صفحه ها
دسته
دامنه‌هاي‌سايت
دوستان
سايت‌هاي برتر
برخي از نوشته ها
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 723389
تعداد نوشته ها : 510
تعداد نظرات : 479
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

در اين دنيا هيچ مشكلى نيست كه آسان نشود، هيچ دردى نيست كه درمان نداشته باشد، هيچ غمى بى پاياننيست، هيچ دريايى بى ساحل نيست، انتظار ممكن است طولانى باشد، اما سرانجامش فَرَج است.

شما به خوبي مي دانيد با غم و غصّه و اظهار ضعف و افسردگى , نااميدى و بى حركت بودن هيچ مشكلى حل نمى شود.

امتياز عالى انسان و ملاك انسانيت او به اواست. هستى و حيات دو واقعيت خود را با خودت ثابت كن.

دكارت فرانسوى مى گويد: يك وقتى به همه چيزبدبين شدم و در همه چيز حتى خودم و خدا شك كردم و به خودم گفتم فهميدم پس دو چيز واقعيت دارد يكى و ديگرى كه فكر مى كند و لحظه اى بعد فهميدم كه سه چيزواقعيت دارد چون تا ارادهء فكر كردن نكنم , فكر نخواهم كرد. پس اراده وجود دارد و اراده است كه فكرم را فعال مى كند و مرا به حركت در مى آورد به من حيات و زندگى مى بخشد و مرا از شك و ترديد و جهل و تنهايى بيرون مى آورد. سر نخ اين كلاف زندگى فكرى به هم پيچيده را بشناسم . او سرانجام شناخت و به حقيقت زندگى با نشاط دست يافت.

بايد دانست كه زندگى مجموعه‏اى از شادى و رنج كامروايى و ناكامى تلخى و شيرينى و خلاصه ميدان جنگى است كه هركس در آن سهمى از پيروزى و شكست دارد: «زندگى جنگ است جانا بهر جنگ آماده شو». آرى همه اينها به انحاى گوناگون در زندگى هرفرد وجود دارد و در ايام جوانى و تحصيلى اين فشارها شديدتر است اما چه بايد كرد؟ نكته مهم و اساسى نحوه برخورد انسان با اين مسائل است. در اين رابطه دو گونه برخورد مى‏توان داشت:

1- واكنش انفعالى؛ در برخورد انفعالى انسان همواره مشكلات را بزرگ مى‏بيند. در اكثر صحنه‏ها خود را شكست خورده مى‏پندارد. على‏رغم اين كه از خود انتظاراتى بيش از حد دارد در گشودن راه و گام نهادن به سوى هدف خود را ناتوان مى‏بيند. امكانات، توانمندى‏ها و موفقيت‏هاى خويش را فراموش مى‏كند. كم كم احساس يأس، ضعف و سستى در او فزونى گرفته و خود را بيمار مى‏پندارد.

2- واكنش فعال؛ در برخورد فعال انسان به مقايسه معقول و منطقى بين خواسته‏ها و توانمندى‏ها و شكست‏ها و پيروزى‏ها مى‏پردازد. توقع از خويش را با واقعيات و توانايى‏هاى فردى و شرايط محيطى و اجتماعى تنظيم مى‏كند و با جديت نشاط و روحيه بالا به فعاليت و تلاش مى‏پردازد.

هجوم و فشار سختى , بى محبتى ها, بى اعتنايى و احساس تنهايى , گاهى ممكن است هر انسانى رادچار غم و اندوه نمايد و او را در جاده هاى بى علامت و بدون تابلو راهنماى زندگى سرگردان و متحير سازد ـمخصوصاً جوان و نوجوانى كه هنوز كوچه , پس كوچه هاى زندگى پر پيچ و خم امروزى را طى نكرده و با فراز ونشيب هاى آن آشنا نيست ولى انسان انديشه ورز و جوانى مثل شما كه اراده كرده است راه درست زندگى كردن رابشناسد و مى خواهد بداند پيوسته خود را دركوچه پس كوچه هاى شهر نازيبا گم و اسير نمى كند, بلكه باتفكر و انديشه خويش و مشورت با افراد آگاه و دل سوز, دروازه اصلى و خروجى شهر غم و غصه را جست و جو مى كند و مى يابد و از آن خارج مى شود و در فضاى مصفا و فرح زاى طبيعت چون پرنده اى بلند پرواز, اوج مى گيرد..

پس بيا, مشكل خودت را ريشه يابى كن . با برنامه اى جهت دار و حقيقت ياب , جلو برو و عواملى كه ممكن است مزرعه زيباى زندگى جوانى شما را به آتش كشيده باشد و گل هاى سبز و سرخ و سفيد آن را به زردى وپزمردگى مبدّل ساخته , شناسايى كن . خيال نكن نمى توانى . خودت را دست كم نگير. خودت را باور كن و اعتماد به نفس داشته باش .

ممكن است سؤال كنيد از كجا شروع كنم ؟ راه علمى و مجرّب براى كشف علل مشكلات و راه حل آن , فرضه سازى و طرح سؤال و يافتن پاسخ آن است . بنابراين , سؤالاتى طرح كنيد و خود به آن ها پاسخ دهيد.

به نمونهء سؤالات زير توجه كنيد:

ناراحتى من از چيست ؟ برا ي چه غصّه مى خورم ؟ چرا تنهايم ؟ چرامي گريم ؟

سؤألات جزيى يا پاسخ هاى احتمالى : ممكن است يك يا چند تا از احتمالات زير, علت بروز مشكل اساسى وسؤال كلى شما باشد. ابتدا علت را پيدا كنيم , سپس به سراغ حل مشكل برويم .

ناراحتى , غصّه , و تنهاي ام به خاطر:

1 شكست يا عدم موفقيت در تحصيل است ;

2 فقر و ضعف بنيه مالى و اقتصادى است ;

3 از زيبايى اندام و چهره برخوردار نيستم ;

4 برخورد غلط و غير اخلاقى اطرافيان كه با توهين و تمسخر همراه است ;

5 هر چه خوبى و محبت در حق ديگران مى كنم , نه تنها محبت نمى بينم , بلكه نامهربانى مشاهده مى كنم ;

6 از سختى ها و مشكلات و گرفتارى هاى خانواده , فاميل يا دوستان رنج مى برم ;

7 پدر و مادر يا برادر و خواهر خوبى ندارم يا از اختلاف ميان آن ها رنج مى برم ;

8 گناهان زياد يا تخيّلات و ذهنيّت هايى است كه گاهى براى جوانان پيش مى آيد و آنان را حتى نسبت به خدادچار شك و ترديد مى كند.

9 دوست داشتم با كسى ازدواج كنم , ولى او به من اعتنا نكرد;

10 خيال مى كنم ازدواج كردن و ارضاى شهوت و غريزه جنسى انسان را از معنويت و خدا دور مى كند.

به سؤالات ذكر شده و هر سؤال ديگرى كه تصور مى كنيد در ارتباط با مشكل شما است , اضافه كنيد. به هر سؤالى كه نتوانستيد پاسخ دهيد به شما كمك خواهيم كرد.

 

اگر به زندگى گذشته خود توجه كنيد همه جا و در همه مراحل لطف و رحمت خداوند را آشكارا مى‏بينيد و توجه به نعمت‏هاى بى‏پايان خداوند انسان را شكرگزار خدا مى‏كند؛ مثلا يكى از نعمت‏هاى خدا امكان تحصيل در مراكز آموزش عالى است. در سال هزاران نفر در كنكور شركت مى‏كنند و عده زيادى از آنان به هر دليل در اين آزمايش ناموفق هستند. استعداد و امكاناتى كه خداوند به شما عطا كرده است دليل موفقيت شما بوده است و لذا عقل سليم حكم مى‏كند كه انسانى چون شما شكرگزار خدا باشد.

سعدى در ديباچه گلستان چه زيبا گفته است:

باران رحمت بى حسابش همه را رسيده و خوان نعمت بى‏دريغش همه جا كشيده پرده ناموس بندگان به گناه فاحش ندرد و وظيفه روزى به خطاى منكر نبرد.

اى كريمى كه از خزانه غيب گبر و ترسا وظيفه خور دارى!

 

دوستان را كجا كنى محروم تو كه با دشمنان نظر دارى

قطعا در وجود شما، نقاط مثبت و خوبى‏هايى وجود دارد كه اگر به آنها توجه داشته باشيد و به شكوفايى آنها بپردازيد، از بدى‏ها و نقاط منفى خود گريزان خواهيد شد و سعى خواهيد كرد كه آنها را از وجود خود، ريشه‏كن سازيد.

طبيعى است جوان و نوجوانان كه هنوز كوچه هاى زندگى پر پيچ و خم امروزى را طى نكرده و با فراز و فرود هاى آن كمتر آشنايى دارند. حيرتشان بيشتر باشد. تنها شما نيستيد كه اين گونه مى انديشيد و با اين گونه مشكلات مواجه شده ايد. جوانان زيادى هستند كه در عالم تخيّلات «واقعيت نما» و ذهنيات «سراب گونه» سير مى كنند و با برداشت هاى ويژه خود، جهانى انباشته از غم و غصه و غربت و تنهايى براى خويش ساخته اند.

در اين دنيا هيچ مشكلى نيست كه آسان نشود. هيچ دردى نيست كه درمان نداشته باشد. هيچ غمى بى پايان نيست. هيچ دريايى بى ساحل نيست. انتظار ممكن است طولانى باشد، اما سرانجامش فَرَج است...

بسيارى از جوانان حيرت زده و سرگردان، با هدايت الهى و راهنمايى افراد آگاه و دلسوز توانستند با عزم و اراده اى كه شايسته انسان و لازمه حيات او است «راه چون زيستن و چرا زيستن» را بياموزند و با شناخت «هدف زندگي» به حقيقت حيات نزديك گردند و انقلابى عميق و تحوّلى به ياد ماندنى در افكار و اخلاق و افعال خود ايجاد كنند. خوشبختانه شما از جهت علمي،فكرى و سنى در وضعيتى هستيد كه مى توانيد بر پايه خردِ فعّال و كمال طلب جوانى خويش تصميم بگيريد و بر نگرانى هاى خود غلبه نماييد.

