صفحه ها
دسته
دامنه‌هاي‌سايت
دوستان
سايت‌هاي برتر
برخي از نوشته ها
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 637542
تعداد نوشته ها : 510
تعداد نظرات : 479
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

تنفس مساله ي بسيار حساسي است، عوامل زيادي باعث مي شود كه نتوانيم به درستي تنفس كنيم؛ مانند آلودگي هوا، استرس هاي روزانه، اتفاقات و حوادث، مشكلات عاطفي، اضطراب و غيره. 

اگر ندانيد چگونه تنفس طبيعي انجام دهيد، احساس خستگي مي كنيد و روحيه تان خراب مي شود. اما چنانچه تمرين هاي تنفس كامل را انجام دهيد و بتوانيد شيوه ي تنفس خود را اصلاح كنيد، حتي در موقعيت هاي تنش زا نيز مي توانيد به احساس خوبي برسيد يا حداقل تنش ها را بهتر مهار و كنترل كنيد.

تنفس كامل و مناسب پديده اي غير طبيعي نيست بلكه روشي است كه با نهاد و طبيعت بدن ما سازگاري دارد. تنفس كامل روشي است كه نوزادان در نواحي شهري و نيز بزرگسالان در نواحي دور از هياهوي شهر به طور طبيعي و عادي آن را انجام مي دهند؛ اما انسان متمدن به روش هاي غير طبيعي و غلط تنفس عادت كرده است.

نفس كشيدن كامل، الزاماً به معني پُر كردن ريه ها از هوا نيست، بلكه در اين روش مي توان هواي دمي و بازدمي را به دلخواه بين نواحي مختلف، ريه ها توزيع و تنظيم كرد.

بهره گيري از روش تنفس مناسب، شما را در برابر ابتلا به عفونت هاي دستگاه تنفس و حتي سرماخوردگي هاي معمولي مصون مي كند و مقاومت بدن را در برابر بيماري ها بالا مي برد. از طرفي كارايي و كيفيت خون به ميزان اكسيژن موجود در آن بستگي دارد. اگر در اثر تنفس نادرست اكسيژن كافي در اختيار خون قرار نگيرد، مواد سمي ناشي از سوخت و ساز بدن در آن انباشته مي شود.

همان گونه كه مي دانيد تمام سلول هاي بدن انسان براي دريافت مواد مورد نياز خود به خون وابسته اند و باقي ماندن مواد سمي در خون، تمام بدن را تحت تاثير قرار مي دهد، از اين جهت تنفس كامل در پاك سازي كلي بدن، نقش مهمي دارد. حتي دستگاه گوارش نيز از بخش هايي است كه در اثر تنفس نادرست آسيب مي بيند؛ زيرا فرآيند هضم و جذب مواد غذايي به اكسيژن نياز دارد.

دستگاه عصبي شامل مغز و نخاع و رشته هاي عصبي، از بخش هاي مهم تري هستند كه در اثر تنفس نادرست و محروميت از اكسيژن آسيب مي بينند. حتي عملكرد جنسي انسان نيز به كاركرد صحيح سيستم اعصاب پاراسمپاتيك وابسته است و ناتواني جنسي نيز مي تواند يكي از پيامدهاي عادت كردن به روش هاي نادرست تنفس باشد.

هنگام دم كامل، ديافراگم منقبض مي شود و به كبد، معده و ساير احشاي شكمي فشار ملايمي وارد مي كند و در واقع به نوعي آن ها را ماساژ مي دهد كه با بهبود گردش خون اعضاي گوارشي، به نوبه ي خود در سلامت كاركرد اين اعضا موثر است. به عبارت ديگر، با تنفس كامل ديافراگمي مي توان اعضاي شكمي را به نوعي ورزش داد.

 

تنفس ناسالم

اغلب افراد به هنگام تنفس كردن مرتكب سه اشتباه مي شوند، كه عبارت هستند از:

تنفس كم عمق، تنفس بيش از اندازه سريع و تنفس وارونه.

بنابراين ساده ترين راه حل اين است كه آرام تر، عميق تر و درست تر نفس بكشيم. اما تنفس وارونه نياز به كمي توضيح دارد. بهترين راه براي اطلاع از تنفس صحيح، نگاه كردن به تنفس نوزادان و كودكان است. بچه ها وقتي نفس مي كشند، به هنگام عمل دم شكم شان بالا مي آيد و گرد مي شود. عضلات شكم كودك نرم است؛ به طوري كه هوا مي تواند به راحتي به عمق ريه هاي او برسد. وقتي تنفس كردن ناسالم بزرگسالان را تماشا مي كنيد، درست عكس اين حالت است. به همين دليل است كه آن را تنفس وارونه مي نامند. اغلب بزرگسالان هنگام دم شكم شان را سفت مي كنند و در اين حالت تنفس، شكم مانع پُر شدن ريه ها از هوا مي شود. حتي بازدم شان را ناقص انجام مي دهند كه همه اين ها به خاطر استفاده وارونه از عضلات ديافراگمي است.

 

تنفس سالم

تنفس سالم و درست، سه مرحله دارد: شروع، ميانه، اوج(به هنگام بازدم اين ترتيب برعكس مي شود) كه در حالت هاي دم و بازدم توضيح داده مي شود.

 

عمل دم

در شروع عمل دم، شكم در حالت آرامش قرار مي گيرد. اين كار ديافراگم را صاف مي كند قبل از حركت سينه، شكم قدري بزرگ و منبسط مي شود و فضايي را فراهم مي سازد تا هوا، بخش هاي تحتاني ريه هاي شما را پُر كند. عمل دم در ميانه ي راه خود، عضلات سينه را منبسط مي كند و در نتيجه قفسه سينه بزرگ مي شود قفسه سينه به سمت بالا حركت مي كند، زيرا هوا بخش مياني ريه ها را پُر مي كند. در بخش اوج عمل دم، استخوان ترقوه به سمت بالا حركت مي كند و شانه ها حالت آرام به خود مي گيرند و كمي عقب مي روند. هوا بخش هاي فوقاني ريه ها را پُر مي كند.

