدانید : داریوش در سال ۵۲۱ قبل از میلاد فرمان داد : من عدالت را دوست دارم ، از گناه متنفرم و از ظلم طبقات بالا به طبقات پایین اجتماع خشنود نیستم

دسته ها : دانستنیها - تاریخی
بیست و هفتم 10 1388 23:8
”’حمید مصدق خرداد ۱۳۴۳″
تو به من خندیدی و نمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب آلود به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز،
سالهاست که در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم
و من اندیشه کنان غرق در این پندارم
که چرا باغچه کوچک ما سیب نداشت

“جواب زیبای فروغ فرخ زاد به حمید مصدق”
من به تو خندیدم
چون که می دانستم
تو به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدی
پدرم از پی تو تند دوید
و نمی دانستی باغبان باغچه همسایه
پدر پیر من است
من به تو خندیدم
تا که با خنده تو پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم
بغض چشمان تو لیک لرزه انداخت به دستان من و
سیب دندان زده از دست من افتاد به خاک
دل من گفت: برو
چون نمی خواست به خاطر بسپارد گریه تلخ تو را….
و من رفتم و هنوز سالهاست که در ذهن من آرام آرام
حیرت و بغض تو تکرار کنان
می دهد آزارم
و من اندیشه کنان غرق در این پندارم
که چه می شد اگر باغچه خانه ما سیب نداشت
سیزدهم 9 1388 12:14

۱۷ سال از آخرین تحقیقات در منطقه گذشت و هیچ اکتشافی تا سال ۱۹۷۶ انجام نگرفت. در سال ۱۹۷۶ یک باستان شناس آمریکایی به نام «ران ویت» تحقیقات جدید خود را در منطقه آغاز کرد. او بسیار زود دریافت که این شیء قایق مانند، بسیار بزرگتر ازحدی است که قبلاً تصور می کرد. او بزودی با انجام محاسبات دقیق دریافت که طول این شیء عظیم الجثه بلندتر از طول یک زمین بازی فوتبال و اندازه آن به بزرگی یک ناو جنگی است که کاملاً در زمین دفن شده است. اما کشتی کشف شده در زیر گل و لای قطوری دفن شده بود و بسختی به جز از ارتفاع قابل رؤیت بود. 

به دلیل همین عدم مشاهده دقیق از سطح زمین، امکان هر تحقیقی غیر ممکن بود. از سوی دیگر جسم کشف شده آنقدر بزرگ و سنگین بود که هر گونه اقدامی را در وهله اول عقیم می ساخت. «ران وایت» و گروه همراهش که مشتاقانه کار را پیگیری می کردند، به جایی رسیدند که تنها وقوع یک حادثه عجیب و نادر می توانست راهگشای کار آنها باشد: 


«زمین لرزه!» آنها متوجه شدند که حرکت دادن و در آوردن جسم مذکور از درون زمین، به دلیل ابعاد وسیع و بزرگ آن غیر ممکن است و تنها با یک لرزش زمین، این شیء می تواند از دل خاک سر در آورد و مورد کاوش قرار گیرد. 


از تحقیقات ران ویت مدت زیادی نگذشته بود که در ۲۵ نوامبر سال ۱۹۷۸، وقوع زمین لرزه ای در محل، باعث شد تا کشتی مزبور به طور شگفت آوری از دل کوه بیرون بزند و سطح زمین اطرافش را به بیرون براند. بدین ترتیب دیواره های این شیء، شش متر از محوطه اطرافش بالاتر قرار گرفت و برجسته تر شد. 