يكى از عوامل مهم، احساس پوچى و از خود بيگانگى، عدم شناخت واقعى مبدأ و معاد است. اگر انسان جهان را در چارچوب ماده محدود نمايد و براى جهان هدف و غايت قايل نشود، احساس پوچى و از خود بيگانگى مى‏كند؛ زيرا دنياى بدون خداوند مانند خانه بدون صاحب است كه فضاى پوچى و بى هويتى در آن حاكم مى‏شود. اطلاعات تاريخى نيز اين مطلب را تأييد مى‏كند. آن دسته از انسان‏هايى بيشتر احساس پوچى مى‏كنند كه با رويكرد مادى، جهان را شناخته و براى جهان خالق و هدف قايل نيستند. در قرآن نيز به جهان بينى مادى اشاره شده(1) و يكى از پيامدهاى آن احساس پوچى و عدم آرامش روانى ذكر شده است.(2)

 

راه حل براي درمان احساس پوچي


 
1- خدا باوري:

اسلام براى از بين بردن احساس پوچى و از خود بيگانگى، انسان‏ها را به خداشناسى و معاد باورى فراخوانده و همگان را به تفكر در نظام هستى دعوت نموده و براى جهان و انسان هدف تعريف نموده است: "أولم يتفكروا فى انفسهم ما خلق اللَّه السّموات والأرض و ما بينهما إلاّ بالحق؛ آيا در پيش نفوس خود تفكر نكردند كه خدا آسمان‏ها و زمين و هر چه در بين آن‏ها است (از انواع بى شمار مخلوقات) همه را جز به حق و به وقت معين نيافريده است."(3): "ربّنا ما خلقتَ هذا باطلاً؛ پروردگارا اين دستگاه با عظمت (جهان) را بيهوده نيافريده‏اى".(4) و به انسان مى‏گويد: كه تو را بيهوده و پوچ خلق نكرده‏ايم:"افحسبتم انّما خلقناكم عبثاً؛ آيا گمان مى‏كنيد كه ما شما را بيهوده خلق كرده‏ايم؟!" (5) و بازگشت انسان را به سوى حق بيان نموده است و به انسان تذكر مى‏دهد كه فكر نكن كه بازگشتى نيست: "و انكم الينا لا ترجعون؛ و گمان كرديد كه به سوى ما باز نمى‏گرديد!؟" (6)

اگر انسان براى جهان خالق و مدبر بشناسد و براى آن هدف قايل باشد، احساس پوچى نمى‏كند، زيرا در اثر ايمان به خدا و معاد، جهان هدفمند بوده و انسان جايگاه خود را در آموزه‏هاى دينى درك مى‏كند. انسان در اسلام جايگاه بلند داشته و اشرف مخلوقات بوده و زندگى او محدود به اين جهان نيست و دنيا مقدمه‏اى براى جهان برتر محسوب مى‏شود. در انسان اين باور تقويت مى‏شود كه او به سوى كمال مطلق در حركت مى‏باشد: "إنّا للَّه و إنّا إليه راجعون؛ همه از خداييم و به سوى خدا باز مى‏گرديم".(7)

 

2-ياد خدا:

اسلام انسان را به تقويت باورهاى دينى سفا رش نموده و ياد خدا را عامل آرامش روانى دانسته است: "ألا بذكر اللَّه تطمئن القلوب؛ با ياد خدا دل‏ها آرامش مى‏يابد".(8)

 

3- خود شناسي:

در آموزه‏هاى دينى انسان‏ها به خودشناسى دعوت شده و يكى از عوامل از خود بيگانگى، "خود فراموشى" دانسته شده است. همچنين در برخى از آيات يكى از عامل "خود فراموشى" غفلت ازدياد خدا ذكر شده است: "نسوااللَّه فأنساهم أنفسهم؛ خدا را فراموش كردند، خدا هم نفوس آنان را از يادشان برد".(9)

حكماى اسلامى براى رهايى از "خود بيگانگى" انسان را به خودشناسى و خداجويى دعوت نموده و عامل احساس پوچى را دورى از خدا دانسته‏اند. شهيد مطهرى مى‏نويسد: ".. باز يافتن خود علاوه بر اين دو جهت... شرايط ديگر هم دارد و آن شناختن و باز يافتن علت و خالق و موجِد (= به وجود آورنده) خود است، يعنى محال است كه انسان بتواند خود را جدا از علت و آفريننده خود به درستى درك كند و بشناسد...".(10)

براى راهنمايى شما مى‏توان گفت :

الف) آينده نگر باشيد و براى چند سال آينده برنامه‏ريزى كنيد.

ب ) با افراد شاد، خوشبين و اميدوار مجالست داشته باشيد و از روحيه آنان الهام بگيريد.(مهم)

ج ) به شدت از منفى گرايى بر حذر باشيد و افكار منفى را از خود دور كنيد.

د ) با هسته‏ هاى مشاوره در اين زمينه ارتباط داشته باشيد.

ه ) از اساتيد دلسوز و متعهد كمك بگيريد.

و ) منزوى نباشيد و با افراد با تجربه و متعهد ارتباط صميمانه برقرار كنيد.

ز ) كتاب‏هايى را كه در زمينه شادكامى، رمز موفقيت، راز موفقيت مردان بزرگ و... نوشته شده، با دقت بخوانيد و به دستورات آنها عمل كنيد.

ح ) ورزش كنيد؛ زيرا ورزش در شادى روح و سلامت جسم مؤثر است.

ط ) در محيط‏هاى شاد و سالم، به استراحت و تفريح بپردازيد.

ى ) از افراد منفى‏گرا بر حذر باشيد.

ك ) از بحث‏هاى رنج‏آور با اين و آن اجتناب كنيد.

ل ) به خود اجازه ندهيد ماديات و دنياي زودگذر شما را ناراحت كند. شمارا خدا براي ماديات نيافريده، خود را به خود بسپاريد و ايمانتان را به او قوي كنيد.

م ) توجه داشته باشيد كه مشكلات و رنج‏ها، هميشگى نيست و روزگار در تحوّل و تغيير است و چه بسا حوادث پيش‏بينى نشده‏اى نيز در حل مشكلات به يارى انسان بشتابد.

ن ) سفرهاى شاد و سير و سياحت‏هاى علمى براى شما لازم و مؤثر است.

س ) خاطرات تلخ را به دست فراموشى بسپاريد و از بازگو كردن آن براى ديگران، پرهيز كنيد.

ع ) اگر ذوق هنرى داريد، به كارهاى هنرى از قبيل كاريكاتور، گرافيك، نقاشى، خط، نويسندگى و... بپردازيد. ضمنا نيايش و دعا مؤثر و نافذ است.

بنابراين از دعاها و مناجات‏هاى دلنشين غافل نباشيد. در اين راستا نيايش‏هايى هم چون: مناجات خمسه‏عشر، كميل و نيز صحيفه سجاديه بويژه دعاى بيستم (مكارم الاخلاق) را همواره بخوانيد و باور داشته باشيد كه نيايش و دعا سرنوشت‏ساز است، با خدا انس بيشترى داشته باشيد و با او درد دل كنيد.

پيشنهاد مى‏شود كه در اوقات فراغت، به تفصيل نعمت‏ها و الطاف الهى از قبيل اصل وجود، سلامتى، توفيق تحصيل و... هم‏چنين بلايايى را كه خدا از شما دور كرده است، يادآور شويد و ضمن سپاسگزارى از او، قلب خويش را مالامال از محبت و عشق الهى كنيد.

قرآن كلام خداست. از تلاوت و تدبّر در آيه‏هاى آن هر چند اندك، دريغ نكنيد. اين جهت علاوه بر ارزش‏هاى گوناگون ديگر، شما را با خدا مأنوس‏تر مى‏سازد.

آنچه مهم است ايجاد فضايى لطيف و دوست داشتنى در خانه، محل كار، تحصيل و اجتماع است كه اگر با تنظيم يك‏سرى اهداف بزرگ و متعالى عجين گردد، مشكلات و محدوديت‏ها نه تنها غير قابل تحمل نيست؛ بلكه گاهى اين مشكلات شيرين نيز مى‏گردد.

توصيه: اين مطلب را تا يك ماه هر هفته دقيقا مطالعه و مرور نماييد. سپسس بررسى كنيد كه چه مقدارى از آن را عمل نموده‏ايد.

به اميد روزى كه فعّال , با نشاط, پرتلاش و داراى قلبى شادو لبى خندان باشيد و در برابر مشكلات و بى مهرى ها صبور و بردبار هم چون كوه قائم و استوار باشيد.

 

 

چهار قانون شادكامي و موفقيت

در اينجا چهار قانون مهم شادكامي و موفقيت بيان گرديده است. توصيه ما به شما اين است كه در طول ماه، هر هفته يكي از قانون ها را به كار ببريد و بعد از اين، هر روز از اين قانون ها استفاده كنيد و آنها را در زندگي تان به كار ببريد.

 

قانون اول: نعمت هايت را بشمار
نعمت هايي را كه در زندگي داري، بشمار. چرا فقط توجهت را بر روي نداشته هايت متمركز مي كني و فكرهايت را درهم مي ريزي؟ اين اولين قانون است. از هم اكنون كاغذ و قلمي بردار و تمام داشته هايت را كه خداي مهربان، تقديمت كرده است، بنويس و به خاطر آنها، خدا را شاكر باش، نعمت شنيدن، صحبت كردن، ديدن و هر چيزي را كه داري. تو چيزهاي زيادي داري. نعمت هاي تو از ظرفيتت بيشتر است و تو هرگز به آنها فكر نمي كني و از آ ها بهره نمي بري. خداوند، اين نعمت ها را كه با سخاوت به تو اهدا كرده، در نظرت خيلي عادي و معمولي جلوه كرده است.

حتي اكنون، تو از نعمت هايي كه مي توانند به تو سربلندي و افتخار ببخشند، برخورداري. اين ها گنجينه هايي هستند كه مانند ابزاري براي ساخت، مي توانند آينده بهتر تو را پي ريزي كنند. از امروز شروع كن، ضعف هايي كه شكست تو را فراهم مي آورند، فقط در فكر تو زندگي مي كنند.

