صفحه ها
دسته
دامنه‌هاي‌سايت
دوستان
سايت‌هاي برتر
برخي از نوشته ها
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 734603
تعداد نوشته ها : 510
تعداد نظرات : 479
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

 

8 نوع شخصيت كه بايد از آنها دوري كرد:
همه ما دوست داريم باور كنيم كه نزديكان مان آدم هايي متعادل ، شاد و داراي ذهني سالم هستند اما بارها پيش آمده كه متوجه شديم واقعيت غير از اين است. تصور كنيد يكي از بهترين روزهاي زندگي تان را آغاز كرده ايد و خدا را براي همه زيبايي ها و نعمت هايش شكر مي كنيد كه ناگهان رويارويي با يكي از آشنايان بلافاصله شما را از عرش به زير مي آورد. حتي اگر انساني خوشبين و مثبت باشيد، در كنار چنين اشخاصي منفي خواهيد شد. از بدترين اين نوع شخصيت ها مي توان به موارد ذيل اشاره كرد:

● خودشيفته ها

اين افراد شديدا حس خودبزرگ بيني دارند و چنين مي پندارند كه دنيا گرد آنها مي چرخد. اين افراد مانند كنترل گرها موذي و حيله گر نيستند و تا حدي آشكار خواسته هاي خود را بيان مي كنند. گاهي به نظر مي رسد بايد به آنها گفت: « فقط خودت مهم نيستي كه!»

اين افراد فقط خواسته هاي خود را در نظر مي گيرند و نيازهاي شما به باد فراموشي گرفته مي شود. در اين رابطه شما احساس ياس و سرخوردگي پيدا مي كنيد. آنها چنان انرژي شما را صرف خواسته ها و اميال خود مي كنند كه ديگر چيزي براي خودتان باقي نمي ماند.

 

● منفي گراها

اين دسته قادر به درك خوبي ها و شادي ها نيستند. اگر به آنها بگوييد كه امروز روز بسيار قشنگي است حتما از اتفاق ناگوار قريب الوقوعي خبر مي دهند؛ اگر از موفقيت امتحان ميان ترم خود خبر دهيد، در مقابل از سختي امتحانات نهايي به شما هشدار مي دهند.

آنها شادي را نابود مي كنند. ديد مثبت شما به زندگي جاي خود را به بدبيني و منفي بافي مي دهد. قبل از آنكه متوجه شويد، منفي گرايي در ذهن و روح شما جايگزين شده و همه شادي ها پشت شيشه هاي خاكستري پنهان مي شود

 

● افرادي كه هميشه در مورد ديگران قضاوت مي كنند

مواردي كه شما زيبا و دلفريب مي بينيد، به نظر اين افراد عجيب و غيرجذاب است. اگر شما نظر جديدي را جالب بدانيد، اين افراد آن را به كل اشتباه مي شمارند. اگر شما سليقه دوستي را ستايش كنيد، آنها آن را بد يا مايه نگراني قلمداد مي كنند. افراد هميشه قاضي تقريبا مانند منفي گراها هستند. اگر قسمت اعظم وقت خود را با اينگونه افراد بگذرانيد، طولي نمي كشد كه شما هم يكي از آنها خواهيد شد.

 

● خود راي ها

تخصص اين عده كنترل ديگران به نفع خودشان است؛ و ممكن است چنان مهارتي هم داشته باشند كه شما اصلا متوجه كنترل آنها نشويد تا زماني كه ديگر دير شده است. اين افراد نقطه ضعف هاي شما را پيدا مي كنند و از اين طريق به خواسته هاي خود مي رسند.

اين افراد باورها و اعتماد به نفس شما را هدف قرار مي دهند. اين افراد راهي براي اجبار شما به انجام كاري پيدا مي كنند كه لزوما انجام نمي دهيد و به اين ترتيب شما احساس هويت، اولويت هاي شخصي و توانايي درك واقعيت مساله را ازدست مي دهيد و به ناگاه دنيا حول محور خواسته ها و اولويت هاي آنها قرار مي گيرد.

 

● هميشه نااميدها

اگر طرح جديد و بكري داشته باشيد، هميشه نااميدها به شما اطمينان مي دهند كه با شكست روبه رو خواهيد شد؛ و زماني كه موفق مي شويد، شما را دلتنگ و افسرده مي كنند. اگر رويايي در سر داشته باشيد، هشدار مي دهند كه دستيابي به آرزويتان غيرممكن است.

اين افراد «آنچه هست» را باور دارند و نسبت به «آنچه خواهد شد» مشكوك و نااميد هستند. معاشرت با اين افراد موجب مي شود خودباوري و اعتماد به نفس خود را به راحتي از دست بدهيد. در حالي كه پيشرفت و تغيير فقط نتيجه نوآوري و بدعت گذاري است، روياي ناممكن ها و تلاش براي دستيابي به دوردست ها.

 

● آنهايي كه نمي توانند صمميمي شوند

در كنار اين افراد هيچگاه حس صميميت و راحتي نخواهيد كرد؛ داستاني خنده دار تعريف مي كنيد اما آنها فقط لبخندي مودبانه تحويل مي دهند. در پي بي توجهي آنها، شما غمگين و افسرده مي شويد. يكي از مهيج ترين اتفاقاتي را كه برايتان پيش آمده تعريف مي كنيد اما آنها فقط سرسري سر خود را تكان مي دهند.

روابط اين دسته افراد مبتني بر معيارهاي سطحي و بي معني است. زماني كه شما واقعا به يك دوست نياز داريد، آنها نيستند. زماني كه نيازمند انتقادي سازنده هستيد، از هماني كه هستيد تعريف مي كنند و اگر حمايت بخواهيد، شما را محكوم به شكست مي دانند.

 

● حرمت شكن ها

اين افراد در بدترين زمان و به بدترين شكل ممكن حرفي مي زنند يا كاري انجام مي دهند؛ در يك كلمه حرمت نگاه نمي دارند. شايد اين فرد كسي باشد كه به او اعتماد كرده بوديد اما او از اين اعتماد سوءاستفاده كرده ورازتان را برملا مي كند. شايد يكي از نزديكان تان باشد كه در كارهايي كه به او ارتباط ندارد دخالت مي كند، يا شايد همكاري باشد كه رفتاري تحقيرآميز پيشه كرده است.

 

● آنهايي كه هميشه متوقع هستند

هيچ وقت نمي توان اين افراد را راضي و خوشحال نگه داشت. آنها قدر شما را نمي دانند و خواسته هايشان غيرواقعي و نامعمول است؛ هميشه دنبال مقصر جلوه دادن شما هستند و هرگز مسووليت چيزي را خود قبول نمي كنند.

هجدهم 2 1390 13:53

نمره اعصاب شما چند است؟

اين يك آزمون استاندارد روان شناسي است. شما بايد خودتان را در هر يك از ده موقعيت زير تصور كنيد و گزينه مناسب خودتان را پيدا كنيد و علامت بزنيد. بعد از آن، بايد نمره مناسب خودتان را در پرانتز انتهاي هر گزينه بخوانيد و مجموع نمرات تان را حساب كنيد تا بفهميد كه آيا شما از آن آدم هايي هستيد كه زير فشارهاي زندگي، به هم مي ريزند و تسليم مي شوند يا اين كه با صبر و اعتماد به نفس، در برابر مشكلات زندگي مقاومت مي كنيد و مي ايستيد.

 

- فرض كنيد كارفرمايتان از شما مي خواهد به دفتر او برويد و هنگامي كه شما را در دفترش مي بيند، با لحن تندي با شما برخورد مي كند. شما در اين حالت، كداميك از كارهاي زير را انجام مي دهيد؟

  1. احساس شكست و تحقير مي كنيد و هنگامي كه به محل كارتان برمي گرديد، ماجرا را براي بقيه همكاران تان هم تعريف مي كنيد. (2 نمره)
  2. به محل كارتان برمي گرديد و سعي مي كنيد همه چيز را فراموش كنيد. (5 نمره)
  3. موضوع را با يكي از صميمي ترين دوستان تان در ميان مي گذاريد و سعي مي كنيد با كمك او راه حلي براي مشكل تان پيدا كنيد. (7 نمره)

 

- فرض كنيد كه يك هفته است وارد محل كار جديدي شده ايد اما هر چه تلاش مي كنيد، نمي توانيد با هيچ كدام از همكاران جديدتان دوست شويد. چه كار مي كنيد؟

  1. حوصله تان از اين كار جديد سر مي رود. دير سر كار مي رويد و زود برمي گرديد. (2 نمره)
  2. كارتان را به درستي انجام مي دهيد اما هم زمان به دنبال كار مناسب تري هم مي گرديد. (5 نمره)
  3. سعي مي كنيد بفهميد كه مشكل از شماست يا همكاران تان. سعي مي كنيد علت اين نوع رابطه را كشف كنيد و راه حلي برايش پيدا كنيد. (7 نمره)

 

- فرض كنيد چند ساعت روي يك پروژه وقت گذاشته ايد اما كامپيوترتان دچار مشكلي مي شود و تمام اطلاعاتي كه روي سيستم ذخيره كرده بوديد، از دست مي رود. آن وقت شما ...