 

عمل بازدم

در شروع عمل بازدم، استخوان هاي ترقوه پايين مي افتند و شانه ها كمي به سمت جلو متمايل مي شود. در ميانه ي بازدم عضلات سينه به حالت آرام درآمده و قفسه ي سينه به سمت پايين حركت مي كند و در هر سه بُعد باريك مي شود.

البته هرگز توصيه نمي شود به هنگام تنفس به جزييات تا اين اندازه توجه كنيد؛ با اين حال چند دقيقه اي دقت به تنفس و جزييات آن مفيد است.

 

تمرين هاي تنفس

در ادامه ي مطالب، تمرين هاي زير، شما را با چگونگي انجام بهتر تنفس كامل آشنا مي كند:

تمرين اول:

در اين تمرين آموزش اوليه ارائه مي شود. به هنگام بازدم، هواي درون ريه هاي خود را به بيرون بدميد؛ البته بدون فشار زياد آن قدر مكث كنيد كه بدن تان به شما بگويد به تنفس بعدي احتياج داريد. مهم نيست دو ثانيه مكث كنيد يا مثلا بيست ثانيه. حالا تا حدي كه امكان دارد، هوا را به درون ريه هاي خود بكشيد(دم بدون فشار زياد) بار ديگر عمل بازدم را انجام دهيد و آن قدر صبر كنيد تا مجبور شويد دوباره تنفس كنيد. اين تمرين را به مدت يك دقيقه انجام دهيد.

حالا از اين تمرين بيرون بيايد(استراحت) و بدن خود را وارسي كنيد. آيا تغييري در خستگي، تنش و مه آلوده بودن ذهن تان به وجود آمده است؟ اگر تغييري را احساس نكرده ايد چند دقيقه ديگر اين تمرين را انجام دهيد. اما نبايد به شما فشاري وارد شود؛ يعني دم و بازدم را با فشار انجام ندهيد.

اگر اين تمرين را به درستي انجام دهيد، در پايان هميشه احساس آرامش جسمي و ذهني بيشتري خواهيد داشت. به راحتي و ساده بودن تمرين بيشتر توجه داشته باشيد و نگران كامل و صد در صد درست انجام دادن آن نباشيد.

 

تمرين دوم:

1- راست بنشينيد و ستون فقرات در يك امتداد باشد. به بدن خود هيچ فشاري وارد نكنيد و آرامش را در عضلات بدن تجربه كنيد. سپس آهسته و پيوسته از راه سوراخ هاي بيني خود دم بگيريد؛ به گونه اي كه ابتدا بخش هاي پاييني ريه ها از هوا پُر شود. نشانه اين حالت آن است كه پرده ديافراگم(كه محتويات قفسه سينه را از احشاي شكمي جدا مي كند)، به قسمت پايين رانده مي شود و با قدري فشار، عضلات جدار شكم را به بيرون برجسته مي كند. در ادامه با اتساع بخش هاي تحتاني قفسه سينه و دنده هاي پاييني، قسمت مياني ريه ها را پُر كنيد و سرانجام با برآمده كردن قسمت فوقاني سينه و بالا كشيدن دنده هاي بالايي، بخش هاي فوقاني ريه ها را از هوا پُر كنيد. در حالت اخير بخش تحتاني شكم اندكي به داخل كشيده خواهد شد كه به پُر شدن بخش فوقاني ريه ها كمك مي كند. فراموش نكنيد كه در اين تمرين بايستي دم روندي پيوسته و آرام داشته باشد و نبايد پُر كردن سه بخش مختلف ريه در سه حركت جداگانه انجام شود. همچنين از انجام دم هاي تكانه اي به شدت بپرهيزيد.

2- دم را به مدت چند ثانيه حبس كنيد(تا آن جا كه مقدور باشد و بدون اجبار و فشار زياد باشد).

3- به آرامي نفس خود را بيرون دهيد؛ به گونه اي كه قفسه سينه در وضعيتي پايدار قرار داشته باشد و هم زمان با خروج هوا از ريه ها، شكم اندكي داخل كشيده شود. وقتي هواي موجود در ريه ها خارج شد، قفسه ي سينه و شكم خود را آرام كنيد. با اندكي تمرين مي توان بر اين تكنيك تسلط پيدا كرد و آن را به طور خودكار و عادتي انجام داد. براي انجام بهتر تمرين دوم مي توانيد رو به روي يك آينه ي بزرگ بنشينيد و دستان خود را آرام روي شكم قرار دهيد تا حركات را بهتر احساس كنيد. هنگام انجام اين تمرين بهتر است گاهي در پايان دم، شانه ي خود را بلند كنيد، به طوري كه بر اثر بالا آمدن ترقوه كوچك ترين بخش قسمت فوقاني ريه نيز از هوا بي نصيب نماند.
 

تمرين سوم:

اين تمرين در يوگا، تنفس پاك كننده ناميده مي شود؛ چرا كه ريه ها را پاك و به اعضاي دستگاه تنفسي سلامت مي بخشد. اين نوع تنفس به ويژه براي سخنرانان و خوانندگان آواز در پايان كارشان مفيد مي باشد. اگر احساس مي كنيد ريه هاي تان به پاكسازي نياز دارد، از اين روش استفاده كنيد تمرين فوق در مراحل زير انجام مي شود.

1- يك دم عميق بگيريد.

2- دم خود را به مدت چند ثانيه حبس كنيد.