 بدنبال این زمین لرزه، ران وایت ادعا کرد که شیء مذکور می تواند باقیمانده کشتی نوح باشد. سپس بدبینی ها به خوش بینی مبدل و این سؤال ها مطرح شد: «اگر این جسم عظیم قایقی شکل به طول یک زمین فوتبال، در ارتفاع ۱۸۹۰ متری کوههای آرارات، کشتی نوح نیست، پس چه چیز می تواند باشد؟ و اگر جسم کشتی نوح است، آیا طوفان نوح واقعاً بوقوع پیوسته است؟… آیا ما شاهد بقایای کشتی افسانه ای حضرت نوح که در کتب مقدس ادیان جهان از آن صحبت شده است، هستیم؟» 


  تصویر ران ویت درپارک ملی کشتی نوح 

طوفان و سیل در زمان حضرت نوح در سطح وسیعی بوسعت کره زمین واقع شده است. به اعتقاد مسیحیان و بنا به نص انجیل، این حادثه عظیم و دهشت آور، برای تنبیه مردمان آن روزگار که دست به سرکشی زده بودند و به منظور نجات نوح پیامبر و پیروانش واقع شده بود. بررسیهای زمین شناسی در نقاط مختلف دنیا، نابود شدن و مرگهای دسته جمعی موجودات زنده را بر اثر حادثه ای غیر منتظره نشان می دهد. برخی از این حوادث با زمان طوفان نوح همخوانی دارد. 
 
وجود لایه های مخلوط فسیل شده حیواناتی چون فیل، پنگوئن، ماهی، درختان نخل و هزاران هزار گونه گیاه جانوری، تأییدی بر این واقعیت است. این سنگواره ها که بعضاً در برگیرنده حیوانات مناطق گرمسیر با مناطق سردسیر (در کنار هم) هستند، نشان می دهند که با فرونشستن آب، جانوران و گیاهان خارج شده، در زیر رسوبات مانده و به فسیل تبدیل شده اند. امتزاجی عجیب از جانوران خشکی و دریا، حاره و قطبی که مرگی آنی و دلخراش را روایت می کنند. 
 

 پارک ملی کشتی نوح 

تاریخ در مورد محل به گل نشستن کشتی چه می گوید؟ 
داستان کشتی نوح از گذشته های دور مورد توجه اقوام مختلف بوده است.
مورخان از ۲۰۰۰ سال پیش نقل کرده اند که توریست ها و مسافران کنجکاو بسیاری از قدیم این منطقه را در کوههای آرارات کشور ترکیه، مورد بازدید قرار می دادند و گاهی تکه های کوچکی از آن به غنیمت برده می شد. در تاریخ آمده است که حدود ۸۰۰ سال قبل از میلاد مسیح، آشوریان اقدام به ورود به کشتی کردند و موفق به ورود به طبقه سوم آن که در زیر زمین واقع شده بود شدند. این نشان می دهد که اقوال مختلف در مورد موقعیت جغرافیایی کشتی، متفقند. 
  

تکنولوژی پیچیده در ساخت کشتی  
اینجا صحبت از ساخت یک قایق کرجی کوچک هشت نفره با ظرفیت چند حیوان کوچک نیست. بحث بر سر تکنولوژی پیچیده ای است که مهارت ذوب فلزات، ابزار پیشرفته و نیروی انسانی حاذق می طلبیده است. از آنجا که یاران حضرت نوح تعداد بسیار کمی بوده اند، این سؤال پیش می آید که نوح براستی چگونه این کشتی را ساخته است. کشتی ای که تاکنون از عجایب کتب مقدس به شمار می رفت و اکنون یک واقعیت علمی لمس شدنی است. آیا نوح به تنهایی توانسته است کشتی ناوگونه خود را به طول یک زمین فوتبال و به وزن تقریبی ۳۲۰۰۰ تن بسازد؟ آیا ساخت یک کشتی با دست خالی با امکانات آن زمان، به گنجایش ۴۹۴ اتوبوس دو طبقه مسافربری با تصورات ما درباره قدما، همخوانی دارد؟ براستی چه تعداد جانور و چگونه جمع آوری شدند و در کشتی جایگزینی شدند؟ آب و غذا چگونه تأمین می شد؟ جانوران وحشی چگونه به سوی کشتی هدایت شدند؟ باید کار جمع آوری و هدایت حیوانات کاری سخت بوده باشد ولی بهرحال فرمان خدا باید انجام می شد. 
…خوشبختانه تحقیق بیشتر در محل، حضور حیوانات را در کشتی یافت شده، تأیید کرد.. کشف مقادیر قابل توجهی فضولات حیوانات که به صورت فسیل در آمده اند و از ناحیه خسارت دیده کشتی به بیرون رانده شده اند ، فرضیه ما را بیشتر به واقعیت نزدیک کرد. علاقمندان به کاوش در مورد کشتی نوح بارها و بارها سعی کرده اند به درون کشتی فسیل شده راه یابند ولی همیشه با توده های عظیم سنگ و خاک نیمه ویران مواجه شده اند. در آخرین تلاشها، کاوشگران سعی کردند لایه های گل و لای خشک شده اطراف کشتی را در هم بشکنند و از میان بردارند تا شاید راهی برای ورود به اتاقکهای زیرین کشتی پیدا کنند، اما خیلی موفق نبودند. در سال ۱۹۹۱، «گرگ برور» باستان شناس، بخشی از شاخ فسیل شده جانوری را کشف کرد که از قسمت تخریب شده کشتی که فضولات حیوانی بیرون ریخته بودند، به بیرون افتاده بود. به تشخیص محققان، این شاخ که مربوط به یک پستاندار بوده است، مقارن با شاخ اندازی سالانه جانور به هنگام خروج از کشتی در آنجا رها شده است… 