  1. دل تان مي خواهد با مشت به صفحه مونيتور بكوبيد و آن را خرد كنيد. (2 نمره)
  2. با عصبانيت از محل كارتان بيرون مي آييد و از صحنه دور مي شويد. (5 نمره)
  3. ناراحت مي شويد اما به اين فكر مي كنيد كه از چه راهي مي شود دوباره اين اطلاعات را به دست آورد و ذخيره كرد. (7 نمره)

 

- فرض كنيد كه يك هفته براي پروژه تان زحمت كشيده ايد و فقط چند ساعت ديگر تا موعد تحويل پروژه، وقت داريد اما هنوز قسمت هايي از كارتان مانده است كه بايد كامل شود. چه كار مي كنيد؟

  1. مي خواهيد كارتان را تمام كنيد ولي آن قدر هيجان زده و عصبي هستيد كه نمي توانيد روي كارتان تمركز كنيد. (2 نمره)
  2. با خودتان مي گوييد: شايد بد نباشد اگر كمي هم استراحت كنم. (5 نمره)
  3. با خودتان مي گوييد: «من كه تا اينجا آمده ام، اين چند ساعت را هم كار مي كنم» و بعدش هم تصميم مي گيريد كارتان را به اتمام برسانيد. (7 نمره)

 

- فرض كنيد كارفرمايتان شما را از سر كارتان اخراج مي كند. چه كار مي كنيد؟

  1. آنقدر نگران و پريشان مي شويد كه شب خواب تان نمي برد. (2 نمره)
  2. تصميم مي گيريد كه چند روزي از كار به دور باشيد (مثلا برويد مسافرت) و بعدش برگرديد و به يك شغل جديد فكر كنيد. (5 نمره)
  3. نيازمندي هاي روزنامه را باز مي كنيد و به دنبال كار مي گرديد و از طريق دوستان و آشنايان تان هم جوياي كار مي شويد. (7 نمره)

 

- فرض كنيد در ارتباط با صميمي ترين دوست تان دچار شك و ترديد شده ايد. چه كار مي كنيد؟

  1. مدام به اين فكر مي كنيد كه دوست تان قصد دارد شما را فريب بدهد و به شما خيانت كند. (2 نمره)
  2. ارتباطتان را با او قطع مي كنيد. (5 نمره)
  3. تصميم مي گيريد با او حرف بزنيد و بفهميد كه مشكل كجاست. (7 نمره)

 

- فرض كنيد رابطه تان با صميمي ترين دوست تان به هم خورده است. آن وقت شما...

  1. خودتان را به بي خيالي مي زنيد و مي گوييد تقصير خودش بود! (2 نمره)
  2. سعي مي كنيد با دوست ديگري، يك ارتباط صميمانه برقرار كنيد. (5 نمره)
  3. سعي مي كنيد بفهميد مشكل تان كجاي كار بوده و اگر رفع شدني است، مشكل را رفع كنيد؛ وگرنه، در ارتباط هاي بعدي، بيشتر دقت كنيد. (7 نمره)

 

- شب است و شما داريد در بزرگراه رانندگي مي كنيد كه ناگهان اتومبيل تان دچار مشكل مي شود و در تاريكي تنها مي مانيد. آن وقت شما...

  1. وحشت مي كنيد كه مبادا به شما حمله كنند يا ماشين تان را بدزدند. (2 نمره)
  2. ماشين را قفل مي كنيد و براي كمك گرفتن به نزديك ترين محل مي رويد. (5 نمره)
  3. سعي مي كنيد از ماشين هاي ديگر كمك بگيريد. (7نمره)

 

- داريد درست رانندگي مي كنيد اما ماشين پشت سرتان دستش را گذاشته است روي بوق و مي خواهد از شما سبقت بگيرد. چه كار مي كنيد؟

  1. مي گذاريد رد شود ولي به او ناسزا مي گوييد. (2 نمره)
  2. اهميت نمي دهيد چون هنوز فاصله اش با شما زياد است. (5 نمره)
  3. كنار مي كشيد تا از شما سبقت بگيرد و رد شود. (7 نمره)

 

- پليس دارد به اشتباه شما را جريمه مي كند در حالي كه شما اطمينان داريد هيچ خلافي مرتكب نشده ايد. چه كار مي كنيد؟

  1. با پليس جر و بحث مي كنيد و به او مي گوييد به هيچ عنوان اين جريمه را قبول نخواهيد كرد. (2 نمره)
  2. مي دانيد كه بحث كردن با او هيچ فايده اي ندارد و به همين خاطر جريمه را سريع قبول مي كنيد. (5 نمره)
  3. سعي تان را مي كنيد كه در كمال آرامش او را متقاعد كنيد اما وقتي مي بينيد كه او به هيچ وجه، قبول نمي كند جريمه را قبول مي كنيد. (7 نمره)

 

تفسير آزمون

به كساني كه در اين آزمون، بيشتر از 65 امتياز آورده اند بايد تبريك گفت و آنهايي هم كه امتيازشان بين 30 تا 65 شده است، بايد بدانند كه در مواجهه با استرس هاي زندگي شان كمي مشكل دارند و بهتر است درباره راه هاي مقابله با استرس بيشتر مطالعه و تمرين كنند.

دسته ها : روانشناسی
یازدهم 12 1389 10:52
این تست از کتاب” کوکولوژی” اثر «تاداهیاکو ناگاوو» و « ایسامو سایتو» که بازی‌های جذاب و سرگرم‌کننده خودشناسی و روان‌شناسی را دربردارد، انتخاب شده این کتاب توسط چکاد سرامی و شاهین دهقان ترجمه شده است. کوکولوژی (kokology) ترکیب دو واژه کوکورو (kokoro) به معنای ذهن، روح و احساسات در زبان ژاپنی و لوژی (logia) به معنای شناختن و مطالعه به زبان یونانی است. مطالب و مباحث این کتاب برای هر فردی در سنین مختلف جذاب خواهد بود و به همین دلیل یکی از پرفروش‌ترین کتاب‌ها در دو کشور آمریکا و ژاپن بوده است. پرنده آبی روزی پرنده ای آبی رنگ ناگهان از پنجره وارد اتاق شما میشود و در آنجا به دام می افتد. چیزی در این پرنده شما را به خود جذب میکند و تصمیم میگیرید آن را نگه دارید. اما روز بعد در عین شگفتی متوجه میشید رنگ پرنده از آبی به زرد تغییر کرده است. این پرنده استثنایی دوباره تغییر رنگ می دهد و در صبح روز سوم به رنگ قرمز روشن در می آید و در روز چهارم سیاه رنگ است. سوال؟ اکنون روز پنجم است، وقتی از خواب برمی خیزید این پرنده چه رنگی است؟1. پرنده تغییر رنگ نمی دهد و سیاه باقی می ماند. 2. پرنده به رنگ آبی که در ابتدا داشت باز میگردد. 3. پرنده سفید می شود. 4. پرنده طلایی می شود.جواب تست شناخت احساسات : . . . . . . پرنده ای که در اتاق شما بدام افتاد، نماد خوشبختی است، اما ناگهان تغییر رنگ داد و در شما دلهره و اضطرابی نسبت به ناپایداری خوشی و شادمانی بوجود آورد. عکس العمل شما در این وضعیت نشان دهنده ی پاسخ شما به مشکلات و بلاتکلیفی ها در زندگی واقعی است.1. کسانی که گفتند پرنده سیاه باقی میماند دیدگاهیی بدبینانه دارند. آیا شما باور دارید اوضاع هیچ وقت بهبود نمی یابد؟ به یاد داشته باشید همیشه پایان شبه سیه سپید است.2. کسانی که گفتند پرنده دوباره آبی میشود خوش بین و عمل گرا هستند. شما باور دارید زندگی ترکیبی از خوب و بد است و مقابله کردن و سرسختی نشان دادن در برابر این واقعیت سودمند نیست. مشقات و ناملایمات را با خونسردی می پذیرید و اجازه می دهید زندگی روال طبیعی خود را طی کند. این دیدگاه باعث میشود از تلاطم ناملایمات و سختیها با موفقیت بیرون آیید.3. کسانی که گفتند پرنده سفید میشود در برابر فشارهای زندگی مصمم و خونسردند. شما در زمان بحران وقت خود را در تردید و دودلی تلف نمی کنید اگر وضعیت بغرنج شود ترجیح میدهید جلوی ضرر را بگیرید و به دنبال راه دیگری برای رسیدن به هدفتان می گردید و در غم و اندوه گرفتار نمی شوید. این روش محتاطانه بدین معنی است که اوضاع بطور طبیعی بر وفق مراد شما پیش خواهد رفت.4. کسانی که گفتند پرنده طلایی میشود ، بی باک و نترس هستند. شما معنی بحران را نمیدانید برای شما هر بحرانی ، یک فرصت است. این جمله ناپلئون که گفته است «غیر ممکن ... ، این واژه فرانسوی نیست » درمورد شما صدق میکند. اما مواظب باشید این اعتماد به نفس زیاد ، مرز بین شجاعت و حماقت را از بین نبرد
دسته ها : روانشناسی
بیست و چهارم 11 1389 11:43
1) دوستت دارم ، نه به خاطر شخصیت تو، بلکه به خاطر شخصیتی که من در هنگام با تو بودن پیدا می کنم.