3- لبان خود را همانند زماني كه مي خواهيد سوت بزنيد جمع كنيد، اما گونه ها را از هوا پُر نكنيد. سپس مقداري از هوا را از طريق لب هاي خود با فشار خارج كنيد. پس از لحظه اي درنگ بار ديگر مقداري از هوا را با همين روش بيرون دهيد. اين كار را به همين صورت ادامه دهيد تا تمام هواي موجود در ريه ها خارج شود. اين نوع تنفس براي رفع خستگي موثر است.

البته تمرين هاي ديگري نيز وجود دارد كه ارائه ي همه آن ها در اين مقاله مقدور نيست؛ مانند تمرين هاي تنفسي افزايش توان عصبي و پويايي كلي بدن يا تنفس تقويت صوتي كه به زيباسازي و انعطاف پذيري صدا كمك مي كند. روانشناسان نيز در روش ايمن سازي استرس(مانند اختلال P.T.S.D و هراس) از بازآموزي تنفسي به همراه تكنيك آرام سازي استفاده مي كنند كه با تاكيد بر حركات ديافراگم(نه صرفا ماهيچه هاي قفسه سينه) به مراجعين، آموزش داده مي شود. درمانگر، اشتباهات او را اصلاح مي كند و نحوه ي تمرين درست را مورد بررسي قرار مي دهد.

 

احساس شادابي با تنفس روزانه

نشانه هاي بي تعادلي اكسيژن، يعني خستگي مزمن، اضطراب، بدخوابي و... به قدري شايع هستند كه بسياري فكر مي كنند تجربه كردن آن ها عادي و طبيعي است؛ اما چند روز بعد از انجام تمرين ها به اين نتيجه مي رسند كه آن چه قبلا طبيعي احساس مي كردند، ناشي از عادت بد بوده است. ناگهان تحولي در شما ايجاد مي شود و حالت هاي زير را احساس مي كنيد:

* روشني ذهن، تمركز و دقت، به جاي مه آلوده بودن آن، آرامش به جاي اضطراب، شادابي به جاي خستگي.

* احساس غني و سرشار بودن تنفس و احساس سلامتي به جاي ضعف جسماني.

البته همه چيز بستگي به شما دارد. تمايل شما به انجام تمرين ها است كه اين اتفاق خوشايند را به وجود مي آورد.

تمرين ها را مي توانيد صبح ها و يا هر وقت و زماني از روز كه احساس نياز كرديد، انجام دهيد. با اين حال اجراي تمرين تنفسي صبح يا عصر و قبل از مصرف وعده غذاي اصلي توصيه مي شود.

با ايجاد سكوت، فكر خود را در لحظه اي كه هستيد متمركز كنيد. به صداي اين سكوت گوش كنيد و فقط اسير نفس هاي خود باشيد. وقتي به صداي تنفس خود فكر مي كنيد نه چيز ديگر، وقتي صداي آمد و رفت آن را مي شنويد، وقتي بر اين باوريم كه همه ما انسان ها در نفس هايي كه مي كشيم سهيم هستيم، آن گاه جز آرامش و خوشبختي براي يكديگر چيزي نمي خواهيم و براي اين نعمت نفس كشيدن و نعمت هاي ديگر، خدا را شكر مي كنيم.

 
 

كيوان علوي زاده - كارشناسي ارشد روانشناسي

 

دسته ها : روانشناسي
ششم 3 1390 17:11

اساساً فكر كردن كار خوبي است و با اينكه بعضي از مردم به ‌اندازه كافي اينكار را نمي‌‌كنند، برخي در اين زمينه واقعاً زياده ‌روي مي‌كنند. از هر دو جنسيت زن و مرد در هر دو اين دسته‌ها داريم. امروز مي‌خواهيم درمورد كساني حرف بزنيم كه خيلي فكر مي‌كنند.

بعضي‌ها آنقدر فكر مي‌كنند كه خود را خسته مضطرب و بيمار مي‌كنند. اين افراد گرايش دارند كه هر مسئله ساده ‌اي را پيچيده، هر چيز آساني را سخت و هر مشكل كوچكي را بزرگ و بغرنج جلوه دهند. آنها عادت دارند وقتشان را براي آناليز بيش از حد هر چيز و هر كس هدر دهند. آنها متخصص تفسير غلط حرف‌هاي همه هستند و اگر كوچكترين راهي وجود داشته باشد كه احساساتشان جريحه ‌‌دار شود، آن را پيدا مي‌كنند. حتي به دنبال آن مي‌گردند. آنها معمولاً افرادي وسواسي و ايدآليست هستند. بيش از حد نگران مي‌شوند. تقريباً درمورد همه چيز و همه كس. آنها سعي مي‌كنند هميشه همه را خوشنود نگه دارند و مي‌خواهند كه تغيير ايجاد كنند اما اين فرايند تغيير آنها را مي‌ترساند. براي خراب كردن اميال و آرزوهايشان به بقيه آدم‌ها نياز ندارند، خودشان هم خوب از پس آن برمي‌آيند. آنها همان‌هايي هستند كه بيش از حد فكر مي‌كنند.

اگر احساس مي‌كنيد خصوصياتي كه در بالا ذكر كرديم را در خود مي‌بينيد، احتمالاً شما هم به اين دسته افراد تعلق داريد. در زير نكاتي آورده‌ ايم كه به شما كمك مي‌كند با اين مشكل خود كنار بياييد.

1.       از صبر كردن براي ايدآل هر چيز خودداري كنيد. جاه‌ طلب بودن خيلي خوب است اما خواستن ايدآل غيرواقعبينانه و غيرعملي است. بايد به دنبال پيشرفت مداوم باشيد و براي دست يافتن به تغييرات مثبت تلاش كنيد.

2.       فكر و خيال نكنيد. روي فكر و خيال تكيه نكنيد، برحسب واقعيات عمل كنيد.



 

3.       فعال‌تر باشيد. از تئوري بيرون بياييد و وارد عمل شويد. از همين الان! هر روز حداقل يك كار انجام دهيد كه شما را به هدفتان نزديك‌تر كند. حتي اگر از آن واهمه داريد. اجازه ندهيد ترس توانايي‌هايتان را پايين بياورد يا بر زندگيتان حكومت كند.