  
کشتی نوح: اسکلت فلزی، بدنه چوبی
 
آزمایشات دانشمندان وجود قطعات آهن را در فواصل منظم و معین در ساختار کشتی تأیید کرده است. باستان شناسان با کشف رگه ها و تیرهای باریک آهنی، الگویی ترسیم کرده اند که حاصل کار به صورت نوارهای زرد و صورتی بر روی کشتی علامتگذاری شد. آنها همچنین گره ها و اتصالات آهنی محکم و برجسته ای را یافته اند که در ۵۴۰۰ نقطه کشتی بکار رفته اند.
  


  نوارهای مشخص شده خطوط آهنی با آرایش منظم اسکلت کشتی می باشد.. 


تصویر برداری های راداری نشان داده که در محل تصادم کشتی با صخره به هنگام فرود آمدن یا به عبارت دیگر به گل نشستن، نوارهای آهنی یا تیرهای فلزی کج شده اند. آنها می گویند که استفاده وسیع و همه جانبه از فلزات در ساخت کشتی خارج از حد تصور ماست. و اصنع الفلک باعیننا و وحینا (سوره هود، آیه۳۷) 

 
  تصویر رادار اسکن از کشتی نوح 

به نظر می رسد که تکنولوژی پیشرفته و رشدیافته ای در آن دوران وجود داشته که به هر حال حضرت نوح (ع) توانسته از آن بهره مند شود. تکنولوژی و تمدنی که ذهن ما را از تمرکز بر روی بناها و اماکن منحصر به فرد در نقاط مختلف دنیا به این نقطه از جهان معطوف می کند. 

اکتشافات زمانی جالبتر شد که باستان شناسان توانستند طرح مشبکی حاصل از تقاطع تیرهای فلزی افقی و عمودی بکاررفته در بدنه کشتی بدست بیاورند. تصاویری که نشان می دهند ۷۲ تیر فلزی اصلی در هر طرف کشتی به کاررفته است. به نظر می رسد که برای هر چیزی طرح و الگویی وجود داشته است. وجود اتاقها و فضاهای کوچک و بزرگ در طبقات مختلف، نظریه وجود طرح مهندسی پیشرفته را تأیید می کند. 


 در طول تحقیقات، بررسیهایی در مورد تعیین طول، عرض و قطر کشتی انجام گرفته است که متخصصان را قادر ساخته تا از جزییات کف کشتی، ساختمان و الگوی اولیه و مواد تشکیل دهنده آن اطلاعاتی بدست آورند. دستیابی به چنین کشفیاتی مبهوت کننده بود، چرا که در بسیاری از مواقع، درک واقعیت کشف شده از حد تصور خارج بود. 