2)
هیچکس لیاقت اشکهای تو را ندارد و کسی که چنین ارزشی دارد باعث ریختن اشکهای تو نمی شود.

3)
اگر کسی تو را آنطور که می خواهی دوست ندارد به این معنی نیست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد.

4)
دوست واقعی کسی است که دستهای تو را بگیرد ولی قلب تو را لمس کند.

5)
بدترین شکل دلتنگی برای کسی آنست که در کنار او باشی و بدانی که هرگز به او نخواهی رسید.

6)
هرگز لبخند را ترک نکن حتی وقتی ناراحتی چون هر کس امکان دارد عاشق لبخند تو شود.

7)
تو ممکن است در تمام دنیا فقط یک نفر باشی ولی برای یک نفر تمام دنیا هستی.

8)
هرگز وقتت را با کسی که حاضر نیست وقتش را با تو بگذراند نگذران.

9)
شاید خدا خواسته است که بسیاری از افراد نامناسب را بشناسی و سپس شخص مناسب را، به این صورت وقتی او را یافتی بهتر می توانی شکرگزار باشی.

10)
به چیزی که گذشت غم مخور به آنچه پس از آن آمد لبخند بزن.

11)
همیشه افرادی هستند که تو را می آزارند با این حال همواره به دیگران اعتماد کن و فقط مواظب باش به کسی که تو را آزرده است دوباره اعتماد نکنی.

12)
خود را به فردی بهتر تبدیل کن و مطمئن باش که خود را می شناسی قبل از آنکه شخص دیگری را بشناسی و انتظار داشته باشی او تو را بشناسد.

13)
زیاده از حد خود را تحت فشار نگذار بهترین چیزها در زمانی اتفاق می افتد که انتظارش را نداری 
چهارم 1 1389 16:24

شاید برای شما هم عجیب بوده که چطور برخی افراد با اینکه مجرد هستند و سنّی از آنها گذشته است، سرحال و خوشحال زندگی می کنند؟ آیا از این می ترسید که اگر ازدواج نکنید، چطور دوران پیری و باقی عمر خود را تنهای تنها سر کنید؟ آیا از اینکه همراهی ندارید نگرانید؟ با خواندن این مقاله یاد میگیرد که چطور می توانید مجرد، اما خوشبخت زندگی کنید!


اصول لازم

ذهن و بدنی سالم، زندگی سالم، سرگرمی و تفریح، خواندن کتاب، عضویت در موسسات دلخواه و دوستان، گل و گیاه، حیوانات اهلی( البته اگر دوست دارید)

گام اول:

هوشیاری

هوشیاری یکی از لازمه های اصلی برای توانایی تفکّر شما تا آخر عمر است. اینکه خوشحالی را درک کنید. خودتان را دوست داشته باشید. بعضی مردم به اشتباه فکر می کنند که اگر کسی خود را دوست داشته باشد، عملی ناشایست و خودپسندانه است، در حالی که هرکسی اوّل باید خود را دوست داشته باشید تا قادر به دوست داشتن دیگری باشد! وقتی به خود اهمیّت دهید، به افکار، روش زندگی و دید وسیع خود نیز اهمیّت می دهید. با دوست داشتن خود، قادر به احترام به دیگران نیز هستید و در مقابل، اطرافیان نیز از این انرژی مثبت شما بهره خواهند برد. دیگران از دیدن خوشبختی و لبهای خندان شما، آرزو دارند که رویه و افکار شما را پیش بگیرند تا مثل شما شاد باشند. شما از آن چه که هستید با همان توانایی ها خدا را شکر می کنید و راضی هستید. با لبخند و روحیّه ای که دارید، هیچ غمی توان نفوذ در شما را نخواهد داشت. همواره فردی جالب و رهبر در بین مردم و دوستانتان هستید. با جسم و روحی سالم و با نشاط، قادر خواهید بود قوی تر و طولانی تر زندگی کنید. در این صورت می توانید در طول ادامه ی زندگی، بدون ایجاد مشکلی، نه تنها برای خود، بلکه برای دیگران نیز مفید باشید.

گام دوّم :

زندگی سالم

در قدم اوّل با یک برنامه غذایی کامل و سالم، سرشار از ویتامین ها، سبزیجات و میوه، بدنی سالم و قوی خواهید داشت. حدّاقل روزانه با نیم ساعت پیاده روی یا ورزش، سلامت خود را حفظ کنید. با این رویه تا آخر عمر خود، خندان و پرانرژی هستید.

  گام سوم:

سرگرمی

سرگرمی های مورد علاقه خود را بیابید و فراهم کنید. نقاشی و طراحی، ورزش، پیاده روی با موسیقی در پارک یا با صدای آب حوض ها، ... برای یادگیری خیلی مهارتها مثل، شنا و ..هیچ وقت دیرنیست. در مقابل به تقویت ذهن و روح خود نیز بپردازید.

  گام چهارم:

کتابخوانی

با ثبت نام و حضور در کتابخانه، ساعات بیشتری را به مطالعه کتابهای جدید و مورد علاقتان بپردازید، شاید الآن با خود بگویید:"من هیچ علاقه ای به کتابخوانی ندارم"، در حالی که خواندن کتاب نه تنها یک تفریح با هزینه ای بسیار کم است بلکه به تقویت ذهن و حافظه ی شما نیز کمک خواهد کرد. در حین مطالعه از افکار و استرس ها به دور هستید. 

 گام پنجم:

عضویت

با ثبت نام در کلاسهای متنوع، از جمله، تقویت حافظه، جسم و ارتباط با خدا، یا کلوپ های زنان یا مردها، دوستان بیشتری پیدا می کنید و با هم صحبتی و رفت و آمد با آنها سرگرم می شوید. در بحث ها و کلاسهای فلسفی شرکت کنید و با تمرینهایی در خانه، وجود خود را از افکارمنفی تهی کنید.

گام ششم:

نظافت و خانه داری

با منزلی تمیز و آراسته، همواره از محیط زندگی خود لذّت می برید. خانه را از عطری که همیشه دوست دارید، معطّر کنید. برخی در منزل از شمع های عطری روشن می کنند، البته این کار خیلی مورد تایید روانشناسان نیست، امّا خوب، این نیز راهیست برای رسیدن به آرامش. از کاشت گیاهان و گلهای مورد علاقه خود که ترجیحاً استفاده ی خوراکی نیز برای شما دارد، غافل نشوید.