 

4.       درست‌ترين سوال‌ها را از خودتان بپرسيد. سوال‌هايي كه شما را از نظر ذهني در وضعيتي مثبت، عملي، كاربردي و متمركز بر راه‌ حل قرار دهد. مشكل را درك كنيد اما تمركزتان بر راه‌ حل باشد.

 

5.       يك مدير داشته باشيد (يك مربي، دوست، يكي از آشنايان و ...) كه بازخورد مرتبط، خاص، معقول و غيراحساسي به شما بدهد. خودتان نمي‌توانيد درمورد خودتان بيطرف باشيد. اين فرد بايد كسي باشد كه حرف‌هايي به شما بزند كه بايد بشنويد نه حرف‌هايي كه دوست داريد بشنويد.

 

6.       براي اينكه از متوسط به عالي تبديل شويد، برنامه بريزيد و كاملاً به آن پايببند شويد. رفتارهاي عالي خود را پيدا كنيد و به آنها متعهد بمانيد.

 

7.       دست از توجيه كردن براي كارهايي كه نمي‌كنيد برداريد. صادقانه تلاش كنيد كه تلاش صادقانه بسيار موثر است.

 

8.       دفترچه ثبت موفقيت داشته باشيد. نوشتن افكار، تصميمات، رفتارها و نتايجي كه به دست مي‌آوريد راهي عالي براي حفظ نگرش، ايجاد تمركز و انگيزه است. همچنين راه خوبي است كه بفهميد چه چيزي براي شما موثرتر است.

 

9.       از افكارتان بيرون بياييد. جايي آرام و زيبا فراي افكارتان پيدا كنيد. جايي كه آرامش، امنيت، لذت و آزادي وجود داشته باشد. دست يافتن به اين نياز به تلاش و تمرين دارد اما با تمرين مي‌توانيد تقريباً در هر مكاني و هر زماني اينكار را انجام دهيد. تا زماني كه امتحان نكنيم نمي‌دانيم كه دست از فكركردن برداشتن چقدر سخت است.براي رفتن به فراي ذهنمان بايد هرج‌ و‌ مرج ذهنمان را دور بريزيم. ذهن جاي خسته ‌كننده‌ اي است و بعضي وقت‌ها لازم است كه از آن به تعطيلات برويم. اگر با اين ايده دست ‌و پنجه نرم مي‌كنيد، سعي كنيد خودتان را در آهنگي كه دوست داريد غرق كنيد.

 

10.   بعضي از افكاري كه در ذهنتان مي‌چرخد بايد بيرون ريخته شود، بعضي از آنها گير كرده‌ اند و مي‌ترسند بيرون بيايند. به افكار ذهنتان مثل يك بلوك آپارتمان نگاه كنيد. به طبقه دوم اين آپارتمان نگاه كنيد، همينطور كه در راهرو راه مي‌رويد، از پشت در آپارتمان شماره 22 صداي پيرزن ديوانه مي‌آيد كه، "اينطوري بايد آنرا انجام مي‌دادي ديوانه...!" كمي اينطرف‌تر، آپارتمان زن پر حرفي است كه هميشه در خانه ‌اش را باز مي‌گذارد و يكدفعه بيرون مي‌پرد و حواستان را پرت مي‌كند. انتهاي راهرو مردي زندگي مي‌كند كه هميشه شما را مي‌ترساند، "اگر مي‌ديدي چقدر احمق به نظر مي‌رسيدي ديگر هيچوقت آنكار را انجام نمي‌دادي." اين آدم‌ها درواقع آن افكاري هستند كه ميل و انگيزه شما را با احساس گناه و اضطراب از بين مي برند. شناسايي اين افكار خيلي ساده است، ساكنيني كه خيلي وقت است اجاره خانه ‌شان را نپرداخته‌ اند و هيچ منفعتي براي شما ندارند و براي بقيه ساكنين خوب آپارتمان هم ايجاد مشكل مي‌كنند و بايد سريعاً آنها را بيرون بيندازيد.

همين الان شروع كنيد. آزاردهنده‌ ترين ساكنين آپارتمان را شناسايي كنيد و حكم تخليه ‌شان را تحويلشان دهيد. اگر همكاري نكردند، گوششان را بگيريد و به زور بيرونشان كنيد. اين ساكنين خيلي وقت است كه آنجا مانده‌اند و مي‌دانند كه چطور مي‌توانند فريبتان دهند. اما شما تسليم نشويد. يادتان باشد ساكنين عالي ديگري داريد كه بايد به آنها رسيدگي كنيد.

بيرون انداختن اين ساكنين جا را براي آوردن ساكنين بهتر باز مي‌كند. اين آپارتمان را از آنِ خودتان كنيد. آن را دوباره به زندگي برگردانيد. دكوراسيون آن را عوض كنيد، حتي مي‌توانيد برايش استخر هم درست كنيد. اين آپارتمان مال شماست—اين شما هستيد كه تصميم مي‌گيريد چطور آن را بازسازي كنيد.

 

دسته ها : روانشناسي
پنجم 3 1390 21:18

در اين دنيا هيچ مشكلى نيست كه آسان نشود، هيچ دردى نيست كه درمان نداشته باشد، هيچ غمى بى پاياننيست، هيچ دريايى بى ساحل نيست، انتظار ممكن است طولانى باشد، اما سرانجامش فَرَج است.

شما به خوبي مي دانيد با غم و غصّه و اظهار ضعف و افسردگى , نااميدى و بى حركت بودن هيچ مشكلى حل نمى شود.

امتياز عالى انسان و ملاك انسانيت او به اواست. هستى و حيات دو واقعيت خود را با خودت ثابت كن.