کشف یک لایه غلافی و کپسولی شکل در داخل کشتی از این جمله بود که در واقع کشتی را به دو لایه یا پوسته اصلی مجهز می کرد. این آزمایشات، وجود دیوارهای داخلی کشتی، حفره ها، اتاقها و دهلیزها و همچنین وجود دو مخزن بزرگ استوانه ای را تأیید کرد. در این آزمایشها که به «رادار اسکن» یا «اسکن های راداری» معروفند، معلوم شد که دو مخزن استوانه ای بزرگ که هر کدام چهار متر و ۲۰ سانتی متر بلندی و هفت متر و بیست سانتی متر عرض داشته اند و به دور هر یک از آنها کمربندی فلزی نصب شده بود، در نزدیکی تنها در ورودی کشتی وجود داشته اند. در یکی از آزمایشات رادار اسکن که به درخواست استاندار استان آگری ترکیه انجام شد، معلوم شد که جنس بدنه کشتی از سه لایه چوب به هم چسبیده تشکیل شده است. این سه لایه با مواد محکم چسبنده، بهم چسبیده بودند. 


 
  قطعات کاملاً سنگی شده از قسمتهای چوبی کشتی که آثار حجاری و برش خوردگی دارند. در سال ۱۹۹۱، یک عدد میخ پرچ فسیل شده با حضور ۲۶ نفر محقق در بقایای کشتی کشف شد. تجزیه و تحلیل ترکیبات این میخ وجود آلیاژهای آلومینیوم، تیتانیوم و برخی از دیگر فلزات را تأیید کرد. 

این در حالی است که گمان می رفت در زمان حضرت نوح، آهن و آلومینیوم هنوز به مرحله کشف و استخراج نرسیده باشد. آیا ما نیازمند بازنگری در تاریخ استفاده و استخراج بشر از فلزات هستیم؟ 


  
لنگرهای کشتی هم کشف شد! 


بر بلندیهای تپه های اطراف محل کشتی، باستان شناسان چند جسم بزرگ حجیم سنگی یافتند که در بالای هر کدام سوراخی بزرگ تعبیه شده بود. این اجسام مثلثی شکل سنگی و نیمه صیقلی، شبیه به لنگرهای کشتی های باستانی بودند که «دراگ» نامیده می شدند. اینها در واقع ابزاری بودند که به علت وزن زیاد به جای وزنه یا لنگر به هنگام پهلو گرفتن کشتی به آب پرتاب می شدند. چگونه و با چه نیرویی؟ دقیقاً نمی دانیم ولی حدس هایی در این زمینه وجود دارد. 


 
 ران ویت و همکارانش در کنار سنگ لنگر یافت شده کشف شش وزنه یا لنگر کشتی، هر یک مجهز به سوراخی در بالای آن، حدس باستان شناسان را به یقین تبدیل کرد. این وزنه ها در فواصل متفاوت، ظاهراً به هنگام پهلو گرفتن کشتی به آب پرتاب شده بودند. 

اندازه کشتی نوح در کتاب مقدس ۳۰۰ ذراع یاد شده است.. واحد ذراع در مصر قدیم در زمان حضرت موسی(ع) برابر با ۵۲.۷ سانتی متر بوده است. با محاسبه این رقم، عدد ۱۵۸.۴۶ متر بدست می آید. 


طول کشتی مورد کاوش توسط دو تیم مختلف در دو زمان اندازه گیری شد. رقم بدست آمده دقیقاً ۱۵۸.۴۶ متر را نشان می داد. این محاسبات، محققان را در ادامه کاوشها مصمم تر کرد… 


  
کتیبه ای که ادعای دانشمندان را اثبات کرد 


روایت است که حضرت نوح(ع) قبل از به زمین نشستن کشتی و فروکش کردن آب، پرنده ای را که باید مانند کبوتر یا کلاغ بوده باشد به بیرون فرستاد تا مطمئن شود خشکی نزدیک است یا نه. بار اول پرنده با خستگی به کشتی بازگشت و این بدان معنی بود که خشکی در آن نزدیکیها وجود ندارد. بار دوم پرنده به کشتی باز نگشت و این آزمایش نشان داد که عمل لنگر انداختن نزدیک است. [در کتاب مقدس که گویا این روایت از آن نقل شده، آمده است حضرت نوح(ع) ابتدا یک کلاغ را می فرستد که از فرستادن کلاغ نتیجه ای نمی گیرد و بعد از آن کبوتری را می فرستد- انصاف] 