گام هفتم :

نگهداری حیوانات اهلی( البته اگر دوست دارید یا محیط منزل اجازه ی آن را می دهد)

اگر واقعاً علاقه دارید، با تزیین و تدارک وسایل لازم برای نگهداری حیوانات دلخواه خود، محیطی جدید، جالب و دوست داشتنی را برای خود فراهم می آورید. نگهداری حیوانات اهلی به نوعی حکم یک بچه را دارد، چرا که باید دائماً به آن رسیدگی و حتّی آنها را تربیت کنید. به مرور زمان آنقدر به آنها وابسته می شوید که می بینید چطور با محبّت و وجودشان، تنهایی خود را پر کرده اید.

گام هشتم:

پادشاهی!

با انجام مراحل فوق، خواهید دید که مجرد بودن، آنقدرها هم سخت و غیر قابل تحمّل نیست، با عشق به خود، تقویت ذهن و جسم و نزدیکی به خداوند، سفر، دیدن فیلم های مورد علاقه، بازیهای دلخواه مثل شطرنج و پازل، ، معطر کردن خانه و پاکیزگی و... پادشاهی کنید و از تنهایی خود لذّت ببرید.

نکات لازم

1-     با دوستان نزدیک خود همواره در ارتباط باشید حتّی تلفنی.

2-     با انجام تمرینهای تقویت ذهن، مدیتشن و دعا و نیایش، به آرامش می رسید.

3-     پیاده روی در روزهای مورد علاقه ( بارانی یا آفتابی) را فراموش نکنید.

4-     در انجام اقدامات فوق و مراحل آن به خود فشار نیاورید.

5-     سعی کنید از خوردن بیش از حدّ تنقلات مضرّ( چیس، پفک، شیرینی های و چربی ها) خودداری کنید تا همواره سالم باشید. این تنها یک عادت است، می توانید با آن کنار بیایید.

6-     تنها خود شما هستید که می  توانید، زندگی را به کام خود شیرین کنید!

 

دسته ها : روانشناسی
بیست و هفتم 12 1388 20:11

با این ترفندهای ضدخستگی هرگز احساس کسلی نخواهید کرد، اگر احساس خستگی می کنید توصیه می کنیم این مطلب را بخوانید.

 چه موقع انرژی شما تمام می شود ؟
لازم نیست بگویید : ما می دانیم .
طی آخرین تحقیقاتمان در مورد خواب ، متابولیسم ، استرس و کرونوبیولوژی به تشخیص اینکه چه موقع بیشترین موقعیت خستگی را دارید پرداختیم و با کمک متخصصین ، طرحی مطمئن برای کمک به مقابله با آن اندیشیدیم .مطمئن باشید که با این 8 استراتژی ، شاداب و سرحال از خواب بیدارمی شوید ، در طول روز هوشیارید و درست به موقع به رختخواب رفته تا یک خواب راحت داشته باشید .


1- چه موقع بیدار شوید
به جای اینکه : بخوابید 

 
سعی کنید : بلند شوید و خودتان را در معرض نور آفتاب قرار دهید .
 
این کار باعث می شود تا ریتم محدود شما که با ساعت بیولوژیکی بدنتان در غده هیپوتالاموس تنظیم می شود با 24 ساعت روز همگام شود . اگر نور نباشد ، چرخه ی خواب و بیداری بدن شما مایل است با میانگین هر روز 12 دقیقه به تآخیر بیافتد و با ریتم 24 ، 2 ساعت کار کند . ( دانشمندان علت آن را نمی دانند ولی فکر می کنند که به تغییرات فصلی خورشید مربوط می شود ).
ماریانا فیگریو ، پزشک و مدیر برنامه ریزی مرکز تحقیقات موسسه پلی تکنیک رینسلر می گوید : " این بدین معنی است که بدن شما می خواهد بیشتر شما را در رختخواب نگه دارد . اما اگر اجازه بدهید که چنین اتفاقی بیافتد و هر روز در یک ساعت از خواب بلند شوید ، کسل و خسته خواهید شد ". 

 
برای اینکه ریتم محدود خود را با 24 ساعت روز تنظیم کنید ( وقتی خستگی از بدنتان بیرون برود احساس می کنید مثل جت پرواز می کنید ) تصمیم بگیرید که حتما 30 دقیقه اول را درمعرض نور آفتاب بایستید حتی روزهای تعطیل که می خواهید بخوابید . ساده ترین راه این است که از خانه بیرون بروید و نیم ساعت برای خودتان بچرخید یا صبحانه اتان را کنار یک پنجره آفتاب گیر بخورید . اگر برنامه ی کاری اتان ایجاب می کند هنگامی که هنوز هوا روشن نشده از خواب بلند شوید چراغهای داخل خانه را روشن کنید حتی کمی از آن می تواند به شما کمک کند. 
 

2- چه بخورید
به جای اینکه :
شکم خود را از کربوهیدرات پر کنید
سعی کنید : آنها را محدود کنید تا جایی برای پروتئین بیشتر باز کنید .

اگرچه کربوهیدراتها می توانند به عنوان سوختی که سریع می سوزند مصرف شوند اما مصرف بیش از اندازه ی آنها باعث تخلیه انرژی می شود .
در تحقیقات اخیر که توسط دونالد . کی . لیمن ، پزشک و پروفسور تغذیه در دانشگاه ایلینویز انجام گرفت گزارش شده ، خانمهایی که میزان کربوهیدرات را در رژیم غذایی اشان کم کردند و میزان مصرف پروتئین را بالا بردند بیشتر احساس شادابی و پرانرژی بودن می کردند .
 
مصرف کربوهیدرات سالم روزانه خود را به زیر 150 گرم برسانید . بهترین تقسیم بندی غذایی می تواند اینگونه باشد : مصرف 5 وعده سبزیجات ، 2 واحد میوه و 3 یا 4 وعده مواد نشاسته ای ( ترجیحا غلات سبوس دار ) . کربوهیدرات مانند نان ، برنج ، ماکارونی و برشتوک .

صبحانه : یک تکه نان یا کلوچه ، یک عدد تخم مرغ ، همبرگر و پنیر از هر کدام یک تکه و یک لیوان شیر.

ناهار : ساندویچ رو باز شامل یک تکه نان ، 2 تا 3 مثقال گوشت و 1 مثقال پنیر ، 2 وعده سبزیجات و 1 عدد سیب .


شام : 6 مثقال گوشت بدون چربی ، 3 واحد سبزی ، یک واحد میوه و 1 یا 2 واحد کربوهیدرات نشاسته ای . 

 
3- چه موقع قهوه بنوشید
به جای اینکه : اولین چیزی باشد که سر می کشید
سعی کنید : آخرین چیزی باشد که در طول روز می خورید .

 
این زمانی است که شدیدا به آن نیاز دارید . کافئین با مهار نمودن تأثیرات آدنوزین * که یک ماده شیمیایی در مغز برای خواب است و در طول روز تجمع می کند باعث می شود تا خواب آلودگی بیشتری پیدا کنید .
جیمز یات ، پزشک و مدیر مرکز تحقیقات و خدمات اختلالات خواب در مرکز پزشکی دانشگاه راش می گوید : " در عین حال ،هر کجا که احساس خواب آلودگی کنید ، کلا نزدیک غروب قهوه به کمک شما می آید پس تأثیر کافئینی که هنگام صبح مصرف می کنید از بین خواهد رفت .

خوردن 2/1 تا 1 فنجان قهوه یا کافئین هنگام غروب یعنی هنگامی که فشار خواب بالاست شما را پرانرژی نگه می دارد ، اما اگر شدیدا به اثرات کافئین حساس هستید اوایل عصر آن را استفاده کنید تا هنگام شب به سختی به خواب نروید . 

 
4- به غذا خوردن خود زمان بدهیم
به جای اینکه : تمام طول روز را بچرخید

سعی کنید : هر روز در یک زمان مشخص غذا بخورید 

 

نیازهای کالری بدن شما بسته به ریتم روزهای دیگر دارد یعنی هنگامیکه از خواب بلند می شوید و به رختخواب می روید و هنگامیکه بیشترین انرژی را مصرف می کنید ( مثلاً : پیاده روی آخر وقت که برای تناسب اندامتان می روید ).
لیمن می گوید : "
چیزی که شما را خسته می کند این است که بدنتان انتظار داشته باشد که مثلاً 7 صبح صبحانه بخورد و 12 ظهر ناهار و شما یکی از آنها را انجام ندهید .
غذا خوردن نامنظم و نابهنجار منجر به گرسنگی بیشتر و پرخوری می شود " . صبحانه را شب قبل آماده کنید تا مطمئن شوید که روز را با انرژی شروع خواهید کرد حتی اگر دیرتان بشود . اگر وسط روز نمی توانید بیرون بروید ، ناهارتان را با خود به محل کارتان ببرید . آخر هفته ، چند نوع غذا که سریع گرم می شود را آماده و فریز کنید تا شما و خانواده هر شب در یک ساعت مشخص شام بخورید .