دكارت فرانسوى مى گويد: يك وقتى به همه چيزبدبين شدم و در همه چيز حتى خودم و خدا شك كردم و به خودم گفتم فهميدم پس دو چيز واقعيت دارد يكى و ديگرى كه فكر مى كند و لحظه اى بعد فهميدم كه سه چيزواقعيت دارد چون تا ارادهء فكر كردن نكنم , فكر نخواهم كرد. پس اراده وجود دارد و اراده است كه فكرم را فعال مى كند و مرا به حركت در مى آورد به من حيات و زندگى مى بخشد و مرا از شك و ترديد و جهل و تنهايى بيرون مى آورد. سر نخ اين كلاف زندگى فكرى به هم پيچيده را بشناسم . او سرانجام شناخت و به حقيقت زندگى با نشاط دست يافت.

بايد دانست كه زندگى مجموعه‏اى از شادى و رنج كامروايى و ناكامى تلخى و شيرينى و خلاصه ميدان جنگى است كه هركس در آن سهمى از پيروزى و شكست دارد: «زندگى جنگ است جانا بهر جنگ آماده شو». آرى همه اينها به انحاى گوناگون در زندگى هرفرد وجود دارد و در ايام جوانى و تحصيلى اين فشارها شديدتر است اما چه بايد كرد؟ نكته مهم و اساسى نحوه برخورد انسان با اين مسائل است. در اين رابطه دو گونه برخورد مى‏توان داشت:

1- واكنش انفعالى؛ در برخورد انفعالى انسان همواره مشكلات را بزرگ مى‏بيند. در اكثر صحنه‏ها خود را شكست خورده مى‏پندارد. على‏رغم اين كه از خود انتظاراتى بيش از حد دارد در گشودن راه و گام نهادن به سوى هدف خود را ناتوان مى‏بيند. امكانات، توانمندى‏ها و موفقيت‏هاى خويش را فراموش مى‏كند. كم كم احساس يأس، ضعف و سستى در او فزونى گرفته و خود را بيمار مى‏پندارد.

2- واكنش فعال؛ در برخورد فعال انسان به مقايسه معقول و منطقى بين خواسته‏ها و توانمندى‏ها و شكست‏ها و پيروزى‏ها مى‏پردازد. توقع از خويش را با واقعيات و توانايى‏هاى فردى و شرايط محيطى و اجتماعى تنظيم مى‏كند و با جديت نشاط و روحيه بالا به فعاليت و تلاش مى‏پردازد.

هجوم و فشار سختى , بى محبتى ها, بى اعتنايى و احساس تنهايى , گاهى ممكن است هر انسانى رادچار غم و اندوه نمايد و او را در جاده هاى بى علامت و بدون تابلو راهنماى زندگى سرگردان و متحير سازد ـمخصوصاً جوان و نوجوانى كه هنوز كوچه , پس كوچه هاى زندگى پر پيچ و خم امروزى را طى نكرده و با فراز ونشيب هاى آن آشنا نيست ولى انسان انديشه ورز و جوانى مثل شما كه اراده كرده است راه درست زندگى كردن رابشناسد و مى خواهد بداند پيوسته خود را دركوچه پس كوچه هاى شهر نازيبا گم و اسير نمى كند, بلكه باتفكر و انديشه خويش و مشورت با افراد آگاه و دل سوز, دروازه اصلى و خروجى شهر غم و غصه را جست و جو مى كند و مى يابد و از آن خارج مى شود و در فضاى مصفا و فرح زاى طبيعت چون پرنده اى بلند پرواز, اوج مى گيرد..

پس بيا, مشكل خودت را ريشه يابى كن . با برنامه اى جهت دار و حقيقت ياب , جلو برو و عواملى كه ممكن است مزرعه زيباى زندگى جوانى شما را به آتش كشيده باشد و گل هاى سبز و سرخ و سفيد آن را به زردى وپزمردگى مبدّل ساخته , شناسايى كن . خيال نكن نمى توانى . خودت را دست كم نگير. خودت را باور كن و اعتماد به نفس داشته باش .

ممكن است سؤال كنيد از كجا شروع كنم ؟ راه علمى و مجرّب براى كشف علل مشكلات و راه حل آن , فرضه سازى و طرح سؤال و يافتن پاسخ آن است . بنابراين , سؤالاتى طرح كنيد و خود به آن ها پاسخ دهيد.

به نمونهء سؤالات زير توجه كنيد:

ناراحتى من از چيست ؟ برا ي چه غصّه مى خورم ؟ چرا تنهايم ؟ چرامي گريم ؟

سؤألات جزيى يا پاسخ هاى احتمالى : ممكن است يك يا چند تا از احتمالات زير, علت بروز مشكل اساسى وسؤال كلى شما باشد. ابتدا علت را پيدا كنيم , سپس به سراغ حل مشكل برويم .

ناراحتى , غصّه , و تنهاي ام به خاطر:

1 شكست يا عدم موفقيت در تحصيل است ;

2 فقر و ضعف بنيه مالى و اقتصادى است ;

3 از زيبايى اندام و چهره برخوردار نيستم ;

4 برخورد غلط و غير اخلاقى اطرافيان كه با توهين و تمسخر همراه است ;

5 هر چه خوبى و محبت در حق ديگران مى كنم , نه تنها محبت نمى بينم , بلكه نامهربانى مشاهده مى كنم ;

6 از سختى ها و مشكلات و گرفتارى هاى خانواده , فاميل يا دوستان رنج مى برم ;

7 پدر و مادر يا برادر و خواهر خوبى ندارم يا از اختلاف ميان آن ها رنج مى برم ;

8 گناهان زياد يا تخيّلات و ذهنيّت هايى است كه گاهى براى جوانان پيش مى آيد و آنان را حتى نسبت به خدادچار شك و ترديد مى كند.