فهرست نعمت هايت را دوباره مرور كن، دارايي هايت را حساب كن. تو خيلي از چيزها را داري كه ديگران از آن محروم اند. روي اين قانون، خوب فكركن.

قانون دوم: بي نظير بودنت را جار بزن
تو خودت را در قبرستان ناكامي ها و فكرهاي منفي، دفن كرده اي و همان طور كه دراز كشيده اي، حتي نمي تواني شكست هايت را ببخشي و خودت را با تنفر از خويشتن و متهم سازي خود، نابود سازي و خود را در مقابل ديگران، مقصر مي داني. حالا از قبرستاني كه در آن، جز ناكامي و نااميدي نيست، بيرون بيا و به خودت هر روز بگو: من گنجينه با ارزشي هستم، چون خداي يكتا من را آفريده و در دنيا يكي مانند من خلق نشده است. بي نظير بودن و نادر بودنت را جار بزن و به آن افتخار كن.

چرا به كساني كه تو را خوار مي پندارند، گوش مي دهي و از همه بدتر، آنان را باور داري؟

من بي نظيرم و به خودم افتخار مي كنم. اين را با فرياد، هر روز بگو.

قانون سوم: يك كيلومتر، بيشتر از آن چه بايد راه بروي، راه برو
تنها عامل دست يابي به موفقيت، آن است كه خدمتي بهتر و بيشتر از آن چه از تو انتظار مي رود، ارائه دهي. مهم نيست كه وظيفه تو چيست. مطمئن ترين راه براي اين كه خودت را به حد متوسط بكشاني، اين است كه به اندازه وظيفه اي كه برايت مشخص شده است، كار كني. به اين فكر نكن كه اگر بيش از دستمزدت كار كني، به تو اجحاف شده است زيرا اگر پاداش كار تو، امروز به تو بازنگردد، فردا به طور حتم، بازخواهد گشت.

يك كيلومتر، اضافه راه برو. نگران خودت نباش، لياقت تو بيش از اين هاست، آن را به سوي خود بكش. هر خدمتي كه انجام مي دهي، بي پاداش نخواهد بود و اگر پاداشت را زود دريافت نكردي، نگران مباش زيرا هرچه دير آيد، خوش آيد. تو نمي تواني موفقيت را احضار كني، تو فقط مي تواني لياقت و شايستگي آن را داشته باشي.
 

قانون چهارم: از نيروي انتخابت، عاقلانه استفاده كن
تو حق انتخاب داري، تو مي تواني بين شكست و نااميدي يا شادماني و كاميابي، يكي را انتخاب كني. انتخاب با توست، انتخاب، منحصر به فرد توست. تو با قدرت انتخابي كه داري، مي تواني در شكلي بالاتر، دوباره متولد شوي. به خودت بنگر، به انتخاب هايي فكركن كه تاكنون كرده اي، به لحظه هايي كه روي زانو افتاده اي تا فرصت انتخاب دوباره به تو داده شود. آن چه گذشته، گذشته است.

از قدرت انتخابت، عاقلانه سود ببر.
به جاي تنفر، عشق، به جاي ايستايي، پويايي، به جاي تأخير، عمل و به جاي فكرهاي منفي، فكرهاي مثبت را انتخاب كن.

حالا كه چهار قانون شادكامي و موفقيت را ياد گرفتي، فراموش نكن كه در هر حال آن ها را به كار ببري. ديگر به فكر گذشته نباش، از امروز، امروز لذت ببر و از فردا، فردا. تو توانايي اين را داري كه شگفتي هاي عظيمي در زندگي ات به وجود آوري. پتانسيل تو نامحدود است. خودت را هميشه باور كن.

 

دسته ها : روانشناسي
پنجم 3 1390 17:8

روزي ، يك پدر روستايي با پسر پانزده ساله اش وارد يك مركز تجاري ميشوند.

پسر متوّجه دو ديوار براق نقره‌اي رنگ ميشود كه بشكل كشويي از هم جداشدند و دو باره بهم چسبيدند، از پدر ميپرسد، اين چيست ؟

 پدر كه تا بحالدر عمرش آسانسور نديده ميگويد پسرم، من تا كنون چنين چيزي نديدم، ونميدانم.

در همين موقع آنها زني بسيار چاق را ميبينند كه با صندلي چرخدارش به آنديوار نقره‌اي نزديك شد و با انگشتش چيزي را روي ديوار فشار داد، و ديواربراق از هم جدا شد ، و آن زن خود را بزحمت وارد اطاقكي كرد، ديوار بستهشد، پدر و پسر ، هر دو چشمشان بشماره هائي بر بالاي آسانسور افتاد كه ازيك شروع و بتدريج تا سي‌ رفت، هر دو خيلي‌ متعجب تماشا ميكردند كهناگهان ، ديدند شماره‌ها بطور معكوس و بسرعت كم شدند تا رسيد به يك، دراين وقت ديوار نقره‌اي باز شد، و آنها حيرت زده ديدند، دختر ۲۴ ساله موطلايي بسيار زيبا و ظريف ، با طنازي از آن اطاقك خارج شد.
 

پدر در حالي كه نميتوانست چشم از آن دختر بردارد، به آهستگي، به پسرش
گفت : پسرم ، زود برو مادرت را بيار اينجا!!!
:5:

 

 

دسته ها : داستان
چهارم 3 1390 17:8

 

امروزه ما در دنيايي زندگي مي‌كنيم كه ناگزير از ارتباط وبرخورد با ديگران هستيم آنچه مسلم است كه هيچ كس قادر نيست بدون كمك ومساعدت وارتباط با ديگران، نيازهاي معمولي خود را برطرف سازد. حال سئوالي كه اينجا مطرح مي‌ شود اين است كه چگونه بايد با ديگران ارتباط برقرار كنيم وجهت افزايش اين ارتباط چه كارهايي بايد انجام دهيم يا اينكه چه كارهايي نبايد انجام دهيم.

در معاشرت بايد با روي گشاده ونرمي ومهرباني با همه رفتار نمود وتند خويي با هركس كه باشد بد است. اگر خود را در سطح ديگران قرار دهيم واز زبان آن‌ها براي انتقال نقطه نظرهاي خود استفاده كنيم، اغلب به نتيجه دلخواه مي‌ رسيم وبا ديگران در سطح خود آن‌ها ظاهر شدن‌‌ همان برقراري ارتباط موثرمي باشد. بعضي‌ها گمان مي‌كند كه ارتباط فقط شامل حرف زدن، نوشتن ويا بحث كردن است، اين‌ها از عناصر مهم ارتباطي هستند ولي در واقع ارتباط را رفتاري مي‌گوييم كه پيامي در خود دارد كه توسط طرف مقابل ما درك مي‌شود،  خواه شفاهي باشد يا غير شفاهي، آگاهانه يا ناآگاهانه، عمدي و…. ولي اگر ادراك شود، جنبه پيام ارتباطي پيدامي كندوهمين عدم درك پيام رابطه رامختل، معشوق ونارسامي سازد. ارتباطات عامل ومنشا بسياري از شادي‌ها وغصه ‌ها و رنج‌ها زندگي است، زندگي شاد، زندگي سرشار از دوستي است. روشن است كه با افراد متفاوت، رفتارهاي متفاوتي خواهيم داشت تاكيد بر خصوصيات مشترك ارتباط را موثر مي‌كند، ما انسان‌ها با يكديگر مشتركات فراوان داريم، با كمي تمرين مي‌توان خود را همراه ديگران بيابيم و با آن‌ها دوست وهم راي شويم.

 

شيوه‌هاي افزايش ارتباط خود با ديگران

۱) صريح وصادق بودن:

سعي كنيم در روابط خود با ديگران صريح وصادق باشيم، در گفته‌هاي خود صريح وصميمي باشيم واز هر نوع ابهامي اجتناب كنيم، چون اگر منظور خود را با صراحت بيان نكنيم طرف مقابل ما به اشتباه مي‌افتد وبه حدس وگمان متوسل مي‌شود واز واقعيت دور مي‌گردد.

 

۲) احساسات خود را بيان كردن:

بااحساس خود روراست باشيم، سعي كنيم مشكلات زندگي واحساساتي كه داريم، باهمسر وشريك وباطرف مقابل خوددر ميان بگذاريم. حتي اگر گمان كنيم كه باعث ناراحتي آن‌ها مي‌شود اگر مي‌خواهيم با طرف مقابل خود ارتباطي معقول ومنطقي بر پايه تفاهم داشته باشيم، بهترين روش روراست بودن است واحساس خود را باوي در ميان گذاشتن است. اگر مشكلي را حل نشده باقي بگذاريم ويا موضوعي را كه مداقه وگفتگو در باره آن الزامي است به مي‌ان نكشيم، مثل اين است كه دمل چركين ودردناكي را سرجايش گذاشته وبه حال خود ر‌ها كرده باشيم.

 

۳) زمينه مشترك ونكات مشابه را يافتن:

درجست‌و‌جوي زمينه‌هاي مشترك باشيم، سعي كنيم در ارتباطمان بيشترين نكات مشترك ومشابه را بيابيم. اهداف ونياز‌ها ونگراني‌ها را از نظر او نگاه كنيم وبراي اينكه شرايط طرف مقابل را درك كنيم بايد امور او را از ديد ونظر او ببينيم وبا پرس وجو، از اموري كه نگراني او باعث شده، متوجه گرديم، همين نكات مشترك زمينه‌هاي مساعدي هستند كه شالوده همدلي ووحدت وتفاهم را برروي آن مي‌توان بنا كرد، عبارتي مثل: ( من وتو هردو همين را مي‌خواهيم ) را مي‌توان بيان نمود.

 

۴) همدلي وهمدردي كردن:

سعي كنيم با شخص احساس مشترك داشته باشيم. شادي وغم خود به حساب آوريم وموقعي كه او احساس غم مي‌كند ما نيز با او همدرد وهم غم شويم وبالعكس مساعي ما اين باشد كه سيستم حسي فردارتباط برقرار كنيم.