5- استرس را از خود دور کنید
به جای اینکه : 20 دقیقه از یوگا استفاده کنید

سعی کنید : جلسات آن را کوتاهتر اما زود به زودتر کنید . 

 
جودیت اورلف ، کارشناس و روانپزشک یو.سی.ال.ای و مولف کتاب " انرژی مثبت" می گوید : "حتی 3 دقیقه مدیتیشن می تواند هورمونهای استرس که موجب انقباض عضلات و رگهای خونی می شوند را پائین بیاورد. اندروفین را نیز افزایش می دهد .
ساعتهای استراحتی که در طول مدت کار دارید نیز به راحتی می توانند فرصت خوبی برای رسیدن به تناسب اندام باشند تا اینکه یک برنامه ی سخت و طولانی پس از اتمام کار داشته باشید . مکان ساکتی را بیابید . جایی که کسی یا چیزی مزاحم نباشد (اورلف می گوید : "مثلاً در یک دفترکار شلوغ که گویی وارد حمام شده اید ، نباشد" ). بنشینید و چشمانتان را ببندید . همانطور که به آرامی نفس می کشید به صدای دم و بازدم خود گوش فرا دهید و هنگامیکه به فکر فرو رفتید تصور کنید که ابرهایی در آسمان شناورند .

سپس چیزی یا کسی که شما را خوشحال می کند را در ذهنتان ترسیم کنید . می تواند محلی باشد که هنگام تعطیلات به آنجا رفته اید ، کسی که دوستش دارید یا کاری که به آن علاقه مندید . آن را انجام دهید ( مانند لم دادن در یک وان خوشبو در حمام ).


 
6- بعدازظهر کسل کننده خود را شکست دهید
به جای اینکه : یک چرت کامل بزنید

سعی کنید : به بیرون رفته و قدم بزنید 


 
درست مانند صبح زود ، نور آخر وقت روز، کاهش انرژی در بعدازظهر را کمرنگ می کند که اغلب مانند ساعت ، دقیق کار می کند . فیگریو می گوید: سیستم متعادل کننده و سیستم هموستازبر هم تاثیر متقابل دارند و اغلب افراد 17 تا 18 ساعت پس از ساعتی که شب قبل به رختخواب رفتند احساس می کنند که خوابشان می آید " . بیرون بایستید و با یک پیاده روی کوتاه در آفتاب روح تازه ای به خود ببخشید .
با انتخاب راه هایی متفاوت، تنوعی به زندگی روتین خود بدهید . مثلاً :
فرمان کوچکی را انجام دهید یا با تلفن همراه خود دوستی را گیر باندازید . اگر نمی توانید به بیرون بروید کنار یک پنجره میخ کوب بشوید ، آن را باز کنید و به بیرون نگاه کنید . 

 
7- قبل از تمرین ورزشی حسابی خودتان را بسازید
به جای یک غذای سبک  موسیقی را امتحان کنید 

 
ورزش تقویت کننده اولیه ی انرژی است اما اگر برای انجام یک ورزش ضد کسلی شدیداً خسته اید چه ؟ در حالیکه دارید بند کفشهای پیاده روی اتان را می بندید داخل گوشتان هدفون بگذارید .
موسیقی به شما کمک خواهد کرد تا فراموش کنید که خیلی خسته اید . محققان ژاپنی در مجله پزشکی ورزش و تناسب اندام گزارش کردند : داوطلبانی که به مدت 30 دقیقه همراه با موسیقی در بیرون کار می کردند به اندازه ای که بدون موسیقی کار می کردند ، سختی کار را احساس نمی کردند . سی دی های مورد علاقه اتان را بزنید . اگر شخصیت اتان طوری است که به ادبیات علاقه دارید ، یک کتاب صوتی نیز می تواند حواس شما را از احساس خستگی کردن پرت کند .
 

 
8- قبل از رفتن به رختخواب آرام بگیرید
به جای اینکه : دنبال آپ دیت کردن فیس بوک خود باشید
سعی کنید : یک کتاب بخوانید یا تلویزیون تماشا کنید 

 

فیگریو می گوید : " مطالعات نشان داده اند که نور خیلی کم مانند نور خورشید در اول صبح ، فعالیت مغز را افزایش می دهد. کار ما نشان داده است که شما می توانید با نور بسیار کم ، هوشیاری خود را افزایش دهید "
برخی از دانشمندان معتقدند که نور منتشره از مانیتور کامپیوتر هنگام آخر شب می تواند دوره خواب و بیداری بدن شما را مختل کند . به جای آن کنار تلویزیون بخوابید . اغلب افراد دور از تلویزیون می نشینند ( حد اقل 15 قدم ) تا از مضرات نور آن در امان باشند . بهتر است کتاب یا مجله ای بخوانید . فقط مراقب باشید نوری که استفاده می کنید بیشتر از 60 ولت نباشد . و کامپیوتر خود را حداقل یک ساعت قبل از خواب خاموش کنید .

منبع: سیمرغ 
بیست و هفتم 12 1388 19:1
    اگر همواره احساس نگرانی ، اضطراب و یا تنهایی دارید ، راه حل آن نزدیکی به قدرت الهی است . دوستی و نزدیکی با خداوند ، برای شما آسایش ، امنیت و خوشبینی را به همراه دارد. نگران نباشید ، هر فردی در هر موقعیت که زندگی می کند ، می تواند با نیل به خداوند ، از لحظات خوشی بهره مند شود.  

بله ، در آغاز شروع به این رابطه ممکن است حس کنید که این نزدیکی و میل ، یک طرفه است اما خیلی زود متوجه یکی سری علائم ظریف، ولی عمیقی می شوید که متوجه حضور و همیاری خداوند با خود خواهید شد . وقتی با خداوند راز ونیاز می کنید ، حس شور و هیجان تمام جسم شما را در بر می گیرد و یا وقتی از او پرسشی دارید ، پاسخ خود را "ناخودآگاه" از طریقی "غیر منتظره" دریافت خواهید کرد. متوجه حمایت ها  و معجزاتی ظریف در مسیر زندگی می شوید و یا با گذشت زمان، عملا" یاری او را درک می کنید .  در این راه ، علم درک مسائلی را که قبلا" قادر به درک آن نبودید را کسب میکنید و زیبایی هایی را مشاهده می کنید که هیچگاه ندیده اید. صبحگاه با نوینی دل انگیز الهی از خواب بر می خیزید و یا شاید وی در طول روز علائمی را در اشکال مختلف برای شما نمایان کند . خداوند دارای قدرتی بی انتها و بی پایان است، وقت را تلف نکنید و با شروع آن ، لحظات  خود را با الطاف الهی نورانی کنید.

 

در اینجا به هفت گام جهت آغاز نیل به نزدیکی الهی اشاره کرده ایم:

 

1- اول برای بستن عهدی نزدیک و لذت بخش نیت کنید و تصمیم بگیرید . بصورت نوشتاری همواره آن را در جلوی دید خود در منزل یا محیط کار قرار دهید.

 

2- می توانید از تجربه روابط خوشایند خود در زندگی استفاده ببرید . چگونه این رابطه را گسترش می دادید ؟ چگونه بهبود می بخشید ؟ فهرستی از این موارد تهیه کنید. برای مثال ، در روابط مورد دلخواهمان  ، ما بارها و باره با یکدیگر حرف می زنیم و به سخنان هم گوش فرا می دهیم . اوقات خود را با هم سهیم می کنیم ، هیجانان و ترس هایمان را در میان می گذاریم ، تا حد امکان و بدون توقع ، به یکدیگر عشق می ورزیم ... بعد از اتمام فهرست خود ، از آنها برای چگونگی شروع و تمدید رابطه ی خود با خداوند یکتا الگو بگیرید .

 

3- اگر  در این رابطه روراست و بی پرده گام بردارید ، معنای قوی تری به این رابطه می بخشید. هر چه قدر هم صدمه و آسیب دیده باشید از جانب او حمایت خواهید شد. در نزدیکی به خداوند ، در بیان احساسات و بروز آن در مقابل خداوند بطور کامل بی پروا و روراست باشید و اجتناب نکنید.