9 دوست داشتم با كسى ازدواج كنم , ولى او به من اعتنا نكرد;

10 خيال مى كنم ازدواج كردن و ارضاى شهوت و غريزه جنسى انسان را از معنويت و خدا دور مى كند.

به سؤالات ذكر شده و هر سؤال ديگرى كه تصور مى كنيد در ارتباط با مشكل شما است , اضافه كنيد. به هر سؤالى كه نتوانستيد پاسخ دهيد به شما كمك خواهيم كرد.

 

اگر به زندگى گذشته خود توجه كنيد همه جا و در همه مراحل لطف و رحمت خداوند را آشكارا مى‏بينيد و توجه به نعمت‏هاى بى‏پايان خداوند انسان را شكرگزار خدا مى‏كند؛ مثلا يكى از نعمت‏هاى خدا امكان تحصيل در مراكز آموزش عالى است. در سال هزاران نفر در كنكور شركت مى‏كنند و عده زيادى از آنان به هر دليل در اين آزمايش ناموفق هستند. استعداد و امكاناتى كه خداوند به شما عطا كرده است دليل موفقيت شما بوده است و لذا عقل سليم حكم مى‏كند كه انسانى چون شما شكرگزار خدا باشد.

سعدى در ديباچه گلستان چه زيبا گفته است:

باران رحمت بى حسابش همه را رسيده و خوان نعمت بى‏دريغش همه جا كشيده پرده ناموس بندگان به گناه فاحش ندرد و وظيفه روزى به خطاى منكر نبرد.

اى كريمى كه از خزانه غيب گبر و ترسا وظيفه خور دارى!

 

دوستان را كجا كنى محروم تو كه با دشمنان نظر دارى

قطعا در وجود شما، نقاط مثبت و خوبى‏هايى وجود دارد كه اگر به آنها توجه داشته باشيد و به شكوفايى آنها بپردازيد، از بدى‏ها و نقاط منفى خود گريزان خواهيد شد و سعى خواهيد كرد كه آنها را از وجود خود، ريشه‏كن سازيد.

طبيعى است جوان و نوجوانان كه هنوز كوچه هاى زندگى پر پيچ و خم امروزى را طى نكرده و با فراز و فرود هاى آن كمتر آشنايى دارند. حيرتشان بيشتر باشد. تنها شما نيستيد كه اين گونه مى انديشيد و با اين گونه مشكلات مواجه شده ايد. جوانان زيادى هستند كه در عالم تخيّلات «واقعيت نما» و ذهنيات «سراب گونه» سير مى كنند و با برداشت هاى ويژه خود، جهانى انباشته از غم و غصه و غربت و تنهايى براى خويش ساخته اند.

در اين دنيا هيچ مشكلى نيست كه آسان نشود. هيچ دردى نيست كه درمان نداشته باشد. هيچ غمى بى پايان نيست. هيچ دريايى بى ساحل نيست. انتظار ممكن است طولانى باشد، اما سرانجامش فَرَج است...

بسيارى از جوانان حيرت زده و سرگردان، با هدايت الهى و راهنمايى افراد آگاه و دلسوز توانستند با عزم و اراده اى كه شايسته انسان و لازمه حيات او است «راه چون زيستن و چرا زيستن» را بياموزند و با شناخت «هدف زندگي» به حقيقت حيات نزديك گردند و انقلابى عميق و تحوّلى به ياد ماندنى در افكار و اخلاق و افعال خود ايجاد كنند. خوشبختانه شما از جهت علمي،فكرى و سنى در وضعيتى هستيد كه مى توانيد بر پايه خردِ فعّال و كمال طلب جوانى خويش تصميم بگيريد و بر نگرانى هاى خود غلبه نماييد.

يكى از عوامل مهم، احساس پوچى و از خود بيگانگى، عدم شناخت واقعى مبدأ و معاد است. اگر انسان جهان را در چارچوب ماده محدود نمايد و براى جهان هدف و غايت قايل نشود، احساس پوچى و از خود بيگانگى مى‏كند؛ زيرا دنياى بدون خداوند مانند خانه بدون صاحب است كه فضاى پوچى و بى هويتى در آن حاكم مى‏شود. اطلاعات تاريخى نيز اين مطلب را تأييد مى‏كند. آن دسته از انسان‏هايى بيشتر احساس پوچى مى‏كنند كه با رويكرد مادى، جهان را شناخته و براى جهان خالق و هدف قايل نيستند. در قرآن نيز به جهان بينى مادى اشاره شده(1) و يكى از پيامدهاى آن احساس پوچى و عدم آرامش روانى ذكر شده است.(2)

 

راه حل براي درمان احساس پوچي


 
1- خدا باوري:

اسلام براى از بين بردن احساس پوچى و از خود بيگانگى، انسان‏ها را به خداشناسى و معاد باورى فراخوانده و همگان را به تفكر در نظام هستى دعوت نموده و براى جهان و انسان هدف تعريف نموده است: "أولم يتفكروا فى انفسهم ما خلق اللَّه السّموات والأرض و ما بينهما إلاّ بالحق؛ آيا در پيش نفوس خود تفكر نكردند كه خدا آسمان‏ها و زمين و هر چه در بين آن‏ها است (از انواع بى شمار مخلوقات) همه را جز به حق و به وقت معين نيافريده است."(3): "ربّنا ما خلقتَ هذا باطلاً؛ پروردگارا اين دستگاه با عظمت (جهان) را بيهوده نيافريده‏اى".(4) و به انسان مى‏گويد: كه تو را بيهوده و پوچ خلق نكرده‏ايم:"افحسبتم انّما خلقناكم عبثاً؛ آيا گمان مى‏كنيد كه ما شما را بيهوده خلق كرده‏ايم؟!" (5) و بازگشت انسان را به سوى حق بيان نموده است و به انسان تذكر مى‏دهد كه فكر نكن كه بازگشتى نيست: "و انكم الينا لا ترجعون؛ و گمان كرديد كه به سوى ما باز نمى‏گرديد!؟" (6)