 

۵) شنونده خوبي بودن:

شنونده خوبي باشيم وگوش كردن را ياد بگيريم. گوش كردن به سخن وكلام ديگري موجب مي‌شود تا او در ‌‌نهايت آرامش خيال، به طور واقع، منويات قلبي واحساسات خود را با ما در ميان بگذارد وبرايمان احترام قائل شود وآماده شنيدن نظرات ما شود.

 

۶) سيستم روحي افراد را شناختن وتقليد از آن‌ها:

براي اين كار بايد به دقت به افراد چشم بدوزيم وبه سخنان آن‌ها به دقت گوش فرا دهيم وببينيم غالبا «از چه نوع كلماتي استفاده مي‌كنند آنگاه با استفاده از‌‌ همان نوع كلمات، تقليد از لحن صدا، حالات وحركات چشم‌ها به گونه‌اي با آن‌ها نحوه فكر وعملكرد ذهنيشان مطابق باشد.

 

۷) شخصيت افراد در نظر گرفتن:

بايد ببينيم طرف مقابل ما چه شخصيتي دارد، برون گراست يا درون گرا،  براي صميميت با درون گرايان بايد ببينيم چه ايده‌ها وارزشهاي براي آن‌ها اهميت دارد و آنگاه بكوشيم تا با توجه به چارچوبهاي ذهنيشان با آن‌ها رفتار كنيم وصحبت كنيم وبالعكس، براي همدلي با برون گرايان به آن‌ها نشان دهيم كه آنچه مي‌گويند وعمل مي‌كنند با انديشه ورفتار مردم هماهنگ است.

 

۸) تقويت نمودن عزت نفس:

براي تقويت عزت نفس خودبايد با تعمق در ژرفاي وجود از دنياي پيچيده درون خود آگاه شويم، به كاستي‌هايمان پي ببريم، جهت گيري‌هايمان را در قبال رويدادهاي مردم وشرايط گوناگون بشناسيم وبه فكر اصلاحشان باشيم وبا كمك حرمت نفس وارزشي كه براي خودمان قائل هستيم حق انتخابمان چندبرابرميشود وارتباطمان با ديگران به نحو چشمگيري بهبود مي‌يابد.

 

۹) محترم شمردن احساس طرف مقابل:

همواره رفتاري احترام آميزداشته باشيم واحساس طرف مقابلمان رامحترم بشماريم، كوچك كردن همديگر، به خصوص درحضور ديگران درمناسبات وروابط ، اثرتخريبي دارد، رفتار توام باظرافت وملايمت نه فقط شامل رفتار مودبانه مي‌شود، بلكه صفا وصداقت واقعي واعتمادكامل نيز در بردارد.

 

۱۰) سكوت نمودن:

سكوت پيامي اعجاز گر در امر ارتباط است ويكي از جنبه‌هاي مهم ارتباط است ، مشروط بر اينكه حاوي پيامي باشد، سكوت مي‌تواند در مناسبات انسان عشق ورضايت وخشنودي وتفاهم دوگانه واحساس‌ها را منتقل سازد.

 

۱۱- عدم افراط در موعظه:

منظورمان را به صورت سخنراني ونصيحت خشك تو خالي بيان نكنيم. موعظه مي‌ تواند جنبه افراطي ومخرب درروابط داشته باشدومابايدسعي كنيم حداعتدال رانگاه داريم وبراي سخنانمان ارزش قائل شويم وجايي كه ازمانظرمي خواهند،  نظر بدهيم.

 

۱۲- وقت وموفقيت‌شناس بودن:

يادبگيريم كه چه وقت شوخي وچه وقت جدي باشي، هيچگاه طرف مقابلمان رادست نيدازيم، ازگفتن جملات وكلماتي كه باراخلاقي وفرهنگي مناسبي ندارنددربيان منظورمان، خوداري نماييم، شوخي كردن بايدباتوجه به موقعيت وزمان خاصي باشد.

 

۱۳- مخالفت نمودن به شيوه مناسب:

ياد بگيريم كه چگونه بدون بحث وجدلهاي مخرب، مخالفت خود را نشان دهيم،  جرو بحث‌ها غالبا» بابلند كردن صدا، دادوفرياد، خشم وغضب، همراه است.  بحث وجدل‌ها تا حدود زيادي تحت تاثير گرايشات وخلق وخوي افراد درگير مباحثه قرار مي‌گيرد. اكثريت مردم فاقد روحيه خود پسندانه افراطي هستند،  به اين علت با تسلطي كه بر نفس خود دارند مي‌توانند از درگيري واهانت خود داري كنند. كسي كه مي‌خواهد شمارا خشمگين كندتاازكوره در برويدبهترين راه مقابله باآن برگزيدن روشن سازنده به جاي عكس العمل وروش مخرب ومنفي است كه اوبه آن توسل جسته است.

 

۱۴) يكي بودن قول وعمل:

سعي كنيم قول وعملمان يكي باشد. هنگامي كه خودمان براي گفته‌هاي خود ارزش قايل نيستيم، چه انتظاري مي‌توان داشت كه ديگران قول‌ها وسخنان ما را محترم بشمارند. هنگامي كه ما قول مي‌دهيم كاري را انجام دهيم سعي كنيم آن را به مرحله عمل برسانيم واگر ناتوان در انجام آن هستيم هرگز خود مكلف به وعده‌اي كه از عهده آن بر نمي‌آييم، نكنيم روراست وصادقانه بگوييم نمي‌ توانيم.

پس براي اينكه ديگران را به خوبي درك كنيم بايد بتوانيم اطلاعات را به خوبي از آن‌ها كسب كنيم واين امر منوط به توانايي ما در دقيق گوش كردن، دقت نظر، همدلي، طرح سئوالات مفيد وسودمند واحترام متقابل است.  احترام با سيستم حسي فرد ديگر، مشاهده همه چيز از نگاه او وسر در آوردن از نياز‌ها وعلايقش به ما كمك مي‌كند كه اطلاعات را به نحوي دريافت كنيم كه به سهولت قايل فهم وهضم باشد.

دو عامل اساسي ارتباط،‌‌ همان درك شدن ودرك كردن است. زندگي يك مسابقه صرف نيست، مي‌توانيدبا اشخاص به گونه‌اي رفتار كنيد كه هركس خودرا يك برنده در نظر بگيرد واحساس پيروزي كند.  شرايط پيروز شدن يكي وباختن ديگري هرگز به نفع كل نيست. همگام شدن نه تن‌ها روي ديگران، بلكه روي ما نيز تاثير قابل ملاحظه‌اي بر جاي مي‌گذارد . وقتي با ديگران همگام مي‌شويم در واقع به دورن آن‌ها مي‌رويم ودر ذهن آنهاجا مي‌گيريم ودر ارتباطمان بايد سعيمان در افزايش وارتفاء بيش ازبيش اين رفتارهاباشدودرنتيجه تجربه‌اي از آن‌ها پيدا كنيم.

 

دسته ها : روانشناسی
سوم 3 1390 15:4

روزي همه فضابل و تباهي ها دور هم جمع شدند خسته تر و كسل تر از هميشه.

  ناگهان ذكاوت ايستاد و گفت: بياييد يك بازي بكنيم؛. مثلا" قايم باشك؛ همه از اين پيشنهاد شاد شدند  

ديوانگي فورا" فرياد زد من چشم مي گذارم من چشم مي گذارم. و از آنجايي كه هيچ كس نمي خواست به دنبال ديوانگي برود همه قبول كردند او چشم بگذارد و به دنبال آنها بگردد.  

ديوانگي جلوي درختي رفت و چشمهايش را بست و شروع كرد به  شمردن ....يك...دو...سه...چهار...

 

همه رفتند تا جايي پنهان شوند؛

 

لطافت خود را به شاخ ماه آويزان كرد؛

  خيانت داخل انبوهي از زباله پنهان شد؛

  اصالت در ميان ابرها مخفي گشت؛

  هوس به مركز زمين رفت؛  

دروغ گفت زير سنگي مي روم اما به ته دريا رفت؛   طمع داخل كيسه اي كه دوخته بود مخفي شد.   و ديوانگي مشغول شمردن بود. هفتاد و نه...هشتاد...هشتاد و يك...   همه پنهان شده بودند به جز عشق كه همواره مردد بود و نميتوانست تصميم بگيرد. و جاي تعجب هم نيست چون همه مي دانيم پنهان كردن عشق مشكل است.   در همين حال ديوانگي به پايان شمارش مي رسيد. نود و ينج ...نود و شش...نود و هفت... هنگاميكه ديوانگي به صد رسيد, عشق پريد و در بوته گل رز پنهان شد.   ديوانگي فرياد زد دارم ميام دارم ميام.   اولين كسي را كه پيدا كرد تنبلي بود؛ زيراتنبلي، تنبلي اش آمده بود جايي پنهان شود و لطافت را يافت كه به شاخ ماه آويزان بود.   دروغ ته چاه؛ هوس در مركز زمين؛ يكي يكي همه را پيدا كرد جز عشق.   او از يافتن عشق نااميد شده بود.   حسادت در گوشهايش زمزمه كرد؛ تو فقط بايد عشق را پيدا كني و او پشت بوته گل رز است.   ديوانگي شاخه چنگك مانندي را از درخت كند و با شدت و هيجان زياد ان را در بوته گل رز فرو كرد. و دوباره، تا با صداي ناله اي متوقف شد .   عشق از پشت بوته بيرون آمد با دستهايش   صورت خود را پوشانده بود و از ميان انگشتانش قطرات خون بيرون مي زد. شاخه ها به چشمان عشق فرو رفته بودند و او نمي توانست جايي را ببيند. او كور شده بود.   ديوانگي گفت « من چه كردم؛ من چه كردم؛ چگونه مي تواتم تو را درمان كنم.»   عشق ياسخ داد: تو نمي تواني مرا درمان كني، اما اگر مي خواهي كاري بكني؛ راهنماي من شو.»  