 

4- کاملا" دقت کنید و گوش فرا دهید . برخی اوقات اینقدر غرق در تقاضا و درخواست هایمان از خداوند می شویم که دیگر به کلی از یاد می بریم که باید به دریافت علامات پاسخ ها از جانب وی نیز توجه کنیم . کاملا" تمرکز کنید ، چرا که ممکن است نشانه های الهی بطور کاملا" واضح و آن طوری که شما خواستید نباشد، بلکه در حالت و زمان و مکان دیگر ، این نشانه ها و آیات نمایان شوند.

 

5- همواره در مقابل خداوند احساسات خود را بیان کنید و سپاسگزار باشید. خیلی سخت نیست ، زیرا که عشق الهی برترین و والاترین عشق است .

 

6- ابتدا با خود مهربان باشید و به خودتان عشق بورزید . شما مخلوق خداوند یکتا هستید. اگر خودتان را قبول نداشته باشید ، در واقع قدرت الهی را قبول ندارید و برای داشتن عشق به خود ، از خداوند یاری بخواهید .

 

7- فرصتهای جدید را با آغوش باز بپذیرید . همیشه به یاد داشته باشید که نیروی خداوندی ، بسی عظیم تر و وسیع تر از آن تصوری است که شما در ذهن خود دارید ، بنابراین در طلب خواسته ها و خواهش های خود از وی تنها به چیزهای کوچک در زندگی اکتفاء نکنید . خداوند ، قدرتی بی انتهاست ، پس از او تا بی نهایت طلب کنید. تعجب نکنید اگر در نهایت شما به یک درون بینی و حس فطری رسیدید که این حس غیر قابل توصیف است و شما  را در انجام امور زندگی هدایت خواهد کرد .

 

نیل به نزدیکی و شکوفا شدن این رابطه خیلی زمان نمی برد . مادامی که این حس نزدیکی در شما ایجاد شود ، دیگر این قدرت الهی است که این رابطه را زیباتر و صمیمی تر جلوه می دهد . برای مستحکم تر شدن این رابطه ، بهتر است آرام و پیوسته پیش بروید و نخواهیم که به یکباره به بطن این قدرت الهی پی ببریم !! ( مثل این است که برای دیدن غنچه داخل یک گل سرخ زیبا ، گلبرگهای اطراف آن را جدا کنیم تا بتوانیم غنچه آن را ببنیم !! )که مسلما" شما را از مسیر خود دور می کند ، چرا که انسان گنجایش درک آن را ندارد . بدانید که خداوند یکتا ، همواره شما را دوست دارد و  بر آن است تا شما از ثمره های شگفت انگیز و زیبای این رابطه همیشه لذت ببرید.

پانزدهم 11 1388 22:34
 

   بیشتر مردها زنها را انسان هایی مرموز می دانند. البته خانم ها هم از این وضعیت خوشحال هستند و احساس رضایت می کنند! اما در ذهن بیشتر آنها این افکار غوطه ور است: "واقعاً چه اتفاقی می افتد اگر همه ی واقعیت و رازهای زندگیم را به همسرم بگویم؟"  "آیا با بیان این واقعیتها او بیشتر می تواند مرا درک کند؟"  از همه مهم تر اینکه "شاید اگر او حقایق را بداند، کمتر مرا سرزنش کند."

 

شاید اگر اجازه دهید همسرتان حداقل بصورت مختصر به رازهای درونی شما و علت مخفی کردن آن پی ببرد به نفع شما خواهد بود و تا حدی زیاد از این استرس و نگرانی خلاص می شوید (البته این به نفع مردها نیز است، چرا که، داشتن یک خانم خوشحال و خوشرو همیشه برای آنها خوشایند تر است.)

  

در اینجا به ده مورد از مخفی کاری های خانم ها از زبان خودشان اشاره می کنیم که بعضی از آنها شما آقایان را شوک زده می کند؟ برخی دیگر را نیز خود تا حدی به آن مضنون بودید ولی هیچگاه جرأت پرسیدن آن را نداشتید! البته دامنه ی وسعت این رازهای درونی بسیار گسترده تر است ولی بهتر است حداقل از همین ده مورد نیز مطلع باشید:

 

1- بیشتر وقتها اگر جنسی بخریم فرق نمی کند از لباس یا دارو تا... و تخفیفی روی آن بگیریم مثلا" 20%، قیمت اصلی و بدون تخفیف آن جنس را به همسر یا دیگران می گوییم. این تنها یک دروغ مصلحتی است و دلیلی ندارد حقیقت را بگوییم، "در بعضی خریدهای غیرضروری ( لوازم آرایش و..) یک مقدار پول آن را از کارت اعتباری و بقیه را نقدی پرداخت می کنم، به این صورت است که شوهرم دقیقا" نمی داند که چقدر هزینه کردم!"

 

خانمی 32 ساله که از ترس برملاشدن مخفی کاری هایش خواست نامش فاش نشود! می گوید: البته ما قبول داریم که روراستی بهتر است و مخفی کردن عادت بدی است، اما وقتی به دردسرهای بحث هایی که در اثر گفتن حقیقت داستان به همسرمان پیش می آید فکر کنید می بینید که ما حق داریم!"

 

2- ما خانم ها تمام مدت به سکس با همسرمان فکر می کنیم.

 

اما حقیقت این است که آخر شب اینقدر خسته هستیم که حوصله و نیروی لازم را برای سکس نداریم، چه خوب بود اگر شما آقایان در روز این کار را می کردید...

 

3- ما هم به اندازه شما از فکر تعهد به زندگی هراسان و عصبی می شویم!

 

درست است که بیشتر دختران با رویای ازدواج با یک شاهزاده ی جذاب، لباس عروسی مجلل و زیبا و روزهای خوش بعد آن، بزرگ می شوند، اما خوب ما هم انسانیم مثل شما مردها، وقتی تمام این رویاها تبدیل به زندگی با یک نفر متفاوت از رویاهایمان می شود ترس تمام وجودمان را می گیرد، یکی از دوستان من، لیدا 34 ساله می گوید: "فکر ازدواج همیشه مرا می ترساند! می دانم که حس زناشویی شیرین است ولی احساس تسلیم شدن و از دست دادن تمام استقلال شخصیم در زندگی من را فلج می کند"، ولی خوب، جالب اینجاست که همین لیدا وقتی ازدواج کرد، خودش اظهار داشت، " حالا که ازدواج کردم، با وجود یک زندگی متعهد، می بینم که چطور من و همسرم  یک گروه دونفری با اهداف و افکار هماهنگ را دنبال می کنیم و می خواهیم که همین طور نیز بمانیم"

 

4- شاید ظاهرا" خود را مستقل و مدرن جلوه دهیم ولی حقیقت این است که ما همیشه به شما به عنوان "یک مرد" نیاز داریم. در این قرن جدید دوست داریم  پا به پای مردها پیش برویم اما شما مردها بدانید ما در همه جا می خواهیم زیر بال و پر مرد خود باشیم و از ما مراقبت کنید. این رفتار شما از نحوه ی سکس مردانه خود در رختخواب تا تعمیر اتومبیل، حمل چمدان های سنگین در مسافرت ها، کشتن حشرات موذی که همیشه ما زنها از کشتن آنها می ترسیم، همگی برای ما باعث غرور و افتخار است و با حضور شما مردها احساس امنیت بیشتری می کنیم!

 

پریا 29 ساله از تهران چنین می گوید: "این باعث افتخار و غرور من است وقتی دوستان و اطرافیانم از اینکه شوهرم درب ماشین یا منزل را اول برای من باز می کند یا وقتی باردار هستم چطور با احساس از من مراقبت می کند، تعریف می کنند. راستش، همیشه  شب ها وقتی می ترسم دوست دارم در آغوش و بازوان همسرم پناه ببرم، اصلاً آن موقع دیگر مهم نیست که چقدر در زندگی مشترک مستقل هستم!!

 

5- روابط جنسی

 

این که در حرفهایمان موقع سکس یا ... افراطی از شما تعریف می کنیم، مثلا"، "عزیزم تو بهترین سکس را داری و ..." این ها خیلی صادقانه نیست و یک سری ریزه کاری ها را مخفی می کنیم، خوب خیلی عاقلانه نیست که همه چیز را راست بگوییم، اما این را بدانید که سکس با شما به عنوان شریک زندگی و کسی که از صمیم قلب می خواهیم خیلی شیرین تر است!