درست در دو کیلومتری شرق محلی که کشتی هم اکنون قرار دارد، دهکده ای وجود دارد که «کارگاکونماز» نامیده شده است. نام این دهکده ترکی را چنین ترجمه کرده اند: «آن کلاغ نه توقف می کند نه باز می گردد.» [چارلز برلیتز در کتاب "کشتی گمشده نوح" (ترجمه احمد اسلاملو) نام این محل را "جایی که کلاغ نمی نشیند" ترجمه کرده است- انصاف] 


محل کنونی کشتی در دل کوههای آرارات از گذشته های دور، به منطقه هشت معروف شده و دره پایین منطقه، محله هشت نام گرفته است. چرا؟ [در کتاب "کشتی گمشده نوح" آمده نام این منطقه به «تمانین» (
Temanin) معروف است که به معنی «هشت» است. شیخ صدوق در کتاب عیون الاخبار از امام رضا(ع) نقل کرده است که "نوح در همان محلی که کشتی به زمین نشست قریه ای بنا کرد و نام آن را قریه «ثمانین» (هشتاد) گذاشت." همانطور که می بینیم بین کلمات «ثمانین» (هشتاد) و «تمانین» (هشت) از نظر شکل و معنی شباهت زیادی وجود دارد- انصاف] 

در نزدیکی محل فرود کشتی در بالای تپه، لوحه ای کشف شد که ادعاهای باستان شناسان را به طرز زیبایی اثبات کرد. کتیبه ای که حداقل ۴۰۰۰ سال قدمت دارد. بر روی این تابلوی سنگ آهکی، در سمت چپ، تصویر رشته کوههایی دیده می شود که در کنار یک تپه و سپس یک کوه آتشفشان قرار دارد. در سمت راست، یک تصویر قایقی شکل با هشت نفر انسان کنده کاری شده است… در بالای سنگ کتیبه، دو پرنده در حال پروازند. کشف این کتیبه همگان را به شگفتی واداشت. [کتاب مقدس، سرنشینان کشتی نوح را هشت نفر ذکر کرده است. در روایات شیعه نیز تعداد هشت نفر و هشتاد نفر، هر دو نقل شده است- انصاف] در واقعیت موجود، کوه آرارات در سمت چپ، تپه ای در کنار آن و قله یک کوه آتشفشان در کنار تپه وجود دارد. 

 

کتیبه یافت شده منتسب به حضرت نوح (ع) 

پیامبر اسلام فرمود: « هنگامی که خداوند اراده کرد قوم حضرت نوح را هلاک کند، به نوح فرمان داد کشتی بزرگی بسازد. جبرئیل نیز با میخ‌هایی برای ساختن کشتی فرود آمد. در میان انبوه میخ‌ها پنج میخ ویژه بود که درخشش خاصی داشت و بر روی هر یک نام یکی از پنج نور مقدس محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین نقش بسته بود. 

حضرت نوح هر کدام را بر می داشت، میخ همچون ستاره‌ای در تاریکی شب می درخشید. هنگامی که میخ پنجم را برداشت، پس از درخششی، اشکی از آن جاری شد.

نوح از جبرئیل پرسید: « این میخ و اشک چیست؟»

جبرئیل در پاسخ گفت: « این میخ حسین بن علی است.»

حضرت نوح نیز هر یک را در یک طرف از کشتی کوبید. 


پیامبر فرمود: « در آیه « و حملنا علی ذات الواح و دسر » منظور از « الواح » چوب‌های کشتی و منظور از « دسر » ما هستیم. اگر ما نبودیم کشتی حرکت نمی کرد.» 