اگر انسان براى جهان خالق و مدبر بشناسد و براى آن هدف قايل باشد، احساس پوچى نمى‏كند، زيرا در اثر ايمان به خدا و معاد، جهان هدفمند بوده و انسان جايگاه خود را در آموزه‏هاى دينى درك مى‏كند. انسان در اسلام جايگاه بلند داشته و اشرف مخلوقات بوده و زندگى او محدود به اين جهان نيست و دنيا مقدمه‏اى براى جهان برتر محسوب مى‏شود. در انسان اين باور تقويت مى‏شود كه او به سوى كمال مطلق در حركت مى‏باشد: "إنّا للَّه و إنّا إليه راجعون؛ همه از خداييم و به سوى خدا باز مى‏گرديم".(7)

 

2-ياد خدا:

اسلام انسان را به تقويت باورهاى دينى سفا رش نموده و ياد خدا را عامل آرامش روانى دانسته است: "ألا بذكر اللَّه تطمئن القلوب؛ با ياد خدا دل‏ها آرامش مى‏يابد".(8)

 

3- خود شناسي:

در آموزه‏هاى دينى انسان‏ها به خودشناسى دعوت شده و يكى از عوامل از خود بيگانگى، "خود فراموشى" دانسته شده است. همچنين در برخى از آيات يكى از عامل "خود فراموشى" غفلت ازدياد خدا ذكر شده است: "نسوااللَّه فأنساهم أنفسهم؛ خدا را فراموش كردند، خدا هم نفوس آنان را از يادشان برد".(9)

حكماى اسلامى براى رهايى از "خود بيگانگى" انسان را به خودشناسى و خداجويى دعوت نموده و عامل احساس پوچى را دورى از خدا دانسته‏اند. شهيد مطهرى مى‏نويسد: ".. باز يافتن خود علاوه بر اين دو جهت... شرايط ديگر هم دارد و آن شناختن و باز يافتن علت و خالق و موجِد (= به وجود آورنده) خود است، يعنى محال است كه انسان بتواند خود را جدا از علت و آفريننده خود به درستى درك كند و بشناسد...".(10)

براى راهنمايى شما مى‏توان گفت :

الف) آينده نگر باشيد و براى چند سال آينده برنامه‏ريزى كنيد.

ب ) با افراد شاد، خوشبين و اميدوار مجالست داشته باشيد و از روحيه آنان الهام بگيريد.(مهم)

ج ) به شدت از منفى گرايى بر حذر باشيد و افكار منفى را از خود دور كنيد.

د ) با هسته‏ هاى مشاوره در اين زمينه ارتباط داشته باشيد.

ه ) از اساتيد دلسوز و متعهد كمك بگيريد.

و ) منزوى نباشيد و با افراد با تجربه و متعهد ارتباط صميمانه برقرار كنيد.

ز ) كتاب‏هايى را كه در زمينه شادكامى، رمز موفقيت، راز موفقيت مردان بزرگ و... نوشته شده، با دقت بخوانيد و به دستورات آنها عمل كنيد.

ح ) ورزش كنيد؛ زيرا ورزش در شادى روح و سلامت جسم مؤثر است.

ط ) در محيط‏هاى شاد و سالم، به استراحت و تفريح بپردازيد.

ى ) از افراد منفى‏گرا بر حذر باشيد.

ك ) از بحث‏هاى رنج‏آور با اين و آن اجتناب كنيد.

ل ) به خود اجازه ندهيد ماديات و دنياي زودگذر شما را ناراحت كند. شمارا خدا براي ماديات نيافريده، خود را به خود بسپاريد و ايمانتان را به او قوي كنيد.

م ) توجه داشته باشيد كه مشكلات و رنج‏ها، هميشگى نيست و روزگار در تحوّل و تغيير است و چه بسا حوادث پيش‏بينى نشده‏اى نيز در حل مشكلات به يارى انسان بشتابد.

ن ) سفرهاى شاد و سير و سياحت‏هاى علمى براى شما لازم و مؤثر است.

س ) خاطرات تلخ را به دست فراموشى بسپاريد و از بازگو كردن آن براى ديگران، پرهيز كنيد.

ع ) اگر ذوق هنرى داريد، به كارهاى هنرى از قبيل كاريكاتور، گرافيك، نقاشى، خط، نويسندگى و... بپردازيد. ضمنا نيايش و دعا مؤثر و نافذ است.

بنابراين از دعاها و مناجات‏هاى دلنشين غافل نباشيد. در اين راستا نيايش‏هايى هم چون: مناجات خمسه‏عشر، كميل و نيز صحيفه سجاديه بويژه دعاى بيستم (مكارم الاخلاق) را همواره بخوانيد و باور داشته باشيد كه نيايش و دعا سرنوشت‏ساز است، با خدا انس بيشترى داشته باشيد و با او درد دل كنيد.

پيشنهاد مى‏شود كه در اوقات فراغت، به تفصيل نعمت‏ها و الطاف الهى از قبيل اصل وجود، سلامتى، توفيق تحصيل و... هم‏چنين بلايايى را كه خدا از شما دور كرده است، يادآور شويد و ضمن سپاسگزارى از او، قلب خويش را مالامال از محبت و عشق الهى كنيد.

قرآن كلام خداست. از تلاوت و تدبّر در آيه‏هاى آن هر چند اندك، دريغ نكنيد. اين جهت علاوه بر ارزش‏هاى گوناگون ديگر، شما را با خدا مأنوس‏تر مى‏سازد.

آنچه مهم است ايجاد فضايى لطيف و دوست داشتنى در خانه، محل كار، تحصيل و اجتماع است كه اگر با تنظيم يك‏سرى اهداف بزرگ و متعالى عجين گردد، مشكلات و محدوديت‏ها نه تنها غير قابل تحمل نيست؛ بلكه گاهى اين مشكلات شيرين نيز مى‏گردد.