 

6- ما همیشه می ترسیم که مثل مادرانمان باشیم

 

ما به مادرانمان عشق می ورزیم و آنها را تحسین می کنیم، همواره به آنها به دید عزیزترین موجود می نگریم، اما هیچ وقت دوست نداریم که از زبان شما مردها این را بشنویم که "عین مادرت هستی!" این جمله تمام وجود و احشاء ما زنان را می لرزاند، از آن به بعد فکر می کنیم که شما به خاطر اینکه مثل مادرانمان هستیم با ما ازدواج کردید و حتماً بعد از این هم انتظار دارید مثل او کامل و بی نقص باشیم، خیلی وحشتناک است و ما تبدیل به موجوداتی حساس و عصبی می کند، اگر واقعا" به رابطه ی سکس با همسر و آرامش حین آن علاقه دارید و اهمیت می دهید هرگز این واژه را به کار نبرید! ( همانطور که می دانید اعصاب خانم ها تأثیر مستقیم در نحوه ی سکس آنها دارد!!)

 

7- حسادت شما را دوست داریم اما در حد کم

 

ما زن ها همیشه از اینکه حواستان به ما باشد لذت می بریم و فکر می کنیم که برایتان مهم هستیم. اما لطفاً مثل انسان های عصر حجر با ما رفتار نکنید و فکر نکنید که ما را به بردگی خریدید. نیلوفر 22 ساله می گوید: "من شخصاً از خود مطمئنم و می دانم که نسبت به شوهرم متعهد و  وفادارم، فکر اینکه او حتی ذره ای تصور خیانت از طرف من را در ذهن خود داشته باشد دیوانه ام می کند" شما مردها همواره این حس را دارید چرا که بطور مثال وقتی ما همکار خوش تیپ خود را به شما معرفی می کنیم، با ابرو بالا دادن و قیافه گرفتن شخصیت او را زیر سوال می برید.

 

8-  درست است که ما زنها بیش از حد با دوستانمان گرم می گیریم، اما نه آنقدر که شما از این قضیه می ترسید، بله ما از مادرشوهرمان شکایت می کنیم، یا اینکه چقدر تفریحات مردانه ی شما ما را عذاب می دهد و حتی بهتر است بدانید که راجع به مسائل زناشویی و سکسمان نیز با دوستانمان تبادل نظر می کنیم! اما خیالتان راحت باشد در مورد چیزهایی که غرور شما را لطمه دار می کند چیزی نمی گوییم، (بطور مثال وقتی که با چه حالت دیوانه واری برای مرگ پدر یا مادرتان در آغوش ما گریه می کردیدو...)، مسلما" یک سری مسائل در زندگی خیلی با ارزش تر از آن است که با دیگران سهیم کنیم، یکی از دوستان من این طور عنوان می کند "مطمئناً درست نیست درمورد اینکه چه حرفهایی بین من و همسرم موقع خواستگاری ردو بدل شد، یا احساسات عاطفی بین خودمان و فرزندانمان چیزی به دوستانمان نمی گوییم، این عواطف و زیبایی ها تنها متعلق به خود خود من است"

 

9- بدانید که ما زنان قدر تمام کارهای شما را در زندگی می دانیم ولی !

 

حقیقت این است که نمی توانیم ببینیم که دیگر کارها را نیز انجام نمی دهید! بطور مثال "شوهر من واقعاً در کارهای خانه به من کمک می کند، خیلی خوب فرشها را جارو می کند اما همیشه از اینکه فراموش می کند زیر کاناپه های روی فرشها را هم تمیز کند دیوانه می شوم"

 

خوب، ایراد گرفتن و اعتراض استعدادی است درونی در ما زنان لجباز که می توانیم به آنچه می خواهیم برسیم. مرتباً به نحوه ی انجام  کار در خانه از طرف شما ایراد می گیریم که چرا این را اینجوری تمیز کردی و ... شاید هم همین دلیل این است که مردهای ما خیلی دیگر تمایلی به کمک در کارهای خانه ندارند.

 

می توانیم با هم یک معامله دو طرفه کنیم! اگر شما مردها وقتی ظرفها را می شویید، میز بوفه را نیز تمیز کنید و آشغالها را هم جمع کنید، آن وقت قول می دهیم که هیچ وقت از شما ایراد نگیریم و همواره از شما تعریف کنیم، موافقید؟!! 

 

10- ما در زندگی به شما مردها همواره عشق می ورزیم ولی خوب در حال قانع کردن خود بر این هستیم که دیگر نباید عاشق شویم! شاید این حس بصورت بالقوه هنوز در وجود ما هست.

 

می دانم این طور گفتن خیلی درست نیست، بهتر است این مسئله را این طور بیان  کنم: بیشتر زنها عادت دارند همیشه عاشق باشند، حقیقت این است که وقتی جنسی مونث احساسات خود را با همسرش به زبان می آورد و از عمق و علاقه فی مابین صحبت می کند، هیچ عکس العمل خارق العاده ای از جانب آن مرد نمی بیند، او همچنان مات و مبهوت به ما نگاه می کند، چرا شما مردها فکر می کنید با این برخورد همیشه ما عاشق شما می مانیم؟ ما هم انسانیم نه بازیگر فیلم های رومانتیک، در لحظه ای که ما اظهار عشق می کنیم شاید دیگر کمتر بتوانیم با شما با این لحن حرف بزنیم و با این بی تفاوتی ها دیگر تمایل و توانی برای بیان دوباره این احساسات لطیف را ناخودآگاه از دست می دهیم. ولی خوب در آخر باز هم این ما هستیم که به خاطر زندگی مشترک در این موارد از خود گذشتگی می کنیم.

جهاردهم 11 1388 20:31
   آیا می دانید تفاوت های بسیار زیاد و جالبی در عملکرد روان شناسی زنان و مردان وجود دارد؟ اما در چه تفکراتی؟

1- نـه تـنـها سـاخـتـار مغز زنان و مردان با یکدیگر متفاوت می باشد، بلکه مـردان و زنان از مغزشان بطـرز مــتفاوتی استفاده میکنند. در مغز زنان اتصالات و ارتباطات بیشتری بین دو نیمکره چپ و راست وجود داشـته کـه بـه آنــها این توانایی را می دهد تا از مهارت گفتاری بهتری نسبت به مردان برخوردار باشند.

از طرف دیگر در مردان ارتبـاط کمتری بین دو نیمکره مغزشان وجود داشته و به آنها این قابلیت را میدهد تا دارای مهارت بیشتری در استدلالهای انتزاعی و هوش دیداری-فضایی باشند.

 

2- بیشتر عادات مردان و زنان را می توان توسط نقش آنها در روند تکامل توضیح داد. بـا وجود آنکه شرایط زندگی تغییر کرده باز هم زنان و مردان تمایل دارند از برنامه بیولوژیکی خـود پیـروی کننـد. مـردان قـادر هستـند تــا مسیر حرکت خود را بخاطر بسپارند. زیـرا در گذشته مردان می بـایـست شـکـار خـود را ردیـابـی کـرده و آن را گـرفتــه و بـه خـانــه باز میگرداندند در حالی که زنان دارای دید محیطی بهتری میباشند که بـه آنـها کمک میـکند اتفاقات پیرامون مـنـزل خـود را زیـر نـظـر گـرفـتـه و خـطـر در حـال نـزدیـک شدن به خانه را شنـاسایی کنند. مـغز مــردان برای شکار کردن برنامه ریزی شده که حـوزه دید محدود و بـاریـک آنـها را توجـیـه مـی کند امـا مـغـز زنـان قـادر اسـت دامـنـه اطـلاعات وسیـعتری را رمزگشایی کند.

۳- مـردان صداهای گوشخراش، دست دادن محکم و رنگ قرمز را ترجیح میدهند. مـردان در حل مسائل فنی بهتر می باشند. زنان دارای گوش تیزتری میباشند و هنـگام صحبت کردن از واژه های بیشتری استفاده می کنند و در تکمـیل و اتـمام وظـایف بطور مستقل بهتر از مردان می باشند.