و اينگونه شد كه از آن روز به بعد عشق كور است و ديوانگي همواره در كنار اوست.
دسته ها : داستان
اول 3 1390 16:2

 

سلام بچه ها big hug

يه تست هوشي ساده اما پيچيده!؟ cowboy

آماده ايد؟ applause

خوب هواستون و جمع كنيد ها !whistling

.

.

.

.

.

.

.

.

5 = 1
25 = 2
125 = 3
625 = 4 

 5 = ؟

.

.
براي مشاهده جواب پائين برويد... thumbs down
ولي قبل از آن كه جواب را ببينيد، دوباره فكر كنيد thinking
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
جاي علامت سوال بايد عدد 1 را قرار داد!
اگر قبول نداريد خط اول را به ياد بياوريد:5=1
thumbs up


نتيجه‌گيري اخلاقي:
مسائل ساده زندگي را بيخود پيچيده نكنيد!

دسته ها : سرگرمی
اول 3 1390 11:1

در فصل گرم سال كولرها نقش مهمي در كاهش دماي داخلي ساختمانها دارند و امسال با توجه به گراني بي سابقه برق و اخطار وزارت نيرو كه جز مناطق جنوبي ايران برق مصرفي كولرهاي گازي در ساير نقاط كشور گران بار خواهد آمد، بحث كولرهاي سنتي يا همان كولر آبي داغ تر از سالهاي قبل است.

يكي از آزاردهنده ترين چيزها در مورد اين نوع كولرها معضل بوي بد كولر است. بويي شبيه آب مانده و لجن زده.
  در مورد كولرهاي داراي پوشال و يا سلولزي هم اين موضوع صدق ميكند. اما رفع اين اشكال خيلي ساده است. براي اينكه از دست اين مشكل راحت شويد كافي است يكبار اين موارد را انجام دهيد.


1-اين موضوع به نو و كهنه بودن پوشال ربطي ندارد اما اگر پوشال كولر پوسيده است آن را عوض كنيد.


2-داخل سيني آب كولر يك استكان بزرگ وايتكس و يا شيشه شوي بريزيد و پنجره هاي آن را در جاي خود قرار دهيد. حال بدون آنكه فن كولر را روشن كنيد فقط پمپ آب را بزنيد تا آب به جريان بيافتد و كاملا” آغشته سازي صورت گيرد. 30 دقيقه تا يك ساعت صبر كنيد.


3-حال كاملا” آب سيني كولر را تخليه نماييد و آن را بشوييد و دوباره پر كنيد.


4-داخل سيني كولر در حد نصف استكان وايتكس و يا مايع شيشه شوي بريزيد.


5-هر 10 روز تا دو هفته يكبار در صورت نياز آب سيني را تعويض و در حد نصف استكان شوينده به آن اضافه كنيد.

 

خوب ديگر مشكلي با اين بوي بد شما را آزار نخواهد داد.
اما نكات مهم :

1-از شوينده هاي كف كننده مانند تايد و مايع ظرفشويي استفاده نكنيد كه كف همه جا را بر ميدارد. فقط وايتكس، شيشه شوي و يا مايعهاي تميزكننده سطوح

2-در افزودن اين مايعات به آب داخل كولر زياده روي نكنيد.

3-از جوهر نمك و شوينده هاي قوي به هيچ وجه بهره نگيريد چون فلز بدنه كولر را نابود ميكنند.
با انجام اين كار بدون انكه كولر شما صدمه ببيند هم از بوي نامطبوع راحت مي شويد و هم نيازي به استفاده مكرر از جرم گير كولر نخواهيد داشت.

دسته ها : دانستنیها
سی یکم 2 1390 17:57

همه ما در طول زندگي خود چه بصورت آگاهانه و چه ناآگاهانه در تلاش براي تغيير خود و زندگي پيرامون خود هستيم. اما گاهي همه تلاش هاي ما براي اين تغييرات به نتيجه مطلوب نمي رسند و ما از خود مي پرسيم كه كجاي مسير تغيير را اشتباه رفته ايم؟

نكته بسيار مهمي وجود دارد كه بزرگان هميشه براي ما مطرح مي كنند و آن اين است كه ” كشف صحيح صورت مسئله خود نيمي از راه حل است” و براي درك و كشف بهتر مسائل اولين ابزاري كه براي ذهن بشر در دسترس است پرسيدن سوال است.هميشه خوب سوال پرسيدن يك هنر است ، بخصوص وقتي ما از خودمان سوال مي پرسيم و پاسخ را بايستي بخشي از درون ما، حال چه ذهن باشد چه قلب ما پاسخ دهد.همانطور كه داده هاي ورودي غلط منجر به نتيجه نا مطلوب خواهد شد، پرسيدن سوال هاي خوب و مهم و تاثيرگذار از خود مي تواند كليدي باشد براي يافتن پاسخ هاي درست و كسب موفقيت هاي مورد نظر.

در زير ۴۹ سوال مهمي كه همه ما براي گشوده شدن بخشي از ذهن و روح خود و كشف افكار و احساسات دروني خود بدان نياز داريم گردآوري شده و در اختيار شما قرار مي گيرد. لازم نيست همه اين سوالات را به يكباره بخوانيد و يا پاسخ دهيد، توصيه مي شود برخي از آنها را در جلوي چشم خود مدت ها قراردهيد تا جواب مناسب را بيابيد.
 

اين سوال ها جواب درست يا غلط ندارند.گاهي اوقات مطرح كردن يك سوال درست خود پاسخي است به سوال.

 

۱-اگر كسي نداند شما چند سال داريد، دوست داريد چند ساله باشيد؟


 

۲-كدام بدتر است، شكست خوردن يا هرگز تلاش نكردن؟


 

۳-اگر زندگي كوتاه است، چرا ما كارهايي را انجام مي دهيم كه دوست نداريم و كارهايي را كه دوست داريم انجام نمي دهيم؟


 

۴-آيا آنچه شما اعلام مي كنيد كه انجام شده و گفته شده است، بيش از آن چيزي است كه انجام داده ايد؟


 

۵-آن چه چيزي است كه شما براي تغيير جهان دوست داريد آن را انجام بدهيد؟


 

۶-اگر شادي واحد پول ملي كشور بود، شما چه كاري را انتخاب مي كرديد تا ثروتمند شويد؟


 

۷-آيا شما هميشه كاري را كه به آن معتقد هستيد انجام مي دهيد، يا اينكه براي كارهايي كه انجام مي دهيد دليلي مي آوريد؟


 

۸-اگر طول عمر متوسط انسان ها ۴۰ سال بود،چه تفاوتي در زندگي خود ايجاد مي كرديد؟


 

۹-جريان زندگي شما تا چه اندازه در كنترل شماست؟


 

۱۰- آيا شما بيشتر نگران انجام درست كارها هستيد ، و يا انجام كارهاي درست؟


 

۱۱-شما وعده نهاري با ۳ دوستي كه براي شما احترام برانگيز و قابل تحسين هستند داريد.درجريان نهار آنها از يكي از دوستان صميمي شما شروع به انتقاد مي كنند بدون اينكه بدانند او دوست شماست. انتقاد هايي ناخوش آيند و غير قابل قبول. در اين لحظه چه مي كنيد؟


 

۱۲-اگر اين امكان فراهم بود كه براي يك كودك در حال تولد از شما براي يك قسمت از وجودش مشاوره گرفته و بر اساس نظر شما باشد، آن قسمت كدام بخش بود؟


 

۱۳- آيا شما براي نجات يك نفر حاضر به قانون شكني هستيد؟


 

۱۴-آيا شما تاكنون جنون و ديوانگيي را ديده ايد كه بعد از آن شاهد خلاقيتي بوده باشيد؟


 

۱۵- شما چه چيزي مي دانيد كه بواسطه آن خود را از ديگر مردم متفاوت بدانيد؟


 

۱۶-چه چيزهايي است كه شما را خوشحال مي كند ، اما ممكن است ديگران از آن خوشحال نشوند؟


 

۱۷- چه چيزي هست كه شما دوست داشته ايد انجام دهيد ولي تا كنون انجام نداده ايد؟ چه چيزي شما را عقب نگه داشته؟


 

۱۸- آيا شما بروي نقطه ايي نگه داشته شده ايد كه براي رفتن و عبور كردن از آن نياز به اجازه گرفتن داريد؟


 

۱۹- اگر شما مجبور بوديد به كشور و منطقه ديگري به جز كشوري كه در آن اكنون زندگي مي كنيد برويد، چه كشوري را انتخاب مي كرديد و چرا؟


 

۲۰-آيا شما دكمه آسانسور را بيش از يكبار فشار مي دهيد؟ آيا به نظر شما سرعت حركت آسانسور را زياد مي كند؟


 

۲۱- آيا شما ترجيح مي دهيد يك نابغه نگران باشيد يا يك ساده لوح شاد؟


 

۲۲- چرا شما، شماييد؟


 

۲۳- آيا تا كنون نوعي از دوستي بوده است كه شما بخواهيد دوستي از آن نوع داشته باشيد؟


 

۲۴- كدام بدتر است، وقتي يك دوست خوب از شما دور شده و به دور دست ميرود ، يا از دست دادن ارتباط با يك دوست خوب كه در نزديكي شما زندگي مي كند؟


 

۲۵-چه چيزهايي هستند كه شما بخاطر آنها سپاسگزاري مي كنيد؟


 

۲۶-كدام را انتخاب مي كنيد؟  دوست داريد همه خاطرات قديمي خود را فراموش كنيد ، ويا اينكه هرگز نتوانيد خاطره جديدي ايجاد كنيد؟


 

۲۷- آيا ممكن است شما يكبار حقيقتي را فهميده باشيد بودن اينكه چالشي را گذرانده باشيد؟


 

۲۸-آيا بزرگترين ترس هاي شما به حقيقت مي پيوندد؟


 

۲۹-بياد بياوريد ۵ سال پيش را كه از موضوعي ناراحت بوديد، آيا آن موضوع هنوز مسئله شماست؟


 

۳۰-شادترين خاطره دوران كودكي شما چيست؟ چه چيزي آن را خاص و فراموش نشدني مي سازد؟


 