منابع:

بحار الانوار، ج ۲۶، ص ۳۲۲، حدیث ۱۴- امان الاخطار، ص ۱۰۷ و ۱۰۸ 

 
 گزارش‌ باستان‌شناسی‌ شوروی‌ درباره کشتی‌ نوح 

بر اثر این‌ اکتشاف‌، ادارة‌ کلّ باستان‌ شناسی‌ شوروی‌ برای‌ تحقیق‌ از چگونگی‌ این‌ لوح‌ و خواندن‌ آن‌، هیئتی‌ مرکّب‌ از هفت‌ نفر از مهمترین‌ باستان‌ شناسان‌ و اساتید خط‌ شناس‌ و زبان‌ دان‌ روسی‌ و چینی‌ را مأمور تحقیق‌ و بررسی‌ نموده‌ که‌ نام‌ آنها بدین‌ گونه‌ است‌: 


۱ ـ پرفسور سولی‌ نوف‌، استاد زبان‌های‌ قدیمی‌ و باستانی‌ در دانشکدة‌ مسکو. 


۲ ـ ایفاهان‌ خینو، دانشمند و استاد زبان‌شناس‌ در دانشکدة‌ لولوهان‌ چین‌. 


۳ ـ میشانن‌ لوفارنک‌، مدیر کلّ آثار باستانی‌ شوروی‌.


۴ ـ تانمول‌ گورف‌، استاد لغات‌ در دانشکده‌ کیفزو. 


۵ ـ پرفسور دی‌ راکن‌ استاد باستان‌ شناس‌ در آکادمی‌ علوم‌ لنین‌. 


۶ ـ ایم‌ احمد کولا، مدیر تحقیقات‌ و اکتشافات‌ عمومی‌ شوروی‌. 


۷ ـ میچر کولتوف‌، رئیس‌ دانشکدة‌ استالین‌. 


  
 کتیبه ای که نام پنج تن اهل بیت بر آن نقش شده

این‌ هیئت‌ پس‌ از ۸ ماه‌ تحقیق‌ و مطالعه‌ و مقایسة‌ حروف‌ آن‌ با نمونة‌ سائر خطوط‌ و کلمات‌ قدیم‌ متّفقاً گزارش‌ زیر را در اختیار باستان‌ شناسی‌ شوروی‌ گذاشت‌: 

۱ ـ این‌ لوح‌ مخطوط‌ چوبی‌ از جنس‌ همان‌ پاره‌ تخته‌های‌ مربوط‌ به‌ کاوش‌های‌ قبلی‌، و کُلاًّ متعلّق‌ به‌ کشتی‌ نوح‌ بوده‌ است‌؛ منتهی‌ لوح‌ مزبور مثل‌ سائر تخته‌ها آنقدرها پوسیده‌ نشده‌، و طوری‌ سالم‌ مانده‌ که‌ خواندن‌ خطهای‌ آن‌ به‌ آسانی‌ امکان‌ پذیر می‌باشد. 


۲ ـ حروف‌ و کلمات‌ این‌ عبارات‌ به‌ لغت‌ سامانی‌ یا سامی‌ است‌ که‌ در حقیقت‌ اُمّ اللغات‌ (ریشة‌ لغات‌) و به‌ سام‌ بن‌ نوح‌ منسوب‌ می‌باشد. 


۳ ـ معنای‌ این‌ حروف‌ و کلمات‌ بدین‌ شرح‌ است‌: 


توسّل‌ حضرت‌ نوح‌ به‌ پنج‌ تن‌ علیهم‌ السّلام‌ و أسامی‌ آنها بر کشتی‌  


 «ای‌ خدای‌ من‌! و ای‌ یاور من‌! 


 به‌ رحمت‌ و کرمت‌ مرا یاری‌ نما! 


 و به‌ پاس‌ خاطر این‌ نفوس‌ مقدّسه‌: 


 مُحمّد  


 إیلیا (علیّ) 


 شَبَر (حَسَن‌) 


 شُبَیْر (حُسَین‌) 


 فاطِمَه‌ 


 آنان‌ که‌ همه‌ بزرگان‌ و گرامی‌اند 


 جهان‌ به‌ برکت‌ آنها برپاست‌. 


 به‌ احترام‌ نام‌ آنها مرا یاری‌ کن‌! 


 تنها توئی‌ که‌ میتوانی‌ مرا به‌ راه‌ راست‌ هدایت‌

بیست و سوم 3 1388 21:1
X