۴- هنگامی که مردان وارد اطاق می شوند بدنبال راه خروج میگردند، خـطـر احـتمالی را برآورد کرده و راههای گریز را می سنجد. در حالیکه زنان به چهره میهمانان توجه میکنند تا پـی ببرند که میـهمانـان چه کسانی بوده و چه احساسی دارند. مردان قادر میباشند تا اطلاعات را طبقه بندی کرده و در مغزشان ذخیره کنند. زنـان تمایل دارند تا اطلاعات را بارها و بارها در مغزشان مرور کنند. هنگامی که زنان مشکلاتشان را بـا مـردان در میان می گذارند دنبال راه حل نمیگردند آنها تنها نیاز دارند تا فردی به حرفهایشان گوش دهد.

تفاوتهای روانشناسی:

۱- مردان موقعیتها و اوضاع را بطور کلی درک میکنند و تفکر کلی و جـامع دارند در حالی که زنان موضعی می اندیشند و بروی جزئیات و نکات ظریف تمرکز می کنند.

۲- مردان سازنده و خلاق می باشند. آنـهـا ریسک پذیـر بـوده و بـدنبال تجربه های جدید می باشند در حالی که زنان با ارزشترین اطلاعات را برگزیده و آن را به نسل بـعد انتقال می دهند.

 

۳- مردان در تفکرات و اعمالشان استقلال دارند در حالی که زنـان تـمـایل دارند از عقاید پیشنهادی دیگران پیروی کنند.

۴- ارزیابی زنان از خودشان در سطح پایینتری از مردان می بـاشد. زنـان تـمایل دارند از خودشان انتقاد کنند در حالی که مردان بیشتر از عملکرد خودشان رضایت دارند.

۵- مردان و زنان دارای معیارهای متفاتی برای رضایتمندی در زندگی می باشند. مردان برای شغل مناسب و موفقیت در کارها و زنان به خانواده و فرزندان ارزش قائل میباشند.

۶- مردان نیاز مبرمی دارند تـا بـه اهـدافشـان جـامـه عـمـل بـپـوشانـند اما زنان رابطه با دیگران را در درجه نخست اهمیت قرار می دهند.

۷- مردان دو برابر زنان بیمار می شوند البته زنان نیـز بـیشتر بـه سـلامتـی خود اهمیت میدهند.

۸- زنان درد و کار یکنواخت را بهتر از مردان تحمل می کنند.

۹- بر خلاف تصور عام مردان بیـشتر از زنـان حـرف زده و بیشـتر سـخنــان دیگران را قطع میکنند.

۱۰- مردان و زنان دارای حس حسادت یکسان بوده اما مردان بهتر میتـوانند این حس را پنهان سازند

دسته ها : روانشناسی
دوم 11 1388 11:33

 - میدانی فرق بین خردمند و نادان چیست؟  برایت می گویم: خردمند از اشتباهات دیگران و نادان از اشتباهات خود پند می گیرند!

 - یادت باشد: اگر نتوانی ناملایمات کوچک را تحمل کنی، هرگز نمی توانی کارهای بزرگ انجام دهی!

 - به یاد بسپار: بازنده ترین افراد، کسانی هستند که هرگز دست به هیچ کاری نمی زنند!

 - موفقیت تنها هنگامی در تو را می زند که مهیای فرصت ها باشی! 

- هرگز آرزو مکن تا جز خویشتن خویش کسی باشی، اما بکوش تا بهترین خویشتن خویش باشی!

 - یادت باشد: هدفی که به درستی تعیین شده باشد، نیمی از آن تحقق یافته است!

 - به یاد داشته باش: هنگامی که دیگران را گمراه می کنی، بیشتر از زمانی که آنها را آشکارا می رنجانی از تو متنفر می شوند!

- بسیاری از فشارهای عصبی، از بعضی از عادت ها ناشی می شوند، بنابراین عادت های خود را ترک کنید و در عوض، چند بار در روز کارهای دیگری انجام دهید!

 - روابط خوب اجتماعی، راه ساده و لذت بخشی است برای غلبه بر فشارهای روانی!

 - به یاد بسپار: یکی از راه های شیرین ساده زیستن، "مردم داری" است!

 - از انجام کارها لذت ببرید، وانمود کنید که اوضاع بر وفق مرادتان است و بیشتر به قوه تخیل خود متوسل شوید تا به عقلتان! 

یک  نکته مهم! تغییر را خوب تعبیر کنید! 

- می توانید با پذیرفتن ویژگی های سطحی یک فرد آرام، به آرامش برسید. آرام بایستید، فک هایتان را روی هم فشار ندهید، انگشت هایتان را به هم گره نکنید و صورت خندانی داشته باشید!

 - به خاطر بسپار: هر کم عقلی می تواند انتقاد کند و بد و بیراه بگوید و اغلب کم عقل ها هم همین کار را می کنند!

 - یادت باشد: بهترین راه برای تحقق رویا، از خواب بیدار شدن است! 

- احمقانه است مطلبی بیاموزیم که بعدا فراموش کنیم! - یادت باشد: روزی یک ساعت خواب کمتر، پنج سال به عمر کاری شما می افزاید!

 - به خاطر بسپار: کسانی که نمی توانند گذشته را به یاد آورند، محکومند که آن را تکرار کنند!

 - فراموش مکن: اگر می خواهید اهمیت مشکلات امروزتان را بدانید، فرض کنید که اگر چند سال بعد، به این مشکلات نگاه کنید، تا چه اندازه مهم خواهند بود!

 - در دو طرف استخوان بینی، نقطه ای وجود دارد که به نقطه "آرامش" معروف است. آن نقطه ها و دور چشمانتان را به آرامی بمالید و ببینید که فشار روانی، چگونه از بین می رود!

 - مطمئن باشید! اگر بخواهید به همه جا برسید، به هیچ جایی نمی رسید!

- به یاد بسپار: نقطه ضعفتان را شناسایی کنید و برای رفع آن از همین حالا کاری صورت دهید.

- می دانی، یکی از همین روزها، یعنی، هیچکدام از این روزها!

 - خوشبختی چیزی نیست که آن را جایی بجویی و سپس بیابی. خوشبختی چیزی است که می باید، خود آن را خلق کنی! 

- برندگان، همواره تلقی و ارزیابی مثبتی نسبت به خود دارند! - به خاطر بسپار: آنگاه که خود را پذیرفته باشی، دیگران و نقطه نظراتشان را نیز به مراتب ساده تر خواهی پذیرفت!

 - فرصت ها نه در شغل تو، بلکه در درون خودت جای دارند! 

- می بایست رفته رفته خود را با تصویر ذهنی ایده آلی که از خود ترسیم کرده ای، منطبق کنی!

 - موفقیت، مجموعه ای است از تلاش های کوچک روزانه! 

- یادداشت کنید: سطل ذهنتان را از زباله رنجها، نگرانی ها، کینه ها و احساس گناه پاک کنید!

 - به خاطر بسپار: دل شیر داشته باشد، اما کاردانی روباه را فراموش نکن!

 - به خاطر بسپار: بر پشت زین نشستن کافی نیست، باید چگونه افتادن را هم آموخت! 

- فراموش نکن: حتی اگر در مسیر درست راه بروید، اگر آنجا بنشینید از رویتان عبور می کنند!

 - اگر نمی دانید که چگونه حرف بزنید، بهتر این است که سکوت کردن را بیاموزید!

 - فراموش نکن: می توان از سوراخ سوزن به تماشای بهشت نشست!

 - به خاطر بسپار: در سختی ها، بر امیدتان متمرکز شوید، نتیجه همواره رضایت بخش خواهد بود! 

- مهم ترین قدم در جهت تحقق خواسته هایتان در زندگی، آن است که نخست بدانید "چه می خواهید!؟"

 - به یاد بسپار: وقتی خوشحال هستید، مطمئنا ناراحت نیستید؛ پس احساستان را با خنده نشان دهید!

 - در وجود درخت، نوعی آرامش نهفته است، درخت مناسبی را در نزدیکی خودتان انتخاب کنید و هر وقت احساس خستگی و فشار کردید به آنجا بروید!

 - به خاطر داشته باش: آرامش مثل سرماخوردگی مسری است. از بودن در کنار افراد آرام، لذت ببرید!

 - اگر چیزی را می خواهید، ساده تر این است که آن را مطرح کنید، تا اینکه منتظر شوید تحویلتان بدهند! 

- بطور خودآگاه با مشکل روبرو شوید که این پیروزی بزرگی است!

دسته ها : روانشناسی
بیست و چهارم 10 1388 20:20
X