۳۱-در چه زماني از گذشته هاي نزديك شما احساس شور و هيجان و سرزنده بودن داشته ايد؟


 

۳۲-اگه حالا نه، پس كي؟


 

۳۳-اگر آنچه را مي خواهيد هنوز حاصل نشده است، پس چه چيزي براي از دست دادن داريد؟


 

۳۴-آيا تا به حال به كسي برخورد كرده ايد ، كه بودن گفتن هيچ حرفي از كنار شما رد شده باشد و شما احساس كرده باشيد اين بهترين مكالمه اي بوده كه تاكنون داشته ايد؟


 

۳۵-چرا اديان كه عشق و صميميت را ترويج مي كنند، عامل بسياري از جنگ ها شده اند؟


 

۳۶-آيا ممكن هست بدانيد چه چيز خوب است و چه چيز بد، بدون اينكه شك كنيد؟


 

۳۷-اگر شما امروز برنده يك ميليون دلار بوديد، كداميك از وظايف و كارهاي خودتان را ترك مي كرديد؟


 

۳۸-آيا شما سعي مي كنيد كار كمتري انجام بدهيد، يا بيشتر كارهايي كه دوست داريد را انجام بدهيد؟


 

۳۹-چه احساسي داشتيد اگر مي توانستيد اين روز و امروزتان را صد روز قبل زندگي مي كرديد؟


 

۴۰-آخرين باري كه قدم زنان در تاريكي  فقط با درخشش يك ايده كه واقعا به آن اعتقاد داشته ايد قدم زده ايد كي بوده؟


 

۴۱-اگر هر كسي كه قرار بود فردا بميرد را شما يك روز قبل متوجه مي شديد، امروز براي بازديد چه كسي ميرفتيد؟


 

۴۲- آيا حاضر هستيد ۱۰ سال از عمر شما كاهش پيدا كند ولي به جايش آدم بسيار جذاب و معروفي بشويد؟


 

۴۳-چه تفاوتي بين زنده بودن و زندگي واقعي وجود دارد؟


 

۴۴-كي وقت پايان دادن به محاسبه خطرات و منافع است و شروع حركت رو به جلو با تكيه بر آنچه كه ميدانيد درست است؟


 

۴۵-اگر ما از اشتباهات خودمان چيز ياد مي گيريم، چرا هميشه از اشتباه كردم واهمه داريم؟


 

۴۶-چه كار متفاوتي انجام مي داديد اگر مي دانستيد كه هيچ كسي شما را مورد قضاوت قرار نخواهد داد؟


 

۴۷-آخرين باري كه شما متوجه نفس كشيدن خودتان شديد كي بوده؟


 

۴۸-چه چيزي را دوست داريد؟ آيا هيچ يك از اقدامات اخير شما نشان دهنده اين دوست داشتن بوده؟


 

۴۹-همه تصميم گيري ها در حال حاضر گرفته خواهد شد. حال سوال اين است: آيا شما براي خودتان تصميم مي گيريد ، و يا اجازه مي دهيد ديگران براي شما تصميم بگيرند؟

دسته ها : روانشناسی
سی یکم 2 1390 17:30

 

از جمله قاتلان و مسببان واقعه كربلا كه بوسيله مختار مجازات شدند

فرد جنايت كيفر
شمر فرمانده پياده سوار لشگر يزيد و سر حسين را از تن جداكرد گردنش را زدند و بر بدنش اسب تاختند
خولي او سرحسين را بر نيزه زد و گوشه‌واره از گوش زنان كند كشته او را در آتش انداخت و خاكسترش را بر باد داد
ابن زياد حاكم كوفه در جنگ موصل كشته شدوجسدش را به آتش كشيدند
عمر بن سعد فرمانده سپاه يزيد و شوهرخواهر مختار مختار كفش خود را پوشيد و صورت عمر سعد را زير كفش خود قرار داد سپس دستور داد سر عمر سعد را ببرند
شرجيل بن ذي الكلاع از پشت سر سيلي به حسين زده بود او را به آتش سوزاندند
حصين بن نمير از فرماندهان گروه ‏تيرانداز به سپاه حسين در نزديكي موصل كشته شد
نافع بن مالك كسي‌كه آب را بر حسين بست  
عمرو بن حجاج فرمانده جناح راست لشگر عمر بن‌سعد پس از فرار از دست مختاردر بياباني از شدت تشنگي، مرد.
بشر بن خوط قاتل جعفر بن عقيل گردنش را زدند و جسدش را در آتش سوزاندند.
بحدل بن سليم انگشت حسين را براي انگشترش بريد هر دو دست و پايش را قطع كردند و آنقدر در خون خود غلطيد تا مرد..
زيد بن ورقاء با شمشير، دست راست ‏عباس بن علي را از كار انداخت او را كه رمقي در بدنش بود، زنده در آتش سوزاندند
حكيم بن طفيل پس از قطع دست راست عباس، دست چپ عباس را از كار انداخت آنقدر بر بدن آن تيز زدند تا مانند خارپشت شد و به هلاكت رسيد
سنان بن انس كسي‌كه نيزه بر پشت حسين زد دست و پايش را بريدند و هنوز جان داشت كه او را در ديگ روغن جوشان افكندند
عبدالله بن اُسَيد كسي‌كه خيمه‌ها را آتش زد  
مالك بن نسير با شمشير بر سر حسين زد دست و پاي او را بريدندو به خود پيچيد تا مرد
اسحاق بن حيوه پيراهن حسين را به سرقت برد و پوشيد  
حارث بن نوفل كسي‌كه تازيانه به زينب زد  
مرة بن منقذ قاتل علي اكبر اول دو دست او را بريدند، بعد زبانش را از دهانش بيرون كشيدندو بعد تنش را در آتش سوزاندند
حرمله قاتل علي اصغر دست و پاى او را بريدند، سپس او را بآتش سوزاندند
اخنس بن مرثد از جمله ۱۰نفري كه بر بدن حسين اسب تاختند با اسب هاي تازه نعل، بر بدنشان تاختند
اسحاق بن حيوه از جمله ۱۰نفري كه بر بدن حسين اسب تاختند با اسب هاي تازه نعل، بر بدنشان تاختند
صالح بن وهب از جمله ۱۰نفري كه بر بدن حسين اسب تاختند با اسب هاي تازه نعل، بر بدنشان تاختند
هاني بن ثبيت حضرمي از جمله ۱۰نفري كه بر بدن حسين اسب تاختند با اسب هاي تازه نعل، بر بدنشان تاختند

 

سی یکم 2 1390 17:5

آتش‌نشانان
 

خيلي‌ها فكر مي‌كنند كار آتش‌نشانان خاموش كردن آتش است، ولي اگر يكي از نزديكان شما اين شغل را داشته باشد حتما به شما خواهد گفت كه گاهي از درد رنج مي‌برد. آتش‌نشانان به خاطر حرفه‌شان با حرارت زياد آتش سر و كار دارند و ممكن است در ماموريت‌هايشان دچار سوختگي هم بشوند. درد جسمي در شغل آتش‌نشاني به همين جا ختم نمي‌شود. وقتي يك آتش‌نشان شيلنگ آب بزرگي را كه آب با فشار از آن خارج مي‌شود در دست مي‌گيرد و به جنگ شعله‌هاي آتش مي‌رود، فشار زيادي بر عضلات كمر و بازوانش وارد مي‌شود. اغلب آتش‌نشانان بايد از نردبان‌هاي بلند بالا بروند و همراه خود فردي را كه در ميان شعله‌هاي آتش گير افتاده است را بر دوش خود حمل كنند و پايين بياورند. در اين ميان اگر از ارتفاع زياد سقوط كنند و آسيب جدي ببينند، بايد از شغل خود انصراف بدهند و بازنشسته شوند البته اگر از اين سانحه جان سالم بدر ببرند. از سوي ديگر شيفت‌هاي آتش‌نشانان بسيار طولاني است و مجبورند در تمام طول شب و گاهي دو روز پشت سر هم در ايستگاه‌هاي آتش‌نشاني بخوابند كه تشك‌هاي نامناسب و تخت‌خواب‌هاي غيراستاندارد در استراحتگاه‌ آنها باعث بروز كمردرد خواهد شد. با اين حال، آتش‌نشانان مرداني قوي و با اراده هستند كه بدن‌شان را براي انجام هر كاري، در هر زماني كه به آنها ماموريت داده مي شود، آماده مي‌كنند.
 

خلبانان و مهندسين پرواز
 

خلبان شدن و پرواز بر فراز ابرها آرزوي خيلي از بچه‌هاست، ولي وقتي از دور به اين حرفه نگاه مي‌كنيد، شايد از فشار كاري سنگيني كه يك خلبان تحمل مي‌كند، خبر نداشته باشيد. گاهي ساعت‌ها پرواز و بيداري باعث بروز سردرد در خلبان مي‌شود. گرچه پروازهاي خلبانان برنامه نوشته شده‌اي دارد، ولي گاهي به دلايلي مانند اوضاع نامساعد جوي، لغزندگي باند و… پرواز به تاخير مي‌افتد و برنامه خواب و استراحت خلبانان را به هم مي‌زند.
اگر شما يك خلبان باشيد گاهي لازم است چند بار در طول روز هواپيمايتان را عوض كنيد و كيف خود را همراهتان از يك هواپيما به هواپيماي ديگر ببريد كه حمل اين كيف سنگين در يك سمت بدن، به مرور زمان باعث آسيب ستون فقرات‌تان و بروز درد مي شود. از سوي ديگر، ساعت‌هاي طولاني پرواز و در يك موقعيت ثابت نشستن يكي ديگر از دلايل بروز دردهاي جسمي در خلبانان است. توجه به اين دردها و رفع آنها در حرفه خلباني مهم است، چون ممكن است تمركز خلبان را به هم بزند و جان صدها مسافر را به خطر بيندازد.
ناگفته نماند كه مهندسين پرواز نيز زمان بسيار زيادي را در معرض مواد شيميايي هستند و نه فقط آنان بلكه خلبانان زمان زيادي در حين پرواز در كنار خطوط قوي برق به سر مي برند كه با چشم غير مسلح نيز ديده مي شود.
 