توصيه: اين مطلب را تا يك ماه هر هفته دقيقا مطالعه و مرور نماييد. سپسس بررسى كنيد كه چه مقدارى از آن را عمل نموده‏ايد.

به اميد روزى كه فعّال , با نشاط, پرتلاش و داراى قلبى شادو لبى خندان باشيد و در برابر مشكلات و بى مهرى ها صبور و بردبار هم چون كوه قائم و استوار باشيد.

 

 

چهار قانون شادكامي و موفقيت

در اينجا چهار قانون مهم شادكامي و موفقيت بيان گرديده است. توصيه ما به شما اين است كه در طول ماه، هر هفته يكي از قانون ها را به كار ببريد و بعد از اين، هر روز از اين قانون ها استفاده كنيد و آنها را در زندگي تان به كار ببريد.

 

قانون اول: نعمت هايت را بشمار
نعمت هايي را كه در زندگي داري، بشمار. چرا فقط توجهت را بر روي نداشته هايت متمركز مي كني و فكرهايت را درهم مي ريزي؟ اين اولين قانون است. از هم اكنون كاغذ و قلمي بردار و تمام داشته هايت را كه خداي مهربان، تقديمت كرده است، بنويس و به خاطر آنها، خدا را شاكر باش، نعمت شنيدن، صحبت كردن، ديدن و هر چيزي را كه داري. تو چيزهاي زيادي داري. نعمت هاي تو از ظرفيتت بيشتر است و تو هرگز به آنها فكر نمي كني و از آ ها بهره نمي بري. خداوند، اين نعمت ها را كه با سخاوت به تو اهدا كرده، در نظرت خيلي عادي و معمولي جلوه كرده است.

حتي اكنون، تو از نعمت هايي كه مي توانند به تو سربلندي و افتخار ببخشند، برخورداري. اين ها گنجينه هايي هستند كه مانند ابزاري براي ساخت، مي توانند آينده بهتر تو را پي ريزي كنند. از امروز شروع كن، ضعف هايي كه شكست تو را فراهم مي آورند، فقط در فكر تو زندگي مي كنند.

فهرست نعمت هايت را دوباره مرور كن، دارايي هايت را حساب كن. تو خيلي از چيزها را داري كه ديگران از آن محروم اند. روي اين قانون، خوب فكركن.

قانون دوم: بي نظير بودنت را جار بزن
تو خودت را در قبرستان ناكامي ها و فكرهاي منفي، دفن كرده اي و همان طور كه دراز كشيده اي، حتي نمي تواني شكست هايت را ببخشي و خودت را با تنفر از خويشتن و متهم سازي خود، نابود سازي و خود را در مقابل ديگران، مقصر مي داني. حالا از قبرستاني كه در آن، جز ناكامي و نااميدي نيست، بيرون بيا و به خودت هر روز بگو: من گنجينه با ارزشي هستم، چون خداي يكتا من را آفريده و در دنيا يكي مانند من خلق نشده است. بي نظير بودن و نادر بودنت را جار بزن و به آن افتخار كن.

چرا به كساني كه تو را خوار مي پندارند، گوش مي دهي و از همه بدتر، آنان را باور داري؟

من بي نظيرم و به خودم افتخار مي كنم. اين را با فرياد، هر روز بگو.

قانون سوم: يك كيلومتر، بيشتر از آن چه بايد راه بروي، راه برو
تنها عامل دست يابي به موفقيت، آن است كه خدمتي بهتر و بيشتر از آن چه از تو انتظار مي رود، ارائه دهي. مهم نيست كه وظيفه تو چيست. مطمئن ترين راه براي اين كه خودت را به حد متوسط بكشاني، اين است كه به اندازه وظيفه اي كه برايت مشخص شده است، كار كني. به اين فكر نكن كه اگر بيش از دستمزدت كار كني، به تو اجحاف شده است زيرا اگر پاداش كار تو، امروز به تو بازنگردد، فردا به طور حتم، بازخواهد گشت.

يك كيلومتر، اضافه راه برو. نگران خودت نباش، لياقت تو بيش از اين هاست، آن را به سوي خود بكش. هر خدمتي كه انجام مي دهي، بي پاداش نخواهد بود و اگر پاداشت را زود دريافت نكردي، نگران مباش زيرا هرچه دير آيد، خوش آيد. تو نمي تواني موفقيت را احضار كني، تو فقط مي تواني لياقت و شايستگي آن را داشته باشي.
 

قانون چهارم: از نيروي انتخابت، عاقلانه استفاده كن
تو حق انتخاب داري، تو مي تواني بين شكست و نااميدي يا شادماني و كاميابي، يكي را انتخاب كني. انتخاب با توست، انتخاب، منحصر به فرد توست. تو با قدرت انتخابي كه داري، مي تواني در شكلي بالاتر، دوباره متولد شوي. به خودت بنگر، به انتخاب هايي فكركن كه تاكنون كرده اي، به لحظه هايي كه روي زانو افتاده اي تا فرصت انتخاب دوباره به تو داده شود. آن چه گذشته، گذشته است.

از قدرت انتخابت، عاقلانه سود ببر.
به جاي تنفر، عشق، به جاي ايستايي، پويايي، به جاي تأخير، عمل و به جاي فكرهاي منفي، فكرهاي مثبت را انتخاب كن.

حالا كه چهار قانون شادكامي و موفقيت را ياد گرفتي، فراموش نكن كه در هر حال آن ها را به كار ببري. ديگر به فكر گذشته نباش، از امروز، امروز لذت ببر و از فردا، فردا. تو توانايي اين را داري كه شگفتي هاي عظيمي در زندگي ات به وجود آوري. پتانسيل تو نامحدود است. خودت را هميشه باور كن.

 

دسته ها : روانشناسي
پنجم 3 1390 17:8
X