پليس ها
 

بعد از خلباني، پليس شدن آرزوي بسياري از پسر بچه‌هاست، ولي خيلي از اين آرزوها در بزرگسالي با ديدن دشواري شغل پليس‌ها به فراموشي سپرده مي‌شود. در خيابان‌هاي شلوغ بين ماشين‌ها ساعت‌ها ايستادن و ترافيك را هدايت كردن و يا در تعقيب و گريز خلافكاران و جنايتكاران شركت كردن، از اين حرفه شغلي پُر استرس مي‌سازد كه اين استرس هم بر جسم و هم بر فكر و روح پليس‌ها وارد مي‌شود. بسياري از پليس‌ها در هنگام انجام وظيفه زخمي مي‌شوند و صدمه مي‌بينند. ساعت‌هاي طولاني در اتومبيل پليس نشستن و رانندگي كردن و يا سر چهارراه ايستادن باعث بروز كمردردهاي مزمن در پليس‌ها مي‌شود.
 

شيشه پاك كن هاي آسمان خراش ها
 

شما بايد قدرت بدني بسيار بالايي داشته باشيد تا بتوانيد در دبي شيشه پاكن شويد. يكي از اين كارگرها بدون كمربند ايمني، بدون كلاه ايمني و درحقيقت بدون هيچ وسيله اي كار مي كند و تنها به فكر برق انداختن شيشه هاي ساختمان براي ساكنان آن است. اين كاركنان در امارات هيچ اعتراضي به وضع كاري خود ندارند چون مي دانند در صورت اعتراض كارگر ديگري استخدام مي شود.
 

كارگران ساختماني
 

به انواع فلزها و آهنهايي كه در كنار اين كارگران جمع شده است توجه كرده ايد؟ به ويژه آن دسته اي كه بر روي داربست ها قرار مي گيرند. در واقع نبايد اين كارگران زياد تكان بخورند تا با دقت و آرامش به كار خود مشغول باشند. لحظه اي فراموش كردن اين مسئله، معادل سقوط آنان خواهد بود و اگر چنين شود امكان زنده ماندنشان بسيار كم است.
از آن گذشته ساعت‌هاي طولاني روي داربست‌هاي ساختمان هاي چند طبقه كار كردن، راه رفتن روي تيرآهن‌ها در ارتفاع چند متري و كار با بالابر‌هاي سنگين، سلامت جسمي كارگران را تهديد مي كند. ولي بسياري از كارگران بعد از وارد شدن آسيب جسمي، به دليل ترس از بيكار شدن، از شكايت و گرفتن طول درمان از كارفرمايان خود صرف نظر مي‌كنند و درمان اساسي انجام نمي‌دهند. از سوي ديگر، كار بدني سخت و بارهاي سنگين را بر دوش حمل كردن فشار زيادي را بر بدن، ستون فقرات و عضلات كارگران ساختماني وارد مي‌كند كه طي سال‌ها باعث دردهاي عضلاني اسكلتي زيادي خواهد شد.
 

كارگران دكل هاي تلفن همراه
 

اين شغل يكي از خطرناك ترين مشاغل به شمار مي رود. زيرا شركت هاي تلفن همراه تلاش مي كنند تا دستگاه هاي گيرنده خود را در بالاترين نقطه ممكن نصب كنند و اين كار بايد به دست كساني انجام شود كه در بالاترين نقطه اين دكل ها قرار گيرند و مبادرت به اين امر كنند. خطر از دست رفتن تعادل و برق گرفتگي هميشه در اين كار به قوت خود باقي است.
 

كارگران خطوط برق فشار قوي
 

علت خطرناك بودن اين شغل بر همه عيان است. علاوه بر بالا رفتن از سطح زمين، حفظ تعادل در زواياي مختلف حين كار، آن هم كار با چيزي كه خود خطر مرگ را نزديك مي كند. سالانه بيش از 34 نفر از كارگران دست اندر كار در اين امر در سراسر دنيا جان خود را از دست مي دهند.
 

سيم كش هاي هوايي
 

ممكنه اولين بار كه اين آدم ها رو بالاي سيم ها ببينيد به چشم هاي خودتون شك كنيد در حالي كه واقعا اين شغل مخاطره آميز وجود داره. اين آدم ها كه تعداد آنها بسيار كم هست، فوق العاده در كارشون تخصص دارند.
 

خنثي كنندگان مين
 

تا به امروز تشخيص دستي و بدون استفاده از ربات و ماشين بهترين روش كشف مين است زيرا اگر بخواهيم خوش بين باشيم ربات ها 80 درصد مين ها را كشف مي كنند و اين درحالي است كه انسان ها تا 99/6 درصد را كشف مي كنند.
 

مسئولين جمع آوري زباله ها
 

اين افراد هر روزه مي بايست تمام زباله ها را جمع آوري كرده و محل آن را تميز كنند و هر روزه هم با مواد شيميايي اسيدي سر و كار دارند. البته اگر خوش شانس باشند و فقط در شهر كار كنند. جمع آوري زباله هاي صنعتي خطر بيشتري را به همراه دارد. خطر بريده شدن دست و بدن با وسايل تيزي كه خود را لابه لاي آشغال ها پنهان كرده اند نيز دور از انتظار نيست. البته بگذريم از رانندگاني كه نسبت به حضور رفتگران در خيابانها بي توجه هستند و حادثه مي آفرينند.
 

كشاورزان و گله داران اسب
 

هر روز كشاورزان با مواد شيميايي سر و كار دارند كه استفاده نابجاي آن و بي تجربگي در لحظه اي كار دستشان مي دهد و بسياري از كساني كه به مراقبت و پرورش اسب مشغولند گاهي با بي توجهي در معرض آسيب اسب قرار مي گيرند. شايد لازم نباشد كه بگوييم يك ضربه پاي اسب به بدن انسان چه مي كند.
 


سقف سازان
 

چيزي كه شرايط كار را سخت تر مي كند تنها قرار گرفتن در بلندي و جاي خطرناك نيست. بلكه اين كارگران بايد وسايل زيادي را با خود حمل كنند. عجله اتمام كار اين كارگران خطر اين كار را بيشتر مي كند. گرما و گاهي سرما، شرايط نامتعادلي كه در آن قرار دارند همه مزيد بر علت عجله در كارشان مي باشد. در هر صورت يك بي احتياطي كوچك مي تواند حادثه بدي را رقم بزند.
 

رانندگان كاميون‌
 

اگر شما يك اتومبيل ‌سواري داشته باشيد و با آن به سفر برويد خيلي آسان است، هر وقت كه احساس خستگي مي كنيد مي توانيد در كنار جاده پارك كنيد و كش و قوسي به بدن‌تان بدهيد، ولي پيدا كردن مكاني مناسب براي پارك كردن يك كاميون اغلب دشوار است. به همين دليل، رانندگان كاميون ساعت‌ها در يك موقعيت بدني ثابت رانندگي مي‌كنند و فشار زيادي به عضلات و ستون مهره‌هايشان وارد مي‌شود. رانندگي در جاده‌هاي كوهستاني نيز مشكل ديگري است كه راننده علاوه بر فشار دادن بي‌وقفه ي پا روي پدال گاز، بايد كاميون سنگين را از سربالايي بالا ببرد كه اين كار فشار زيادي را بر بدن و ستون مهره‌ها وارد مي‌كند. به همين دليل كمردرد و مشكلات ديسك كمر و به دنبال آن فشار روي اعصاب پا و پا درد در ميان رانندگان كاميون شايع است و كار وقتي بدتر مي‌شود كه به اين دردهاي هشدار‌دهنده توجهي نكنند و چون بيشتر عمرشان در جاده مي‌گذرد، از مشورت با يك پزشك كوتاهي كنند.
 

نوازندگان
 

نوازندگان نيز جزء مشاغلي هستند كه باعث درد‌هاي مزمن مي شوند. سندرم تونل كارپال يكي از اين درد‌ها است كه مچ دست نوازندگان را درگير مي‌كند. در اين شرايط لازم است مچ‌ها را در مچ بندهاي ويژه‌اي كه متخصص ارتوپد تجويز مي‌كند، قرار دهند و براي رفع درد و برآمدگي و تورم مچ‌ها، كورتيزون تزريق كنند. بسياري از نوازندگان مجبورند ساعت‌هاي طولاني بدون حركت بنشينند و بنوازند كه اين كار باعث بروز درد در عضلات كمر، پشت و شانه‌هايشان خواهد شد. ورزش كردن روزانه و گرم كردن عضلات دست پيش از نواختن، به كاهش اين دردها كمك مي‌كند.
 

تايپيست‌ها
 

اگر شما به صورت تفنني مطالبي را تايپ كنيد، شايد مشكلي نداشته باشيد، ولي اگر مجبور باشيد اين حرفه را به عنوان شغلي برگزينيد كه مخارج زندگي خود را از آن تامين كنيد، لازم است ساعت‌ها با انگشت هاي‌تان كار كنيد و مچ‌تان را ساعت‌هاي طولاني در يك موقعيت ثابت نگه داريد. سندرم تونل كارپال در ميان تايپيست‏ها نيز شايع است.
 


دندانپزشكان
 

شايد شغل دندانپزشكي از نظر كسي كه از دور به آن مي‌نگرد شغلي راحت و پردرآمد باشد، ولي از دردهاي مزمن اين حرفه، فقط دندانپزشكان خبر دارند. دندانپزشكان مجبورند ساعت‌هاي طولاني در يك موقعيت بدني ثابت روي دندان‌هاي بيمار‌شان كار كنند. كار كردن در يك فضاي كوچك كه فاصله‌ها ميلي‌متري است، مستلزم دقت و تمركز زيادي است. به همين دليل به دندانپزشكان توصيه مي‌شود صندلي‌ها و يونيت‌هاي دندانپزشكي را خريداري كنند كه ارگونوميك هستند و از كمر، پشت، پاها و دستان‌شان در هنگام كار حمايت مي كنند. در ضمن توجه به اصول صحيح نشستن و نسبت به بيمار در يك موقعيت مناسب قرار گرفتن مي‌تواند از بروز اين دردها در كوتاه مدت و طولاني مدت پيشگيري كند.
 


پرستاران
 

نتايج بررسي‏ها نشان مي‌دهد پرستاران بيش از صاحبان مشاغل ديگر، از كار خود به دليل بيماري و يا آسيب جسمي مرخصي مي‌گيرند. اگر شما در بخش توان‌بخشي پرستار باشيد، بايد با بيماراني كار كنيد كه توانايي كنترل بدن خود را ندارند و در حين جابه‌جا كردن آنها يا كمك به توان‌بخشي‌شان، فشار زيادي بر بدن‌تان وارد مي‌شود و حتي ممكن است تعادل شما هم به هم بخورد و زمين بخوريد و دچار آسيب شويد. بارها خم شدن جلوي بيماران تا كفش‌هايشان را بپوشند، كمك به آنها براي راه رفتن، حمام كردن، مرتب كردن بدن آنها وقتي به تختخواب باز مي‌گردند، فشار زيادي بر بدن پرستاران وارد مي‌كند. جلوگيري از وارد شدن فشار كاري به بدن و كمك خواستن از متخصصان در هنگام بروز درد، بهترين راه براي رهايي از دردهاي مزمن اين شغل است.
 


قطع درخت و هيزم شكني
 

شايد خيلي تعجب آور باشد كه اين كار جزء مشاغل خطرناك به شمار مي رود اما همين تعجب است كه گاهي كار دست كارگر آن مي دهد. فشار اين كار به قدري زياد است كه گاهي فشاري كه به جسم وارد مي شود ناديده گرفته مي شود. شخص بي نوايي كه به اين كار مشغول است معمولا متوجه اين فشار نيست. ضربات مدوام با تبر بر سر چوب با اندكي ناديده گرفتن فشار بدني، ممكن است حادثه اي را براي فرد به دنبال داشته باشد. به زباني ديگر اين كار، كار هر كس نمي باشد كه آن را ساده انگاشت.
 

ماهيگيران
 

ماهيگيران مي بايست زمان بسيار زيادي را در درياها سپري كنند و اين زمان با به هم ريختن هوا و يا بادهاي شديدي همراه است كه هميشه قابل پيش بيني نيست. ماهيگيراني كه در سطح بين المللي مشغول به اين كار هستند بسيار از ساحل فاصله گرفته و به عميق ترين نقاط درياها سفر مي كنند. نجات جان آنها تنها به جليقه نجاتي كه برتن دارند بستگي دارد. اگر بر اثر طوفان و در شرايط متلاطم دريا به آب بيفتند نجات آن ها بسيار سخت مي شود.
 

معدنچيان
 

با توجه به خبر چند وقت پيش معدنچي هاي شيلي كه در عمق 700 متري زمين گير افتادند خطرناك بودن اين شغل واقعيتي غير قابل انكار است.
 

آموزش دهندگان شيرها
 

حتي صداي غرش شيرها بدن را مي لرزاند اما لحظه اي به اين فكر كنيم كه شير عصباني شود و تنها با آن در يك قفس باشيد. تصورش هم ترسناك است. اينطور نيست؟
 


انسان به جاي سيبل هدف
 

اين شغل جديداً در سيرك ها مرسوم شده است و به وسيله ي پرتاب كردن چاقو به اطراف يك دختر، دقت در نشانه گيري و پرتاب خود را به نمايش مي گذارند. يعني به نحوي با بازي كردن با جان ديگران كه ارزشمندترين چيز براي هر كسي است، كسب درآمد مي كنند.
 

عاملان حمله هاي انتحاري
 

حمله انتحاري نوعي خودكشي عقيدتي به قصد ديگركشي و صدمه زدن به كسي است كه او را دشمن مي نامند. در اين نوع از خودكشي فرد دست به طراحي و اجراي يك برنامه تخريبي مي‌زند كه طي آن خود را وسيله آسيب زدن به دشمن قرار دهد و از بين ببرد. اين شكل خودكشي را مي‌توان نوعي حمله منفعلانه به دشمن دانست.
امروزه حملات انتحاري از خطرناك‌ترين اقدامات تخريبي به حساب مي‌آيد و موجب ترس تمامي دولت‌ها و ملت‌ها شده‌ است. دليل اين ترس همگاني دشواري بي‌نظير كنترل آن است. زيرا فردي كه خود را آماده مرگ كرده‌ است ديگر ترسي از چيزي به خود راه نمي‌دهد و غيرقابل مهار به نظر مي‌رسد.
 

هنرنمايي باتمساح
 

آيا شما اين جرأت را داريد كه سر خود را به داخل دهان تمساح بگذاريد؟ البته كه نه و شايد در مقابل ميليون ها دلار پول هم راضي به اين كار نباشيد ولي بد نيست بدانيد در باغ وحشي در تايلند اين نوع هنرنمايي يا به لفظي بازي با جان به نمايش گذاشته مي شود.

 

دسته ها : دانستنیها
بیست و نهم 2 1390 13:56

خواص : توت فرنگي، ميوه اي شبيه توت است ولي كمي درشت تر، رنگش قرمز و طعم آن ترش و مطبوع است.
بوته اش كوتاه و داراي برگهايي درشت و ساقه هايي باريك و خزنده است كه روي زمين مي خوابد و ريشه مي دواند.
قسمت هايي كه از بوته توت فرنگي مورد استفاده قرار مي گيرند، عبارتند از: ميوه ، برگ و ريشه .
توت فرنگي به صورت هاي گوناگون مورد استفاده قرار مي گيرد: خام، جوشانده، مربا، شربت و بستني.


خواص تغذيه اي توت فرنگي و اثر آن در سلامتي انسان :

توت فرنگي منبع خوبي از فيبر، ويتامين C، فولات، پتاسيم و آنتي اكسيدان ها مي باشد .
كه اين مواد مغذي باعث مي شوند توت فرنگي بعنوان يك جايگزين شيرين، باعث افزايش سلامت قلب، كاهش خطر ابتلا به انواع سرطان و در كل ارتقاء سلامتي بدن شود.
همچنين داراي املاح كلسيم، آهن و فسفر مي باشد. از مواد موثر مهم آن مي توان تانن، موسيلاژ، قندهاي مختلف، ساليسيلات ها و به خصوص اسيدهاي ميوه را نام برد.
توت فرنگي سرشار از ويتامين و فاقد چربي اشباع است و كالري كمي دارد.
يك واحد توت فرنگي معادل ۸ عدد است كه ۵۰ كالري انرژي دارد.
توت فرنگي مانند ساير توت ها مثل شاه توت، توت سفيد، تمشك و… پاك كننده روده و مثانه است.
تحقيقات اخير نشان داده است، دريافت روزانه يك واحد توت فرنگي باعث افزايش قابل توجهي در مقدار فولات خون شده و نيز فشار خون بالا را كاهش مي دهد .


از ديگر خواص توت فرنگي مي توان به موارد زير اشاره كرد :

- مصرف اين ميوه علاوه بر وجود انواع ويتامين، املاح و آب كه هر كدام اثرات خود را بر بدن اعمال مي كنند داراي خاصيت تقويت كننده، ملين و خنك كننده نيز مي باشد.
- توت فرنگي از تصلب شرائين جلوگيري مي نمايد.
- توت فرنگي اشتها آور است و ادرار را زياد مي كند.
- دم كرده برگ توت فرنگي در زياد كردن ادرار و شير بانوان مفيد است.
- دم كرده برگ توت فرنگي يا ميوه توت فرنگي مي تواند نقرس و سنگ هاي مثانه را معالجه كند.
- املاح معدني موجود در توت فرنگي خاصيت مسهلي به آن بخشيده است، زيرا اين املاح عضلات روده را به انبساط و انقباض وادار مي كند و به همين جهت توت فرنگي براي درمان يبوست مؤثر است.
- اگر توت فرنگي را له كنيد و در آب بريزيد، نوشابه اي به دست مي آيد كه براي درمان تب هايي كه با بيماريهاي التهابي همراه مي باشد، بسيار مفيد است.
- توت فرنگي به علت داشتن آهن و ويتامين C در خونسازي بدن مؤثر است.
- توت فرنگي به علت دارابودن مقادير كافي كلسيم و فسفر، در رشد و نمو كودكان و نوجوانان ، استحكام دندان ها و ترميم شكستگي استخوان ها بسيار مؤثر است.
- توت *فرنگي حاوي موادي چون فسفر، كلسيم، منيزم، پتاسيم و مقداري آهن و هيدرات ۲ كربن بوده و در بدن توليد انرژي كرده و خستگي را برطرف مي*كند.
- توت فرنگي به دليل داشتن ويتامين C ، در درمان بيماري لثه مؤثر بوده و به هضم غذا كمك زيادي مي*كند.
- دانشجويان و افرادي كه تمرينات فكري مي*كنند، بهتر است حتما توت فرنگي ميل كنند چرا كه خوردن اين ميوه باعث تامين فسفر مورد نياز مغزشان ميشود.
- همچنين، توت فرنگي به علت داشتن ويتامين B در كاهش و رفع ترس، عصبانيت، خمودي، اضطراب، هيجان و سستي مؤثرست.
- توت فرنگي نقش مهمي در خونسازي بدن دارد و از خاصيت ضدعفوني كننده*اي برخوردارست. علاوه بر اينها خوردن توت فرنگي باعث پاك شدن خون از مواد مضر و زايد مثل اوره، اسيداوريك و چربي مي*شود و نيز درمان كننده نقرس است.
- ويتامين A موجود در توت باعث رشد ناخن*ها و تقويت چشم مي*شود.
براي بيماريهاي سنگ مثانه و نقرس مفيد است ، همچنين باعث رفع تب مي شود. با آنكه داراي قند است اما براي بيماران ديابتي مضر نيست ، باعث طول عمر مي شود از سكته جلوگيري مي كند و داراي ويتامينهاي C، B فسفر ، آهك،منيزيم ، پتاسيم ،سديم ، قند آهن ، يد و… است .

بیست و هشتم 2 1390 20:56
X